به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بسیار بسیار سپاسگزارم از راهنمایی شما بزرگوار . اجرتان با خدا . مساله ای که منو بسیار عذاب می دهد و خوره روح و جانم شده است این هست که بسیاری مواقع من اصلا نمیدانم کاری که انجام می دهم یا حرفی که میزنم باعث عصبانیت و قهر ایشان خواهد بود. قبلا بسیاری موارد بودند که ایشون درمورد کارها و رفتارهای خانواده من اعتراض می کردن پیش من مثلا رفتیم اونجا اینطوری گفتن غذا تعارف نکردن و ... من اوایل مقابلش وای میستادم و دعوا میشد و من محکوم به طرفداری. بعدها یاد گرفتم که اینجور مواقع بگ راست میگی دیگه شروع کردم هرموقع هم میگفت و من میدونستم و مطمن بودم که اونطوری نیست باز هم میگفتم تو راست میگی اشتباه از اون هاست ولی باز یه مسایلی پیش میاد مثلا من هم یه ذهنیتی دارم اینم که مدام بدشان رو میگه منم خسته میشم میگم بابا اصلا اونا آدم نیستن بس کن ولی بعدش این انتظار داره من یه آدم معمولی بشم ولی نمیتونم بهش میگم تو بد نگو ارتباطمون خوب باشه ولی نمیتونه و این مورد آخر هم که هنوز کینه اش توی دلش مونده و در نیومده میگه پدرمادرت حق ندارن به من امر و نهی کنن و ... . حالا برای این دعوا بخوابه باز مجبورم من معذرت بخوام از طرف خودم و اونا اما توی ته دلم میدونم که فیلم بازی میکنم از این کارم خودم متنفر میشم و خاطرات گذشته رو میارم جلوی چشمام کلا ازش متنفر میشم اینطوری روی رفتارم نسبت بهش و نسبت به بچه ها اثر میزاره مثلا اصلا دوست ندارم رابطه ای باهاش داشته باشم و اونم اصراری نداره و این روند همینطوری ادامه داره .
    یک نکته جالب هم اینکه ایشون مثلا میدونن من مسافرت رفتن با خانوادم رو دوست دارم ولی چون ایشون از اونا خوششون نمیاد خب بالطبع دوست نداره حالا ما خودمون که میریم مسافرت اگر من مثلا یکم ناراحت باشم میگه ببین بخاطر پدر مادرت هست منو به اونا فروختی و ... بعضی موقع ها اونقدر خسته میشم میگم ایکاش همونطور باشم اولویت بزارم حرف اونا این که همش تهمت میزنه لاقل دلم خنک میشه ولی خب نمبتونم خلاصه نه توان طلاق دارم نه موندن مثل آدمی هستم وسط رودخانه که گیر کردم نه میتونم برگردم نه میتونم جلو برم . مواردی که میفرمایید من انجام میدم ولی خب آدم که همیشه یه یک روال نیست بلاخره منم حق دارم ناراحت بشم و عصبانی و بیشترین و بزرگترین مشکل عدم وجود محبت و دوستی هست به نظر من .
    به هرحال ممنونم از راهنمایی های مفیدتون با توجه به مشغله ی زیادی که دارم خیلی وقتا یادم میره چطوری قرار بود رفتار کنم اینکه فرمودید مواردی رو یادداشت کنم رو حتما انجام میدم مممنون

  2. کاربر روبرو از پست مفید elsay تشکرکرده است .

    سحر بهاری (سه شنبه 24 فروردین 00)

  3. #12
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    خواهش میکنم

    علاوه بر توصیه های قبل، شما اگر میخواین برخورد همسرتون رو با خودتون ﺗﻐﯿﯿﺮ بدین و ایشون متحول بشن نیاز به ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩتون دارین.

    اینجا نمیخوام دنبال مقصر بگردم و دست روی شما بگذارم ولی چنان که از نوشتتون بر میاد باید آگاهی های خودتون رو افزایش بدین و تغییر کنین.
    نیاز دارین روی مهارت های ارتباطی و یادگیری مهارت حل تعارض مطالعه داشته باشین.

