سلام، خوبین؟
شما بحث مقایسه کردن رو کردین، من فقط یه پیشنهاد بهتون میدم، پیشنهاد که نه!، یه جور همدردی.
منم بشدت اهل مقایسه بودم، ولی لان شدتش کم شده، خیلی کم شده. اگه یکی از همکارانم بعنوان مثال شرایط کاریش یه تغییری میکرد، سریعا خودمو باهاش مقایسه میکردم، در حدی که اعصابم خورد میشد، بی قرار میشدم و ....
کاری که کردم، تمرین ذهنی، تمرین ذهنی و تمرین ذهنی. اینکار بشدت نیاز به تمرین تفکر داره. یه سرچی توی نت زدم و یه سری مطلب مناسب با این قضیه پیدا کردم و گذاشتم توی گوشیم. هر روز چند بار این مطالب رو میخوندم، خصوصا وقتی حالم از مقایسه کردن بد میشد. خلاصه ذهنم رو یواش یواش عادت دادم که مقایسه نکنه (با تکیه بر مطالب اینترنت و مطالب روانشناسی). من خودم فکر میکنم خیلی تغییر کردم. ایشالا که این چیزایی که گفتم، مفید باشه براتون.
این جمله ای که باغبان گذاشته، از اون جملاته! ، بنظرم خیلی تمرکز کنین روی این جمله:
" چیزی که خیلی مهمه اون تعهد هست که ما آدم ها برای خودمون درست می کنیم برای حل تمام مسائل و مشکلات زندگیمون .
حس خوب و حال خوب داشتن به دنیا به نظرم یه تعهد هست ،،،ببنید این تعهد را می تونید داشته باشید یا خیر. "








علاقه مندی ها (Bookmarks)