به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ramin_20 نمایش پست ها

    حرف من اینه که چه ایرادی تو رفتار یا ظاهرم دارم که حتی دختر خانمی که خیلی هم سطح هستیم رو هم نمیتونم نظر اولیه اش رو جلب کنم تا بعدا صحبت کنیم در مورد بقیه مسائل اساسی. ظاهر تنها معیار من نیست اما طبیعتا اولین قدم هست در آشنایی طرفین که یعنی به دل بشینه ظاهر

    گزینه هایی هم بوده که از طرف خانواده معرفی شده یا خودشون به صورت غیر مستقیم تمایل نشون دادن برای آشنایی ازدواج اما نمیدونم چجوری بگم. با اینکه دختر مهربون و خوبی بوده اما نمیدونم چرا مثلا به ظاهر خودش زیاد اهمیت نمیداده و لباس های شیک و جوون پسند نمیپوشید.

    ...................................

    **اول از پاراگراف دومتون شروع میکنم چون مهم تره :)
    پاراگراف دوممتون نشون میده موردهایی بودن که شما را بپسندن در مرحله اولیه ،،ولی خب بنابر دلایلی شما اونها را نپسندیدید
    پاراگراف اول شما میگه ،،، بوده موردی که شما طرف را پسندیدید ولی طرف مقابل نپسندیده ،،،،این که میگید هم سطح بودید ، این از نگاه شما هست ،،شما تو فکر و معیارهای طرف مقابل نیستید .
    در پست اول خدمتتون گفتم مواظب باشید تو تله بی ارزشی نیافتید و الکی برای خودتون ایراد درست نکنید .
    خب نباید نا امید بشید ،،، خواستگاری بیشتری برید .
    مسیری که خانواده یا آشنایان بهتون معرفی می کنند خیلی مهم و عملیاتی تر هست .
    باز به خانواده ، اقوام و همکارها و... بسپارید،،،
    و یا اگه موردی را پسندیدید به خانواده رجوع کنید و رسمی تر پیگیری کنید .
    اینقدر برو تا یارت را پیدا کنی :)
    من یکی از دوستانم 8 سال خواستگاری رفت تا یارش را پیدا کرد ( بیشتر هم جواب منفی می گرفت ) .




    **مطلب بعد اینکه اگه ما خودمون و رفتارمون را بازبینی کنیم هم بد نیست ،،، اونهم از طرف اطرافیان ، خواهر ، مادر یا محارم دیگه ، یا حتی مطالعه .
    شاید نکته ای هست که باید بیشتر دقت کنیم ( کلی میگم )
    نوع خواستگاری کردن هم مهمه و باید چارچوبش رعایت بشه ،،بعضی از پسرها اینقدر بد خواستگاری می کنند که طرف فرار می کنه ( دور از جونتون - کلی میگم )
    این بازبینی میتونه یه جا خطر هم داشته باشه !
    خطر موقعی هست که این بازبینی زیاد و وسواسی بشه و تمام تمرکز ما بشه روی اینکه :
    یعنی من اینقدر ایراد دارم !؟
    و...




    ** شاید بعضی از دخترها خواستگارشون را به جلسه سوم نرسیده رد کنند .....
    امکان داره یه پسری هم به جلسه دوم نرسیده به طرف پاسخ منفی بده .
    خودمونی بگم،،، یه خورده باید سوسول نباشیم ( مثل اون بنده خدایی که 8 سال خواستگاری رفت ) ( کلی میگم این مطالب را ) .
    تو این دنیا به این بزرگی قراره یه نفر یار شما بشه ،،،،و شما یار اون ،،،،شما باید اون یار را دوست داشته باشید ! ،،،،
    اون یاری که اسمش تو آینده ، تو شناسنامه تون میره به نام همسر ،،، نه افرادی که خواستگاریشون میریید ،،،
    برا دختر خانم ها هم همین طور - اونها هم باید اون فردی که نامش تو شناسنامشون میره و تمام راه و سختی مسیر را طی کرده ، دوست داشته باشن در مقام همسر ،،نه خواستگارهاشون را .

    پس اگه نتیجه ای نگرفتید ،،باید به خودتون بگید هنوز یارم را پیدا نکردم و به تلاشم ادامه میدم .