    در پس پرده دلخوری ها، تنش ها و ... هر رابطه ای یکسری سؤالات هست که بی صدا فریاد زده میشن.
    من همسرتم متوجه هستی؟
    میفهمی نیاز دارم منم ببینی ؟
    میدونی من میتونم تشخیص بدم طرف منی یا فقط میخوای یجوری مسئله رو جمعش کنی؟
    میتونی بفهمی بعد اون رفتار یا حرف چقدر احساس بی ارزشی کردم؟
    میتونی درک کنی چه نیازهایی از من رو نادیده میگیری؟
    و...
    ....................................

    محیطی که شما در اون رشد کردین و اون طرز رفتارها و قوانین و ... روی افرادی خارج از اون محیط ممکن هست جواب نده و سبب ناراحتی، کینه و تنش بشه.

    مثلا برخی تو خونه مادرشون رو به اسم صدا میزنن، مثلا مینا غذا کی میخوریم؟
    اما تو بیشتر خونه های دیگه میگن مامان غذا کی میخوریم؟

    خب حالا همین فرد ازدواج میکنه و در روابطش با اعضای خانواده همسرش همین شیوه رو پیاده میکنه. میاد مادر همسرش رو به اسم صدا میزنه و این باعث ناراحتی طرف مقابل و برداشت های شخصی مثل بی احترامی عروس یا داماد میشه.
    بشما گفتم بستر ها رو شناسایی کنین، ضمن یادگیری اون مهارت ها که در ابتدای حرفم گفتم.
    ..................................

    حرف های واقعی، رفتارهای واقعی از جعلی کاملا قابل تشخیصه.
    (شما وقتی اتفاقی میافته و اونو بررسی میکنین و در نهایت مشخص میشه چه اقدامی لازمه با اینکه بگین باشه باشه ، اصلا اونا نمیفهمن. تمومش کن لطفا) تفاوت زیادی داره. این نشون میده اولا شما متوجه عمق آزردگی و نیاز به توجه در فرد مقابلتون نیستین و ثانیا نمیخواین قبول کنین یچیزی هست که باید بهش رسیدگی کنین، انگار فقط میخواین مسئله رو جمعش کنین تموم شه، بره!
    .................................

    بپذیرین شما زندگی مستقلی دارین و نسبت به رابطه متعهد باشین.
    اینکه چون خانوادم نیومدن مسافرت ، من ناراحت باشم این پیامو میرسونم که همسرم راستش با تو خوش نمیگذره! از طرفی همسرم هنوز اون آزردگی ها رو تو کوله زندگیش با خودش حمل می‌کنه و اینجا توقع دارم رفتار درستی داشته باشه!

    امتناع از رابطه ی عاطفی و جنسی خطای بعدی هست. اجازه بدید صریح عرض کنم در کنار علل های مهم و متفاوت ازدواج، این دو علل هم در ازدواج مهم هستن. شما ماکت نیستین، انسانین و انگار به شکل دیگری میخواین این آزردگی ها و ... رو ادامه بدین و رابطه به سمت التماس و... بره تا یک ارتباط ارزشمند و درست.

    در نهایت حتما این موارد رو در نظر بگیرین وگرنه متحمل آسیب های بیشتری میشین و در آینده نچندان دور فرزندانتون هم در معرض آسیب قرار میگیرن.

  4. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نیاز به ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺩتون دارین.

