به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 اردیبهشت 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1400-2-18
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    1,292
    سطح
    19
    Points: 1,292, Level: 19
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 10 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    روانشناسی که رفتم حرفام شنید و بعد گفت باید ذهنت رو تربیت کنی طوری که از این فکر فرار کنه و بترسه
    برای این کار لازمه غرق بشی توی این افکار و تو اوج استیصال یکهو محکم بزنی روی دستت یا خودت رو نیشگون بگیری تا ذهنت یاد بگیره فکر به این موضوع تنبیه در پی داره و کم کم ازش فاصله بگیره
    یک مدت این کار کردم اما بدتر شدم چون وقتی غرق میشم توی این افکار بیشتر بهم حمله استرسی دست میده

    روانپزشک هم صحبت خاصی باهام نکرد
    توضیح دادم مشکل رو
    یکسری دارو برام نوشت همین

  2. #12
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    294
    Array
    آقای اردلان ممکن هست این به گذشته شما مرتبط باشه و از این رو بنظرم بد نیست اگر باز هم مشورت با یک متخصص بگیرین.

    اما به هر صورت شما بیاین و سهم خودتون رو در اتفاق بررسی کنین. بیشترین رنجی که ما میکشیم برای این هست اتفاقات رو همانطور که رخ دادن میذاریم لای پوشه و قرار میدیم تو قفسه ذهنمون و روی اون پرونده های نوشته های خاصی هست مثل مرگ دوستم . توش هم شرحی از اتفاق اونروزه و هیچوقت هم بهش سر نمیزنیم و بررسیش نمی‌کنیم، اما میبینیمش و رنج میکشیم.

    سهم خودتون رو از ماجرا بیرون بکشین.
    مثلا یه غذایی تهیه میشه و شما تو تهیه اون سهمی داشتین. فرضا موادش رو تأمین کردین. آیا میتونین بگین من از صفر تا صد خودم بودم و همه ی غذا به همت من انجام شد؟ نه
    چون اون مواد رو آماده نکردین، اونا رو ترکیب نکرده و نپختین. سهم شما تنها خرید اون مواد بوده مثل گونی برنج، چند کیلو گوشت و ...
    ........................

    این اتفاق هم همین هست، شما اونروز تماس گرفتین و دوستتون در راه آمدن تصادف کرد و به رحمت خدا رفت.
    چند سؤال از خودتون بپرسین؛

    _ من مطمئنم که اون عمرش تموم نشده بود و اون روز، روز آخر زندگیش نبود؟ اگر بله ، از کجا به این یقین رسیدم؟ خب ممکن بود تو خونه از پله بیافته، از پشت بوم بیافته، لقمه تو گلوش گیر کنه و دچار خفگی بشه، گاز گرفتگی براش پیش بیاد، سکته کنه، زلزله بیاد و زیر آوار بمونه ... حتی قبل اینکه از در بیاد بیرون و بیاد سر قرار با من.

    _ حالا که زنگ زدم و آمد ، من تو اون صحنه رخ دادن حادثه حضور داشتم؟ من پشت اون فرمان بودم؟ من مسئول مراقبت از دوستم بودم یا خودش؟

    _ آیا من در برابر اتفاقی که از اختیارم خارجه مقصر هستم؟ من یک انسانم با اختیارات محدودم اگر غیر از اینه جلوی زلزله و سیل و ... رو بگیرم و ایندفعه جان عده ای رو نجات بدم.

    _ الان چکار میتونم بکنم؟ چطور میتونم حال او و خودم رو خوب کنم؟ حال کی با گریه و غم و انزوا خوب شده که حال ما خوب بشه؟

    _ در ضمن برنامه ی زندگی پس از زندگی رو ببینید .
    قسمتی که مربوط به آقای مهدی اسفندیاری بود جوانی از دنیای آنجا توصیه ای به مهدی اسفندیاری در رابطه با رفتار خانوادش کرد که بهتون کمتون میکنه.

    و اینکه توصیه دوستان هم خوب بود .
    ویرایش توسط سحر بهاری : یکشنبه 19 اردیبهشت 00 در ساعت 20:11

  3. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    Ardalan19 (یکشنبه 19 اردیبهشت 00)

  4. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ardalan19 نمایش پست ها
    روانشناسی که رفتم حرفام شنید و بعد گفت باید ذهنت رو تربیت کنی طوری که از این فکر فرار کنه و بترسه
    برای این کار لازمه غرق بشی توی این افکار و تو اوج استیصال یکهو محکم بزنی روی دستت یا خودت رو نیشگون بگیری تا ذهنت یاد بگیره فکر به این موضوع تنبیه در پی داره و کم کم ازش فاصله بگیره
    یک مدت این کار کردم اما بدتر شدم چون وقتی غرق میشم توی این افکار بیشتر بهم حمله استرسی دست میده