    ** بله ، دل نشینی هم مسئله مهمی هست ( هم برای دخترها و هم برای پسرها )
    یه جورایی دلنشینی شخصی هست به نظرم - شاید یه فرد برا فرد دیگر دلنشین باشه ولی برای فرد دیگر خیر .
    فقط مواظب درجه این دل نشینی باشید ،،،
    کمال گرایی یا یه تیپ خاص نشه یه موقع .
    طرف می گفت باید همسرم شبیه سوسانو باشه مگرنه قبول نمی کنم :)
    یه نکته هم داشته باشید ،،،شاید یه دختری را در خواستگاری ببینید و دل نشینی شما 40 درصد باشه ،،ولی بعدها با گذشت 5 جلسه شاید متوجه شدید می تونه این دل نشینی بیشتر بشه .
    مخصوصا اگه دلنشینی در حوزه رفتاری شخص باشه .
    منظورم اینکه در جلسات خواستگاری این دلنشینی بررسی بشه نه بعدها بعد عقد و تو زندگی مشترک .
    در کل مهمه دلنشینی و باید دقت کنید . ( دلنشینی ظاهر - دل نشینی رفتار - دلنشینی عقاید - دلنشینی حجاب آرایش و ....)
    رودروایسی هم ممنوع .
    طرف مقابل هم همین آنالیز را نسبت به آقای خواستگار داره !
    نشیم مثل اون فردی که هر جا خواستگاری میرفت ، طرف مقابلش به دلش نمی نشست و قبول نمی کرد ،،از قضا این روزگار می چرخه و میره خواستگاری ، حالا طرق مقابل هست که اون را قبول نمیکنه .
    برعکسش هم برای دخترها هست .
    پس اگه جواب منفی شنیدید زمین به آسمان نرسیده ،،فقط انتخاب اون شخص نبوده اید.
    یه صحبت هایی دکتر فرهنگ انجام داده :
    به دل نشستن-ازدواج موفق4-دکتر شاهین فرهنگ - آپارات




    پس :

    - مسیر ازدواج را دقت کنیم ( در پست اولم بیان شد + تاپیک های مطالعاتی )
    -مدیریت احساسات خیلی مهمه د ر مسیر ازدواج ( تا عقدی صورت نگرفته دل نبندید )
    - در خواستگاری رفتن نا امید نشید - اینقدر باید برید تا یارتان را پیدا کنید.
    - مراقب باشیم تو تله بی ارزشی نیافتیم ،بخونید کامل این تاپیک را تله های شخصیتی
    - مطالعه و کمک از مشاور + بازبینی خودمون
    - دید مثبت داشته باشید به اتفاق ها ،،،به خودتون بگید از هر خواستگاری چه چیزی آموخته ام .
    -اون چیزی که روزی شما باشه نصیبتان میشه . ( شاید فکرش هم نکنید چجوری ، ولی باور و ایمان داشته باشید )
    -توکلمون به خدا باشه ،،،
    -ان شاالله در مسیر ، یارتون را پیدا می کنید .





    .........................

    پی نوشت :
    دکتر فرهنگ یه مطلب آموزشی داره به نام ازدواج موفق
    می تونیدتهیه و مطالعه فرمایید .


    ​​
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 15 اردیبهشت 00 در ساعت 05:41 دلیل: پی نوشت