    سلام و تشکر مجدد خودم هم قبول دارم واقعا باید خودم رو دگرگون هرچند بعضی مواقع کل انرژیم میره میگم این همه سال همیشه دعوا بوده پس کی میخواد درست بشه. ظاهر زندگیم همه حسرتشو میکشن . محل کارم آدم موفقیم و توی ظاهر همه چیز عالیه و هرکسی منو میبنه میگه شما که مشکلی نداری خوشبختی ولی درونم داغونه. من بازهم با کمک شما روی پاهام می ایستم و تلاش میکنم خودم رو تغییر بدهم و نکته جالب اینه که من مطمنم اگر اون رفتاری داشته باشم که شوهر انتظار دارن زندگیم عالی میشه و مشکل اینجاست که اینجای قضیه رو نمیتونم. یعنی تغییر اخلاق و رفتار و گفتار و ... کار آسونی نیست نه اینکه نخوام . به خدا میخوام به خودم هم قول میدم میگم اصلا فرض کن طرف مقابل خدای نکرده یه بیماری خاص داره من باید بخاطر خدا و وجدانم هم شده کمک کنم نه اینکه بیشتر خرابترش کنم ولی خب یه مدت جلو میرم بعدش دیگه کم میارم . از راهنمایی های عایتان سپاسگزارم خیلی تلاش میکنم .

  5. کاربر روبرو از پست مفید elsay تشکرکرده است .

    سحر بهاری (پنجشنبه 26 فروردین 00)

  6. #14
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    پس لازمه شما مسئولیت زندگی شخصیتون رو به عهده بگیرین و خودتون رو حتما به زحمت بندازین، این کار سبب میشه به همون فردی که ازش گفتین به معنای کلمه تبدیل بشین ، دقیقا همون چیزی که در رؤیای شماست. تو این مسیر هم منتظر کسی نباشین تا به یاریتون بیاد یا براتون شبیه به معجزه باشه، اما از توصیه هایی که شدین استفاده کنین و تلاش خودتون رو بکنین.


  7. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 آبان 00 [ 09:13]
    تاریخ عضویت
    1399-5-06
    نوشته ها
    219
    امتیاز
    5,439
    سطح
    47
    Points: 5,439, Level: 47
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    270

    تشکرشده 423 در 177 پست

    Rep Power
    49
    Array
    کتاب هنر زن بودن از مارابل مورگان را بخوان السا . فکر کنم کمکت کنه .

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام حتما بسیار سپاسگزارم

    - - - Updated - - -

    سلام خوب هستین؟ الان که حدود بیش از 15 روز از آخرین بحث و قهر ایشان از من میگذره اوضاع تو خونه یکم آروم هست ولی الان مشکل بزرگی که دارم حرفها و فحشهایی که شوهرم به من و خانوادم دادن واقعا شکنجه روحی میشم ایشان حتی مادر منو نفرین کردن و دعا کردن که تا سال بعد بمیره و من نمیتونم این حرفها رو نادیده بگیرم حتی از من عذرخواهی هم نکردن و اگر مطرح کنم مطمنم میگه که تقصیر تو و خونوادت بود میخواستی اشتباه نکنی این حرفها رو هم نشنوی! خلاصه من اصلا نمیتونم بهش محبت کنم و در حد سلام و کارهای روزمره هستیم ایشان هم همینطور. ولی من تو دلم غوغایی هست و همش افسرده هستم یاد حرفاش میوفتم حتی وقتی میخوام کاری انجام بدم میگم چه فایده وقتی کسی منو اونهمه بی ارزش کرده

  9. #17
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    السای عزیز

    اگر می تونی تعدادی از خصوصیات مثبت همسرت رو بنویس

    در موردی که مثال زدی به نظرم برخورد شما بسیار غلط بوده

    و اینکه مادر شما بعد این همه وقت که از ازدواج دخترش گذشته چطور هنوز دامادش رو نشناخته و حرفی می زنه که شما هم یه اشتباه روش انجام بدید و منتقل کنید برای من عجیب هست. مادر دختر معمولا هوای داماد رو داره حتی اگه داماد ایده آلی نباشه چون دخترشون تو خونه اون داره زندگی می کنه به قول اصفهانی ها میگن هوای داماد رو داریم چون گوشتمون زیر دندونشه
    از همین حرف مادر شما شاید بشه متوجه شد حرفها و صحبتهای دیگه ای هم به طور نسنجیده زده شده باشه و بی علاقگی همسر شما به خانواده شما قابل توجیه میشه تا حدی