    ***تکنیک مدیریت ذهن مراحل مختلفی داره
    روانشناستون همه مراحل را بهتون نگفته ،،، یا شاید شما بقیه را اینجا ننوشتید :
    1- تعهد به تغییر
    2- سئوالات انگیزشی ( مثلا اگه تغییر نکنم چه اتفاقی می افتاد و .....)
    3- قطع الگو
    4- جایگزینی الگو
    5- تکرار الگو
    6- تست الگو
    شما فقط مرحله 3 را انجام دادید ،،برای همین تغییری احساس نمی کنید .
    علاوه بر روانشناسی معنوی ( بسیار مهمه ) ،تکنیک های روانشناختی این مسائل هم مهمه و کمک می کنه .
    موارد بالا را از مشاور حضوری بپرسید .
    مشاوری که به هر دو تسلط داشته باشه بهتره .
    خود فرد مهمه که در بُعد معنوی خودش را تقویت کنه تا راحتر مسیر جلو بره براش .



    ***دارو درمان هست ولی شفا نیست .
    باید یه دوره ای بر طبق صلاح مشاور اگه لازم بود ، دارو تجویز بشه تا نورون های مغز به شرایط عادی برگرده .
    وقتی برگشت حالاباید برید سراغ شفا .
    یعنی تمرینات روانشناختی ،،،،که این ، لازمه تلاش و تمرین و زمان هست .


    موفق باشین .


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : یکشنبه 19 اردیبهشت 00 در ساعت 21:13

  5. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    Ardalan19 (یکشنبه 19 اردیبهشت 00)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 اردیبهشت 00 [ 02:26]
    تاریخ عضویت
    1400-2-18
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    1,292
    سطح
    19
    Points: 1,292, Level: 19
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 10 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم

    به خدا هزار بار خودم توجیه کردم
    اما مشکل اصلیم این هست که وقتی عمیق فوکوس میکنم رو این موضوع یهو حالم بد میشه ، ضربان قلبم میره بالا
    نفسم میگیره
    حالت تهوع و دلپیچه میگیرم

    و آخر سر هم میرسم به اینکه اگر من جای قرار رو عوض نکرده بودم اون الان زنده بود
    خاک بر سرم ، به خدا هیچ قصدی برای آسیب بهش نداشتم
    گفتم اون ور شلوغه بیا بریم این ور

    راهی، درمانی چیزی نیست بشه حافظه رو پاک کرد؟
    چون دارم به استیصال میرسم

  7. کاربر روبرو از پست مفید Ardalan19 تشکرکرده است .

    باغبان (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  8. #15
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خب وقتی تو این اتفاق خودت را محاکمه کنی ( محاکه از چیزی که کامل آگاه نیستی بهش - مثلا آگاهی از حکمت خدا - پیمانه عمر و .....) حس مقصر بودن برات تداعی میشه
    و طبیعتا این حس مقصر دونستن ،،حالتی نگران در وجودت را نجوا می کنه .
    حس دلتنگی برای ما انسانها حس قشنگیه و نمیشه از انسانها گرفت و باید باشه ،،،
    این طبیعی ست که به دوستمون و یا عزیزمون احساس دلتنگی داشته باشیم ،،،
    ولی باید یاد بگیریم این چرخه ای از طبیعت هست و شاید این اتفاق برای همه ما بیافتد .
    لذا باید همیشه آماده باشیم و کوله بارمون را سبک کنیم .
    خیلی ها هستند الان هستن ،، ولی فردا این موقع زیر خاک .
    شاید منی که دارم این مطالب را می نویسم فردا این موقع زنده نباشم .
    قطار دنیا هر مسافری را در ساعت مشخص و در ایستگاه مشخص پیاده می کنه .
    من تو این چند ماهه عموم - داییم - دختر داییم و چند تا از دوستان و عزیزان را به خاطر کرونا از دست دادم .
    می خوام بگم به جای اینکه خودمون را محاکمه و دادگاهی کنیم و از چیزی که نمیدانیم و از حکمتش سر در نمی آوریم ...به جاش اتصال به هستی را یاد بگیریم .
    مثلا بریم دو رکعت نماز هدیه براشون بخونیم - یا اعمال خوبی را انجام بدیم به نیت اونها .
    اینجوری روح آنها در آرامش بهتری هست و صد البته ما هم آرامش بهتری می گیریم .

    ........................

