
نوشته اصلی توسط
گیسو کمند
سلام جناب امین
سلام خانم گیسو کمند
من فقط از آخرین پست پاییزه متوجه شدم یکی نشسته روی صندلی
و بعد متوجه شدم شما هستید
و بعد متوجه شدم و یادم اومد شما علاقه به حدیث داریدحسی که به یه معدن پر از طلا و الماس ممکنه بهم دست به احادیث دارم. حالا فکر کنید یه نرم افزار پرحدیث پیدا کنم از هول هلیم میفتم تو دیگ
سوالات ملکوتی من :)
1- اطاعت برتره یا عبادت. چرا؟ به نظرم عبادت بالاتره، چون هدف آفرینش عبادته. توی عبادت حس خوب بیشتری هست، ولی اطاعت هم روی دیگر سکه عبادت یه جورایی روی هم تاثیر میگذارن. حضرت موسی(ع ) داره میره کوه برای عبادت، یکی بهش میگه به خدا بگو چرا من این همه معصیت میکنم مجازاتم نمیکنی، خدا بهش میگه وقتی برگشتی بگو همین که از نمازت لذت نمیبری بزرگترین تنبیه من بوده
2- شما بیشتر اطاعت می کنید یا عبادت؟ ا
ول و بیشتر عبادت میکنم. یعنی بعد انتخاب دینداری اول شروع به عبادت کردم بعد رفته رفته سعی کردم احکام رو قبول کنم.
3- آخرین باری که پا روی نفستون گذاشتید و عبادت کردید کی بود؟ کامل توضیح بدید ممنونم
4- آخرین باری که پا روی نفستون گذاشتید و اطاعت کردید کی بود؟
سوال سه و چهار با هم دیگه برای من اتفاق افتاد، فرودین ماه یه احساسی بهم دست داد که تو نیاز به اوج گرفتن داری ولی انگار این نماز دیگه داره مزاحم اوج گرفتنت میشه، اما وقتی نماز میخوندم اون حسی که نماز مزاحم اوجه تا دو سه ساعت کنار میرفت، تقریبا همزمان با این قضیه برای ازدواج کیسی پیدا شده بود که چندین بار صحبت کرده بودیم. اونم تقریبا مستقل و کارمند بود. یه روز گفت میخام یه روز کامل مرخصی میگیرم که مفصل تر با هم صحبت کنیم.قرار دو روز دیگه رو گذاشت. توی این دو روز هم مقداری تلفنی و چتی صحبت کردیم.ولی احساس کردم این یه دیدار داره خطری میشه.دختر خوبی بود ولی یه مقدار عزت نفسش پایین بود وخودشو خیلی دوست نداشت این باعث میشد فکر کنه که باید برای پذیرفته شدن یه کم به من باج بده، توی حرفهایی که رد وبدل شد فهمیدم. اینکه که بگم وسوسه نشدم دروغه. یه زلزله هشت ریشتری به جونم افتاد، انواع و اقسام توجیهات اومد به ذهنم، حتی وقتی خودم قانع کردم که این دیدار لغو کنم، تازه توجیه رودربایستی هم میومد. وقتی توی این افکار پریشان میشدم. دوباره احساسی بهم میگفت اجازه بده فردا اون آرومت میکنه. خلاصه آخر سر هر چی فکر کردم دیدم عشق ارزشمندی از این ارتباط و آشنایی بوجود نمیاد همیشه معتقد بودم بالای عشق ارزشمند خدا قرار داره. شبی که فرداش میخاست مرخصی بگیره گفتم منصرف شدم. البته بازم اصرار کرد هر چی بهانه میاوردم قبول نمیکرد یه جوری توجیهش میکرد. خلاصه دیگه آشنایی رو ادامه ندادم. بعد این اتفاق که دیگه نزدیک ماه رمضان بود خودم رو دست خدا سپردم که توی ماه کمکم کنه مساله جدیدم با نماز حل بشه. .وقتی از ادامه اون دیدار منصرف شدم یه احساس آرامش و آزاد شدن بهم دست داد. در کنارش طوری لذت نماز رو چشیدم که اصلا با لذت سالهای قبل قابل مقایسه نبود. بعدش متوجه شدم اون اوج دقیقا قرار بود توی نماز بهم دست بده. یعنی شیطان چند قدم جلوتر مرحله بعدی آدمها رو میدونه، میفهمه قراره مثلا نماز بال به آدم بده .میاد قبل اینکه این اتفاق بیفته نماز تو چشم آدم کم اهمیت جلوه میده شاید ترکش کنی یا خوارش کنی و بنداریش آخر وقت
5- گفتید اخرین حدیتثتون غیبت بود.
چرا ملکوت غیبت، خوردن گوشت فرد غایب هست؟چون داره آبروی غیب شونده رو میخوره، دیگران بهش بدبین میشن ممکنه دفعه بعد که اونو ببینن رفتار سردی نشون بدن اونم آسیب ببینه
و اینکه چرا غیبت کننده اون دنیا با منافق و مشرک محشور میشه؟ چه ربطی دارن به همدیگه ؟ چون ریشه غیبت توی ترسه اگه خیلی از کسی ناراحتیم یا میریم به خودش میگیم یا کلا براش دعا میکنیم اینجوری مشکل حل میشه. ولی غیبت کننده با دورویی خودش رو تخلیه میکنه.
6- ملکوت نماز شب قشنگ تر و باحال تر و پر پیمون تره یا ملکوت گرفتن دست همسر؟ سوال سختیه، اگه قرار باشه بین نماز شب و گرفتن دست همسر یکی انتخاب بشه به نظرم دست همسر واجبه. توی همان نمازهای واجب ، نماز متاهل ارزشش از نماز مجرد بالاتره. و اینکه پیامبر(ص ) میگه؛ نشستن مرد در کنار همسرش دوست داشتنی تر ار اعتکاف در مسجد من است. اما معمولانماز شب و محبت به همسر مزاحم همدیگه نمیشن .میگن حتی وقتی حال ندارید همون یه رکعت وتر بخونید. هر چی ایمان بنده به خدا زیاد بشه محبتش به همسرش هم بیشتر میشه اینم حدیثه
پیشاپیش از حضور شما در صندلی داغ و صرف زمان برای سوالاتم ممنونم.
علاقه مندی ها (Bookmarks)