    از این به بعد به هیچ عنوان تحت تاثیر خانوادت قرار نگیر و حرفی رو به خاطر ناراحتی اونها به همسرت منتقل نکن
    به نظرم به مادرت هم بگو که همسرم از این مدل برخوردها ناراحت میشه تا بیشتر مراقب باشن و این بحثها اصلا شروع نشه

    البته هیچکدوم از اینها توجیهی برای نفرین یک نفر نیست
    نفرین کردن همسر شما قابل توجیه نیست ولی میشه گفت از روی هیجان منفی و عصبانیت بوده و از ته قلب نبوده

    خیلی از آدمها تو عصبانیت حرفهایی رو می زنن که اصلا نظر واقعیشون نیست و بعدش هم به خاطر غرورشون از حرفشون برنمی گردن

    اینکه همسر شما احساس منفی رو نتونه کنترل کنه اصلا مطلوب و دلپذیر نیست ولی به هرحال جز خصوصیات ایشون هست
    و البته قهر طولانی خیلی برخورد بالغانه تری از برخورد فیزیکی هست که متاسفانه خیلی از افراد انجام میدن

    در رابطه با نفرین همسر شما به مادرت اگر خیلی داری اذیت میشی یه گفتگوی احساس محور و نه با خشم و طلبکاری با همسرت داشته باش، بهش بگو می دونم عصبانیت کردم و سهم خودم از این اختلاف رو می پذیرم ولی یه چیزی خیلی تو ذهنمه و عذابم میده اونم اینکه تو واقعا از ته قلبت اون نفرین ها رو کردی یا از روی عصبانیت؟!
    احتمالا طبق گفته های خودت، میگه از روی عصبانیت ولی حقت بوده
    ازش خیلی مظلومانه خواهش کن وقتی عصبانی میشه برخورد دیگه ای داشته باشه بگو واقعا حس بدی پیدا می کنم که اثرش از ذهنم پاک نمیشه و مطمئنم هر کس دیگه هم جای من بود این حس منفی رو داشت
    یادت باشه گفتم گفتگوی احساس محور و دقیقا زمانی که روابط خوبه و هیچ عصبانیت و اختلافی در کار نیست
    و توی گفتگو ابراز علاقه و وابستگی به مادرت نداشته باش جوری صحبت کن که همسرت مطمئن باشه اولویت اول زندگی شماست و شما صرفا از این نظر که به مادر احترام گذاشته بشه ناراحتی و نه به خاطر اینکه مادرت برات از همسرت عزیزتره
    همیشه این حس رو به همسرت بده که نفر اول زندگیت هست و بقیه واقعا حاشیه هستن

    واقعیتش این حسی که همسر شما نسبت به خانوادتون داره من هم نسبت به یکی دو نفر از خانواده همسرم دارم، دو سه سالی هست به همسرم گفتم که من به هیچ عنوان به مسافرت خانوادگی نمیام حتی از مسافرت با خانواده خودم هم می گذرم که متقابلا این وظیفه از دوش من برداشته بشه و خانواده شما بابت مسافرت نرفتن من ناراحت نشن.

    و البته نفرین هایی از این دست که ان شاالله هرکجا که میرن با افرادی مثل خودشون مواجه بشن، هم نسبت بهشون داشتم. کلا خیلی سخته که کسی برات دافعه داشته باشه و به دلیل نزدیک بودن نسبت خویشاوندی امکان حذفش از زندگیت نباشه. سعی کن شرایط رو برای همسرت قابل تحمل کنی.
    ویرایش توسط فکور : جمعه 03 اردیبهشت 00 در ساعت 01:52

  10. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    همسر شما در شرایطی نیستن که بیان و عذر خواهی کنن، اگر منتظرین این اتفاق بیافته اشتباه میکنین و زمان بسرعت در حال تلف شدن هست.