    مغز نمی تونه چیزی را پاک کنه
    مغز اتفاق ها را کم رنگ می کنه .
    کم رنگ شدن یعنی فراموشی .
    فراموشی هم نعمت خوبی هست از طرف خداوند .
    مخصوصا این اتفاق ها ،،،که با گذشت زمان این مسئله شدتش کم تر میشه برای انسان .
    این تاپیک را بخونید کامل :
    باغ غنی ذهن شما



    سعی نکنید سریع یا کُند بیاین بیرون از این مسئله .
    یه دوره ای داره که در پست اولم براتون نوشتم و تاپیکش را معرفی کردم براتون .
    تاپیکتون را مرور داشته باشید
    تاپیک های مطالعاتی خوبی و موارد مطالعاتی خوبی بهتون معرفی شده .
    این فابل را ببین
    اموات




    حتما سعی کنید مشاوره حضوری را بلند مدت ادامه بدید .
    در پناه خدا .
    ویرایش توسط باغبان : دوشنبه 20 اردیبهشت 00 در ساعت 05:29

  9. کاربر روبرو از پست مفید باغبان تشکرکرده است .

    Ardalan19 (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  10. #16
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    294
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ardalan19 نمایش پست ها
    ممنونم

    به خدا هزار بار خودم توجیه کردم
    اما مشکل اصلیم این هست که وقتی عمیق فوکوس میکنم رو این موضوع یهو حالم بد میشه ، ضربان قلبم میره بالا
    نفسم میگیره
    حالت تهوع و دلپیچه میگیرم

    و آخر سر هم میرسم به اینکه اگر من جای قرار رو عوض نکرده بودم اون الان زنده بود
    خاک بر سرم ، به خدا هیچ قصدی برای آسیب بهش نداشتم
    گفتم اون ور شلوغه بیا بریم این ور

    راهی، درمانی چیزی نیست بشه حافظه رو پاک کرد؟
    چون دارم به استیصال میرسم
    بله درسته و برای همین حدس زدم حتما باید برید و تحت نظر متخصص باشین. بدیهی هست آنچه که برای شما مینویسیم یک راهنمایی ساده و یکسری گام های مفید هست اما بنظر هم نمیاد در شرایطی باشین که بتونین آنچه رو که میگیم عملی کنین.

    من نمیدونم چه شهری زندگی میکنین اما پرس و جو کنین و تحت نظر یک متخصص دیگر برید و هر آنچه گذشته + مراجعاتی که داشتین رو ضمیمه کنین.

    اگر میشد حافظه رو پاک کرد من نظرم این بود هیچ وقت پاک نکنین بجای فرار یا عدم مواجه، رویارویی صحیح رو باهاش انتخاب کنین. قهرمان ها همیشه در میدان مبارزه میکنن .
    نگران نباشین ما هم اینجا درکنار شما هستیم، اگر مشکلی داشتین در خدمتتون هستیم.
    دوستان گرامی ؛

    لطفا، انجمن آموزش استفاده از تالار همدردی را مطالعه بفرمایید.

  11. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    Ardalan19 (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 بهمن 04 [ 16:30]
    تاریخ عضویت
    1394-4-10
    نوشته ها
    504
    امتیاز
    13,292
    سطح
    75
    Points: 13,292, Level: 75
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    125

    تشکرشده 552 در 282 پست

    Rep Power
    88
    Array
    قسمت و مقدرش بودی و هیچ ربطی به شما نداره

    نمیدونم سریال ریحانه رو دیدی یا نه
    یه دختر بود که نمیخواست با پسر داییش ازدواج کنه برای همین با شخص دیگه وصلت کرد و باعث مرگ همسرش شد و بعد به خاطر یه قضایایی زن همون پسردایی شد

    یه همکار داشت خواهرم میگفت این یعنی قسمت
    ازش هم که فرار کنی باز میاد سراغت ....

  13. کاربر روبرو از پست مفید حیاط خلوت تشکرکرده است .

    Ardalan19 (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 اسفند 03 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    9,933
    سطح
    66
    Points: 9,933, Level: 66
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 171 در 76 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۵۶
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَكونوا كَالَّذينَ كَفَروا وَقالوا لِإِخوانِهِم إِذا ضَرَبوا فِي الأَرضِ أَو كانوا غُزًّى لَو كانوا عِندَنا ما ماتوا وَما قُتِلوا لِيَجعَلَ اللَّهُ ذٰلِكَ حَسرَةً في قُلوبِهِم ۗ وَاللَّهُ يُحيي وَيُميتُ ۗ وَاللَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصيرٌ
    ترجمه:
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! همانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی می‌روند، یا در جنگ شرکت می‌کنند (و از دنیا می‌روند و یا کشته می‌شوند)، می‌گویند: «اگر آنها نزد ما بودند، نمی‌مردند و کشته نمی‌شدند!» (شما از این گونه سخنان نگویید،) تا خدا این حسرت را بر دل آنها [= کافران‌] بگذارد. خداوند، زنده می‌کند و می‌میراند؛ (و زندگی و مرگ، به دست اوست؛) و خدا به آنچه انجام می‌دهید، بیناست.

  15. کاربر روبرو از پست مفید cheshmakk تشکرکرده است .

    Ardalan19 (دوشنبه 20 اردیبهشت 00)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.