دوستان عزیزم ممنون از همدردی و نظراتی که لطف کردین ارایه دادین.
عذرخواهی میکنم که تک تک اسم نمیبرم چون واقعا حال و حوصله نوشتن ندارم.به همین خاطر اصلا نتونستم تاپیکی ایجاد کنم.همین که چند تا دوست وجود دارن که با وجود مجازی بودن درکت میکنن آرومم میکنه.
من شدیدا حس انتقام دارم.تا چند روز پیش فقط میخواستم هر چه سریعتر این موجود کثیف رو از زندگیم پرت کنم بیرون و بهش گفتم در قبال بخشش مهریه بیا طلاقم بده اما بعدش فکر کردم که من همه چیزمو باختم از همه مهم تر آسیب هایی که به روح و روانم وارد شده با هیچی قابل جبران نیس.
به همین دلیل به وکیلم گفتم من تمام مهریه ام رو میخوام حتی اگه بگه طلاقش نمیدم اوکی قبول طلاق نده اما مهریه رو بده.تمام اموالش،خونه،ماشین،حسابهای بانکی و...رو توقیف کردم.اما خواسته مهم تر این بود که حتما قضیه خیانتها باید پیگیری بشه که با شواهد و قرائن و مدارکی که برای وکیل توضیح دادم به احتمال 99 درصد خیانت جنسی بوده و تا این موجود کثیف و اون زنهای کثیف تر از خودش رو رسوا نکنم آروم نمیگیرم تا شوهر بدبخت اون زنه هم متوجه خیانت زنش بشه.
چیزی که برام درد این خیانت رو بیشتر میکنه اینه که یه وقتی یکی خیانت میکنه میگن همسرش لابد براش تو یه زمینه ای کم گذاشته اما این نامرد از قبل از ازدواج با من با این زنه ارتباط داشته تا چند روز پیش.
خیانت دردناکترین حسی هستش که یه نفر میتونه تجربه بکنه.یه درد عجیب که خیانت کننده ککش هم نمیگزه اما کسی که در حقش خیانت شده زجرکش میشه.
امروز به مادرم گفتم میشه یکی دو ساعت من تو خونه تنها باشم.وقتی تنها شدم به حدی داد زدم،زار زدم تا بلکه یکم آروم شم.
عذرخواهی میکنم دوستان اما وقتی یادم میفته با چند تا هرزه تر از خودش رابطه داشته و بدن نجسش به بدن من خورده از خودم چندشم میشه.
روحیه مو کاملا باختم.از کل کارای روزمره ام عقب موندم.این چند روز درگیر پیدا کردن وکیل و کارای مربوط به اون بودم و فرصت نکردم برم پیش مشاور.
دوستان عزیز مجددا عذرخواهی میکنم اگه از کلمات نامناسب استفاده کردم.
فقط امیدوارم بتونم این بحران وحشتناک رو با آسیب کمتری پشت سر بذارم.
شاید به خاطر اوضاع بحرانیم دیگه نتونم پاسخ بدم به همدردی هاتون اما حتما سر میزنم به تالار![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)