    پس از راه دیگری وارد بشین، شنونده باشین. بشنوین تا شنیده بشین.
    وقتی شما به حرفای همسرتون گوش ندین و به آنچه که در درونش میگذره بی تفاوت باشین و مرتبا اونو نادیده بگیرین همین سبب واکنش ها و رفتارهای غلط هم میشه.

    چی مانع گوش دادن درسته؟ اینکه شما بخواین حین صحبت با من یکسری موانع بذارین و من نتونم راحت حرف هام رو منتقل کنم و در نتیجه هیچ تمایلی به شرکت در بحث نداشته باشم و مشکلات ما هر روز بزرگ و بزرگتر بشه و بینمون فاصله بندازه.

    موانع یعنی چی؟
    ازم ایراد بگیرین_ ذهن منو بخونین_ هی وسط حرفم بپرین اجازه ندین تمرکز کنم_ قضاوتم کنین_ فکرتون جای دیگه ای باشه و منتظر نوبت خودتون باشین_ سرزنشم کنین_ مسخرم کنین_ فقط جمله هایی رو گوش بدین که براتون مهمه_ رو حرفهای خودتون بمونین_ تهدیدم کنین _ بحث رو به جای دیگه بکوشونین_ اصطلاحا منو از سر باز کنین ( یعنی هی به بهونه های مختلف بخواین فرار کنین ازم ) _ مرتبا از خودتون و دیگری دفاع کنین و ...

    اجازه بدین همسرتون تخلیه روانی بشه، مطمئن بشه که خانمش حرف های او رو شنید ، متوجهش شد و در صدد حل و فصل هست. این یخ رابطه ی شما رو کم کم میتونه آب کنه و زمینه های آشتی و اتفاقات خوب دیگر رو فراهم کنه.

    گفتگوی صحیح هم آدابی داره که میشه از دلش نتیجه ی خوبی بدست آورد. فعلا در زمان و مکان مناسب، بستری فراهم کنین تا حرف های همسرتون رو بشنوین، در ادامه در مورد گفتگوی صحیح هم مطالبی براتون قرار میدم.


