ممنونم اقای امین
رایتش الان امی تریپلیتین مصرف میکنم
قبلا سرترالین مصرف میکردم
چقد عالی از کمالگرایی گفتین، دقیقا همینم، مثلا در انتخاب ساز همسرم میگفت برو گیتار یاد بگیر، میگفتم اونو که همه میزنن ولش کن، رفتم ویویلن ک که کسی نتونه بزنش، و سر سه ماه ولش کردم....
ممنون راستش پیج اقای هلاکویی رو دارم، قبلا هرروز صبح تو خونه فایل های صوتی مراجعین روگوش میکردم
فک میکنم اقای هلاکویی خیلی جسورانه راهکار میدن همیشه، و خیلی هم کمالگرایانه، در ۹۰ درصد مواقع پیشنهاد میدن دوست عزیز خب چرا جدا نمیشین؟
من هربار فایلای ایشونو گوشمیکنم و به این نتیجه میرسم هم من و هم همسرم چقد غیرنرمالیم، عجب ادمای داغونی اطراف منن، همه این ویژگیهایی ک میگه نباید باشه رو اینا دارن،
بعدش حالم به شدت بدتر میشه و اضطرابمبیشتر میشه ک چرا جدا نشدم و وقتمو گذاشتم رو کسی که در بهترین حالتش انقد از مرد خوب فاصله داره؟
میدونین، اتفاقا به نظرم اصلا تحسین برانگیز نبوده، وقتی به گذشته نگاه میکنم میبینم اگ شخصیت درستی داشتم باید رها میکردم و میرفتم، نه اینکه ادمی که انقد با معیارای من فرق داره به زور بیارمش بکنم اونی که میخوام، و در اخر هیچکدوم خوشحال نباشیم
بهرحال الان در نقطه ای از زندگیم ک بعد اونهمه دست و پا نمیتونم بگم وای چقد زندگیم رویاییه،
ولی نمیتونمم بگم رفتارای همسرم به شدت قبل ازاردهنده س، جالبیش اینه فک میکردم اگ روزی فلان بشه و فلان نشه، من چقد خوشبخت میشم پ خوشحال میشم، الان ۸۰ درصد اون اتفاقا افتاده و من هنوزم خوشحال نیستم.
تازه هرروز به خودم میگم اونهمه اذیت شدی برای همین؟ خوشبختبت همین بود؟؟؟
همچنان اون چرخه ادامه داره، یعنی وقتا ترسهام میان سراغم نمیتونم کنترلشون کنم،برای چیزی ک میخوام هفته ها شب بیداری میکشم،
اک بهش نرسم تا همیشه گوشه ذهنم میمونه و عذابم میده
اگه بهش برسم فقط یک روز خوشحالم نهایتا و تمام.
بیشترین چیزی ک ازارم میده تکراره،
از خیابونای تکراری، از دوستای تکراری، از روزایی ک همه شون مثل همه ن، از کارای روزمره م واقعا انقد تحت فشارم ک حد نداره.احساس بطالت میکنم، حس میکنم مث ی زن صدسال پیش فقط تا الان خونه داری کردم و شوهر داری،
هروق ب زنذگیم نگاه میکنم هیچ اتفاق خاصی توش نمیبینم








علاقه مندی ها (Bookmarks)