  2. 3 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    miss seven (چهارشنبه 15 اردیبهشت 00), ramin_20 (چهارشنبه 15 اردیبهشت 00), zzzz (سه شنبه 21 اردیبهشت 00)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 31 اردیبهشت 00 [ 01:11]
    تاریخ عضویت
    1400-2-14
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    1,349
    سطح
    20
    Points: 1,349, Level: 20
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 11 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها
    ...................................**اول از پاراگراف دومتون شروع میکنم چون مهم تره :)پاراگراف دوممتون نشون میده موردهایی بودن که شما را بپسندن در مرحله اولیه ،،ولی خب بنابر دلایلی شما اونها را نپسندیدیدپاراگراف اول شما میگه ،،، بوده موردی که شما طرف را پسندیدید ولی طرف مقابل نپسندیده ،،،،این که میگید هم سطح بودید ، این از نگاه شما هست ،،شما تو فکر و معیارهای طرف مقابل نیستید . در پست اول خدمتتون گفتم مواظب باشید تو تله بی ارزشی نیافتید و الکی برای خودتون ایراد درست نکنید .خب نباید نا امید بشید ،،، خواستگاری بیشتری برید .مسیری که خانواده یا آشنایان بهتون معرفی می کنند خیلی مهم و عملیاتی تر هست . باز به خانواده ، اقوام و همکارها و... بسپارید،،، و یا اگه موردی را پسندیدید به خانواده رجوع کنید و رسمی تر پیگیری کنید . اینقدر برو تا یارت را پیدا کنی :)من یکی از دوستانم 8 سال خواستگاری رفت تا یارش را پیدا کرد ( بیشتر هم جواب منفی می گرفت ) .**مطلب بعد اینکه اگه ما خودمون و رفتارمون را بازبینی کنیم هم بد نیست ،،، اونهم از طرف اطرافیان ، خواهر ، مادر یا محارم دیگه ، یا حتی مطالعه .شاید نکته ای هست که باید بیشتر دقت کنیم ( کلی میگم ) نوع خواستگاری کردن هم مهمه و باید چارچوبش رعایت بشه ،،بعضی از پسرها اینقدر بد خواستگاری می کنند که طرف فرار می کنه ( دور از جونتون - کلی میگم )این بازبینی میتونه یه جا خطر هم داشته باشه !خطر موقعی هست که این بازبینی زیاد و وسواسی بشه و تمام تمرکز ما بشه روی اینکه :یعنی من اینقدر ایراد دارم !؟و...** شاید بعضی از دخترها خواستگارشون را به جلسه سوم نرسیده رد کنند .....امکان داره یه پسری هم به جلسه دوم نرسیده به طرف پاسخ منفی بده .خودمونی بگم،،، یه خورده باید سوسول نباشیم ( مثل اون بنده خدایی که 8 سال خواستگاری رفت ) ( کلی میگم این مطالب را ) .تو این دنیا به این بزرگی قراره یه نفر یار شما بشه ،،،،و شما یار اون ،،،،شما باید اون یار را دوست داشته باشید ! ،،،، اون یاری که اسمش تو آینده ، تو شناسنامه تون میره به نام همسر ،،، نه افرادی که خواستگاریشون میریید ،،،برا دختر خانم ها هم همین طور - اونها هم باید اون فردی که نامش تو شناسنامشون میره و تمام راه و سختی مسیر را طی کرده ، دوست داشته باشن در مقام همسر ،،نه خواستگارهاشون را .پس اگه نتیجه ای نگرفتید ،،باید به خودتون بگید هنوز یارم را پیدا نکردم و به تلاشم ادامه میدم .** بله ، دل نشینی هم مسئله مهمی هست ( هم برای دخترها و هم برای پسرها )یه جورایی دلنشینی شخصی هست به نظرم - شاید یه فرد برا فرد دیگر دلنشین باشه ولی برای فرد دیگر خیر .فقط مواظب درجه این دل نشینی باشید ،،، کمال گرایی یا یه تیپ خاص نشه یه موقع . طرف می گفت باید همسرم شبیه سوسانو باشه مگرنه قبول نمی کنم :) یه نکته هم داشته باشید ،،،شاید یه دختری را در خواستگاری ببینید و دل نشینی شما 40 درصد باشه ،،ولی بعدها با گذشت 5 جلسه شاید متوجه شدید می تونه این دل نشینی بیشتر بشه .مخصوصا اگه دلنشینی در حوزه رفتاری شخص باشه .منظورم اینکه در جلسات خواستگاری این دلنشینی بررسی بشه نه بعدها بعد عقد و تو زندگی مشترک . در کل مهمه دلنشینی و باید دقت کنید . ( دلنشینی ظاهر - دل نشینی رفتار - دلنشینی عقاید - دلنشینی حجاب آرایش و ....)رودروایسی هم ممنوع .طرف مقابل هم همین آنالیز را نسبت به آقای خواستگار داره !نشیم مثل اون فردی که هر جا خواستگاری میرفت ، طرف مقابلش به دلش نمی نشست و قبول نمی کرد ،،از قضا این روزگار می چرخه و میره خواستگاری ، حالا طرق مقابل هست که اون را قبول نمیکنه .برعکسش هم برای دخترها هست .پس اگه جواب منفی شنیدید زمین به آسمان نرسیده ،،فقط انتخاب اون شخص نبوده اید.یه صحبت هایی دکتر فرهنگ انجام داده :به دل نشستن-ازدواج موفق4-دکتر شاهین فرهنگ - آپاراتپس :- مسیر ازدواج را دقت کنیم ( در پست اولم بیان شد + تاپیک های مطالعاتی )-مدیریت احساسات خیلی مهمه د ر مسیر ازدواج ( تا عقدی صورت نگرفته دل نبندید )- در خواستگاری رفتن نا امید نشید - اینقدر باید برید تا یارتان را پیدا کنید.- مراقب باشیم تو تله بی ارزشی نیافتیم ،بخونید کامل این تاپیک را تله های شخصیتی- مطالعه و کمک از مشاور + بازبینی خودمون - دید مثبت داشته باشید به اتفاق ها ،،،به خودتون بگید از هر خواستگاری چه چیزی آموخته ام .-اون چیزی که روزی شما باشه نصیبتان میشه . ( شاید فکرش هم نکنید چجوری ، ولی باور و ایمان داشته باشید )-توکلمون به خدا باشه ،،،-ان شاالله در مسیر ، یارتون را پیدا می کنید . .........................پی نوشت :دکتر فرهنگ یه مطلب آموزشی داره به نام ازدواج موفق می تونیدتهیه و مطالعه فرمایید .
    نوشته هاتون خیلی پربار و جامع و واقعا مفید بود. این که اینقدر متاثر شدم از تفاهم نرسیدنمون، شاید دلیلش این باشه که به نوعی اولین آشنایی برای ازدواج در فرمت رسمی بود ( یعنی چند نفر دیگه و بقیه اعضای خانواده در جریان بودن) . احتمالا اگه خودم به تنهایی کار رو استارت میزدم و این اتفاق می افتاد چون فقط خودم مطلع بودم اینقدر حالم بد نمیشد .
    مخصوصا اینکه همونطوری که گفتم قبلا هم تعامل داشتیم در محیط عمومی و من برداشتم این بود که ایشون از ظاهر و اخلاق رفتار من خوششون اومده و درصد خیلی بالایی جواب مثبت میدن. اما وقتی دیدم هنوز هیچی نشده یه راست رفتن سراغ مسائل مالی خیلی جا خوردم و یه جورایی از این مادیگرا بودن خودشم بدم اومد و انگار اون شخصیت خوبی که قبلا ازش سراغ داشتم یه دفعه فرو ریخت تو درونم. انگار یجورایی غرورم خدشه دار شده و پیش بقیه ضایع شدم. شاید به قول شما خودمو خیلی زود تو لباس دامادی دیدم. اون قضیه دوستتون رو که خوندم فهمیدم که هنوز اول راهم و خیلی کار دارم : )
    هر چند شاید من و خانواده ام به اندازه اون صبور نباشم و زودتر یکی رو پیدا کنم