  11. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 خرداد 01 [ 15:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-21
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    6,971
    سطح
    55
    Points: 6,971, Level: 55
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 179
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 73 در 45 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکور عزیز بسیار سپاسگزارم از کمک و راهنمایی شما، من خیلی تلاش میکنم این اتفاقات نیوفته چون آخرش خودم و بچه ها اذیت میشن.اشتباه بزرگم این هست توی اینجور اتفاقات تلاش میکنم بهش توضیح بدم که مثلا مادرم منظوری نداشته و اینطوری اوضاع بدتر میشه. توی ذهنش هست که من دفاعشون رو میکنم ولی واقعا من همچین قصدی ندارم. در مورد اینکه مادرم بایستی بیشتر طرف داماد رو بگیره موافقم خب حتما بدش میاد ازش نمیشه که دل کسی رو عوض کرد من تنها درخواستم از شوهرم این هست که هرموقع همدیگر رو دیدیم و با هم بودیم بعد از اون یا اونجا بیشتر پشت سرشون هست حرفای بد و عیبهاشون رو نگو جالبه وقتی ایراد اونا رو با لحن خوب میگه من پذیرا هستم ولی وقتی با لحن بد میگه منم خب ناراحت میشم و اونوقت محکوم به اینکه طرف اونام و قهر و ادامه ماجرا. کلا دید منفی نسبت به اونا داره و اصلا این دید هیچوقت درست نشده تا حالا. واقعیتش من خودم هم خانواده ی اونو دوست ندارم بیشتر بعلت رفتار این بعضی وقتا از حزفا و رفتارشون متنفر میشم ولی هیچوقت به شوهرم انتقال نمیدم من خیلی وقتها گفتم خب تو از یه کار اونا ناراحت شدی برو به خودشون بگو چرا به من میگی. و نکته جالب این هست که مثلا خواهر من یه آپارتمان تو استانبول خریده و میره و میاد اینم هی میشینه میگه چرا اینکارو میکنن! عقل ندارن دیوونن و ...خلاصه هزار تا چیز منم میگم خب به ما چه چرا حرف اونا رو میزنی برمیگرده میگه آهان طرفداریشونو کردی خب به نظر من کار خواهرم اینا خوبه و به خودشون مربوطه من چطوری میتونم این وسط فیلم بازی کنم و دروغ بگم نمیتونم فیلم بازی کنم و یا هزار مورد دیگه مثلا میگه مادرت تا دستور نده کسی نمیاد خونه ما!! در حالیکه به خدا از خودش درمیاره ولی انتظار داره من بگم راست میگی میگم بابا تو از کجا مطمنی چرا بهتان میزنی به یکی میگه طرف اونایی خلاصه دیگه خسته شدم از این حرفای خاله زنکی. کارو زندگی ما شده همینا در حالیکه من بهش میگم تو هرچی به اونا احترام بزاری به من احترام میزاری . برمیگرده میگه تو میخوای من غلامشون بشم من خیلی آدم بزرگی هست نمیتونم ذلیل اونا بشم. همه اینا باعث میشه من بشم یه آدم افسره و ناراحت که حوصله هیچ کار و بیرونی ندارم و هیچ حسی هم بهش ندارم وچون این ماجرا ها همیشه تکرار شده دیگه دوست ندارم باهاش حرف بزنم و دوری میکنم و یا به پدر مادرم میگم نیایین خونه ما و بقیه هم خب احساس میکنن من معذب میشم ارتباط رو کم میکنن ولی باز این دست بردار نیست یه بهونه دیگه میاره . میگه فامیل تو دوست ندارن بیان اونا دست ندارن جایی که من هستم بیان !! و باز من توضیح میدم نه اینطور نیست و ... دوباره میرسیم به اول خط. و توی این بحثها فقط میخواد که من حتی به غلط بگم تو راست میگی یعنی حرف دروغ بگم.... در مورد نفرین هم سعی میکنم از یادم ببرم اگرچه توی قلبم میمونه و توی خلوت خودم ناراحتم ولی چیزی نمیتونم بگم بهش چون اوضاع بدتر میشه. ولی در کل متنفرم از این فیلم بازی کردن و راحت نبودن در زندگیم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    همسر شما در شرایطی نیستن که بیان و عذر خواهی کنن، اگر منتظرین این اتفاق بیافته اشتباه میکنین و زمان بسرعت در حال تلف شدن هست.

    پس از راه دیگری وارد بشین، شنونده باشین. بشنوین تا شنیده بشین.
    وقتی شما به حرفای همسرتون گوش ندین و به آنچه که در درونش میگذره بی تفاوت باشین و مرتبا اونو نادیده بگیرین همین سبب واکنش ها و رفتارهای غلط هم میشه.

    چی مانع گوش دادن درسته؟ اینکه شما بخواین حین صحبت با من یکسری موانع بذارین و من نتونم راحت حرف هام رو منتقل کنم و در نتیجه هیچ تمایلی به شرکت در بحث نداشته باشم و مشکلات ما هر روز بزرگ و بزرگتر بشه و بینمون فاصله بندازه.

    موانع یعنی چی؟
    ازم ایراد بگیرین_ ذهن منو بخونین_ هی وسط حرفم بپرین اجازه ندین تمرکز کنم_ قضاوتم کنین_ فکرتون جای دیگه ای باشه و منتظر نوبت خودتون باشین_ سرزنشم کنین_ مسخرم کنین_ فقط جمله هایی رو گوش بدین که براتون مهمه_ رو حرفهای خودتون بمونین_ تهدیدم کنین _ بحث رو به جای دیگه بکوشونین_ اصطلاحا منو از سر باز کنین ( یعنی هی به بهونه های مختلف بخواین فرار کنین ازم ) _ مرتبا از خودتون و دیگری دفاع کنین و ...

    اجازه بدین همسرتون تخلیه روانی بشه، مطمئن بشه که خانمش حرف های او رو شنید ، متوجهش شد و در صدد حل و فصل هست. این یخ رابطه ی شما رو کم کم میتونه آب کنه و زمینه های آشتی و اتفاقات خوب دیگر رو فراهم کنه.

    گفتگوی صحیح هم آدابی داره که میشه از دلش نتیجه ی خوبی بدست آورد. فعلا در زمان و مکان مناسب، بستری فراهم کنین تا حرف های همسرتون رو بشنوین، در ادامه در مورد گفتگوی صحیح هم مطالبی براتون قرار میدم.

    سحر بهاری عزیز سلام بسیار ممنونم که وقت میزارید والله من تاحالا توی عمرم معذرت خواهی شوهرم رو ندیدم و اصلا انتظاری ندارم . من فقط الان هر چی هم که روشهایی که شما میفرمایید رو به کار بگیرم چون قبلا و اتفاقات قبلی توی ذهنش مونده و پاک نمیشه انگار چیزی نمیبینه . هر چی هم محیط رو آروم میکنم میگم حرفتو بزن ولی این هر چی میگه بیشتر حرصو جوش میخوره و بیشت عصبانی میشه و آخرش میگه دیدی گفتم اینا باعث اختلافن . موندم دیگه چیکار کنم واقعا مشکل بزرگی میبینم واسه خودم در حالیکه شاید برای خیلی ها خنده دار باشه

  12. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    السای عزیز
    اول در نظر داشته باش که هر کسی ایرادات مادر پدر خودشو اشتباهاتشون رو خیلی راحت می تونه ببخشه ولی نباید از همسرش توقع داشته باشه که اونم راحت ببخشه
    نمیشه که یک نفر به آدم بی احترامی کنه بعد همسر آدم بگه هر چی به اون شخص احترام بذاری به من احترام گذاشتی، خوب پس احساس و شخصیت من چی میشه
    من به خاطر همسرم به خانوادش که به من بی احترامی می کنن، احترام بذارم
    به نظر من همسر شما باید یاد بگیره خیلی مودبانه نسبت به اشتباهات خانواده شما در حضور خودشون واکنش نشون بده تا این همه خشم فرو برده پیدا نکنه و تو خلوتش با شما هی خودشو تخلیه نکنه

    ولی شما به هیچ عنوان انتظار نداشته باش از کسی که خشم فرو برده داره که به اون فرد خاطی احترام بذاره

    اینا مربوط به این ماجرایی میشه که شما تعریف کردی

    شاید در موارد دیگه اشتباه از سمت شما و خانواده شما نبوده باشه.

    و برای من جالب هست همسر شما با خانواده شما مشکل داره و چرا اینقدر دلش میخواد اونا بیان خونتون و بابت نیومدنشون غر می زنه

    شاید همسر شما غرور بیش از حد داشته باشه یه مقدار رفتار بچه گانه و خاله زنک داشته باشه به هر حال این خصوصیات جز شخصیت ایشون هست و باید یه جوری باهاش کنار بیای

    به نظر من به جای دفاع از مادرت یا خانوادت که به همسرت این پیام رو بده که اونا برای من عزیز تر هستن هر وقت میاد بهت غر می زنه بگو راستش نظری راجع به این برخورد ندارم احتمالا اونا هم اشتباهاتی دارن ولی ازت خواهش می کنم خودت این مورد رو باهاشون مطرح کن
    رفتار من تحت کنترل منه ولی رفتار مادر، پدر و بقیه خانوادم تحت کنترل من نیست تحت کنترل خودشونه پس لطفا نظراتت رو یا حضوری یا تلفنی به اونها اعلام کن و باهاشون مطرح کن
    من هیچ نظری در مورد رفتار اونها ندارم
    ویرایش توسط فکور : یکشنبه 05 اردیبهشت 00 در ساعت 19:29


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.