    جالبه که جواب دختر خانم هم منفی نبود و فقط اختلاف سر مسائل مالی و امکان مالی بنده بود ( خونه و کار و ...) و اگه من میتونستم در عرض یه مدت مشخصی مثلا خونه رو اوکی کنم اونا خیلی هم مشتاق بودن که کار ادامه پیدا کنه نمیدونم شاید من زیادی عجله کردم و لحن صحبتم باهاشون خیلی جدی و رسمی بوده. من قبلا رابطه دوستی داشتم و تو شروع رابطه دوستی مکالمه ها جدی نیس و صمیمی تره . اما شاید این بار هم بخاطر اینکه بحث ازدواج بود هم بخاطر اینکه بقیه هم مطلع بودن و منتظر نتیجه، مثل مذاکرات 5+1 جلو رفتم و جدی تر صحبت میکردم. نمیدونم کار درستی کردم یا نه.
    شاید دختر خانم عقیده داشت که من باید بیشتر سماجت به خرج بدم و سعی کنم متقاعدشون کنم که از خر شیطون بیان پایین. یا میخواستن با این خواسته ها میزان جدی بودن من رو بسنجن تو ازدواج که ایا ثابت قدم هستم یا نه. حتی بعد از گذشت یه مدتی از اون قضیه، هنوزم شک میکنم که نکنه ذهنیتش اینطوری باشه و من باید بیشتر سماجت میکردم. من بعد از چند جلسه صحبت کردن خیلی صفر و یک برخورد کردم و وقتی دیدیم به نتیجه نمیرسیم گفتم که صلاح نیست زیاد کش بدیم و بهتره که هر کی بره پی سرنوشت خودش و ایشون هم قبول کردن.البته واقعا شرایطشون هم سخت بود و در بازه زمانی کوتاه من نمیتونستم از پسش بر بیام

    با گفتن جملات بالا خواستم به اون قسمت که گفتین بعضی پسرا بد خواستگار میکنن اشاره کنم که نکنه منم مشمول این حالت شدم؟هر چند وقتی قضیه رو به نزدیکانم تعریف کردن ، اونا هم تایید کردن که خوب پیش رفتم و تصمیم خوبی گرفتم. نمیدونم بخاطر دل من اینطوری گفتن یا واقعا درستش این بوده

    من میدونم که هنوز اول راهم و خودم مصمم هستم که برای رسیدن به یه شخص مناسب و به قول شما یار خودم وقت بذارم و تلاش کنم اما خیلی میترسم عمر بگذره و انتخابم محدود بشه در بین دوستان و اطرافیان میشنوم که کسانی هستن که یه لیست دارن که با مادرشون هفته ای یبار میرن خواستگاری اما خانواده من شدیدا مخالف این هستن و کلا اراده و تمایلی هم ندارن برای این مدل گشتن و سنجیدن. نزدیک ترین گزینه ای رو که در بین اطرافیان و آشنایان می بینن به همون بسنده میکنن. یه جورایی اون کار رو کسر شان میدونن.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    متشکرم از توضیح شما

    در نظر داشته باشین هر چه ما معیارهای درست تری برای انتخاب همسر داشته باشیم و روی معیارهای اصلی تکیه بیشتری کنیم (۱) ، در مورد خودمون ( خودآگاهی ) و یکسری مسائل دیگر به درک بیشتری رسیده باشیم و از روش های صحیح پیش بریم ( با کمک مشاوره )، اینها در مراحل اولیه حالت غربال عمل میکنن و احتمال اینکه چند بار یک اتفاق ناخوشایند برامون تکرار بشه پایین میاد.

    خیلی ها میپرسن چکار کنم در شروع یک ارتباط آشنایی جذاب بنظر بیام؟

    در واقع اگر مسیر ازدواج رو طبق جملات بالا درست پیش بگیریم افرادی که جذب میکنیم یا جذبشون میشیم که با اونا وارد آشنایی ازدواج بشیم، میتونیم احتمال بیشتری بدیم که با یکیشون به توافق برسیم و برامون مناسب باشن.

    تو این مسیر هم قرار نیست اگر با کسی وارد آشنایی شدیم حتما بتوافق برسیم. دلایل گسترده ای برای رد شدن پیشنهاد ازدواج یا بهم خوردن خواستگاری وجود داره ( از شرایط های فردی تا خانوادگی تا مشکلات گسترده تر مثل مسائل اقتصادی و ... ) . مهم این هست که دلایل رو منطقی بررسی کنیم و سهم خودمون رو از این اتفاق شناسایی کرده و اگر موردی هست رفعش کنیم. اما چیزی که مهمه اینه همچنان خودمون رو دوست بداریم.

    یعنی چه؟!

    _ من انسانم و لازمه زخم های خودم رو، اشتباهاتم رو، ضعف هام ، شکست هام رو تا موفقیت ها ، توانایی ها و ... رو همه با هم ببینم و بپذیرمشون. سعی کنم مراقب خودم باشم،‌‌ در طوفان مشکلات و سختی ها به خودم متعهد و وفادار بمانم و خودمو رها نکنم. اجازه ندم دیگران دزد ارزشمندیم بشن. آسیب هایی که میبینم، خطاهایی که انجام دادم به تمام شخصیت خودم تعمیم ندم . قبول کنم اینکه من ذاتا ارزشمند هستم ، حالا میخواد چیزی رو بدست بیارم یا نه. اگر چیزی رو بدست آوردم اون فقط حالم رو بهتر میکنه، توانمندترم می‌کنه اما بودنم، حضورم در دنیایی که زندگی میکنم دوست داشتنی و ارزشمنده. در پایان همه خودم رو آنچنان که هستم ببینم و دوست بدارم . هویت احساسی خودم رو پیدا کنم، اجازه ندم نگاهم به خودم ساختگی و جعلی باشه.


    (۱)
    معیارهای اصلی مثل اخلاق نیک _ معیار فرعی مثل تناسب در زیبایی

    ممنونم. خودم هم تصور میکنم که تا حدی شاید زیاد مته رو خشخاش میگذارم و کمالگرایی به خرج میدم. باید بیشتر واقع بین باشم و رویاپردازی نکنم.
    ویرایش توسط ramin_20 : چهارشنبه 15 اردیبهشت 00 در ساعت 21:54

  4. کاربر روبرو از پست مفید ramin_20 تشکرکرده است .

    باغبان (پنجشنبه 16 اردیبهشت 00)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.