به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 29
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 03 [ 10:42]
    تاریخ عضویت
    1395-6-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    7,578
    سطح
    58
    Points: 7,578, Level: 58
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 130 در 63 پست

    Rep Power
    26
    Array
    عزیزم زندگی مشترک رو اکثرا خیلی رویایی تصور میکنیم اما وقتی وارد میشیم بدجوری تو ذوقمون میخوره .

    ناراحت نباش همه از این مسائل دارند اما فقط به عنوان ی تجربه "هیچ وقت ، هیچ وقت ، تو بازی خانواده ی همسرت نیفت ، اونا رو ریل خودشون دارن حرکت میکنند و شما نمیتونی اونا رو تغییر مسیر بدی پس سعی کن رو ریل اونا هم حرکت نکنی"

  2. 2 کاربر از پست مفید mina_ تشکرکرده اند .

    نیکی 69 (چهارشنبه 15 بهمن 99), سحر بهاری (چهارشنبه 15 بهمن 99)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 02 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1399-7-01
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نمیدونم کجای پستهام تاحالا گفتم میخوام‌ همسرم بین من و خانوادش یکیو‌ انتخاب کنه؟
    از خانوادش متنفرم و کینه عمیقی به خاطر رفتارهاشون از همون ابتدای آشنایی دارم.
    اونا رو دیگه برای همیشه واگذار کردم به خدا.

    دیگه هم تصمیم گرفتم هیچیو به همسرم نگم.
    تصمیم گرفتم کوچکترین لطفی به خانوادش نکنم که تو‌ ذهنم توقع ایجاد کنم چرا جبران نمیکنن.
    تصمیم گرفتم ثانیه ۹۰ برم خونشون و کوتاه ترین زمان رو اونجا باشم.
    تصمیم گرفتم حرفهاشون رو دیگه هیچوقت حتی با خنده هم جواب ندم.

    من و همسرم هیچ مشکل یا اختلاف بزرگی تو زندگی باهم نداریم.
    تمام بحث های ما تاحالا یا به خاطر حرفهای مادرش بود یا دخالتهای خواهرش، بعد چطور توقع دارین انگشت اتهام رو سمتشون نگیرم.

    آره خانوم مینا شما درست میگین
    متاسفانه خانواده همسر من بازی بسیار بسیار کثیفی دارن.
    مادرش به شدتتتت دروغگو و من تازه دیروز متوجه شدم که همه حرفها رو برعکس تعریف میکنه. زبون تندی داره و معروفه.

    منم تصمیم جدی گرفتم که دیگه وارد بازی کثیف این زن منفور نشم و زندگی نازنین و اعصاب نازنینم رو بهم نزنم.
    عصبانی شدن اون روزم ممکن بود منجر به سکته بشه و من اصلا دوس ندارم مرگ خفت باری داشته باشم.

    اگه شماها میدونستین من چه حرفهایی ازش شنیدم و دوس داشتم زمین دهن باز کنه که برم پیش خانواده خودم شاید به من حق میدادین.

  4. #13
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    متشکرم

    لازم نیست حرفای ما مستقیم باشن! غیر مستقیم همینو از طرف مقابل میخوایم؛

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
    متاسفانه من هفته ای ۲ ساعت باید باهاشون تنها بمونم و شوهرم هییییچ رقمه کوتاه نمیاد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
    یه حرفی بهم زده بود و من به شوهرم گفتم توقع داشتم یه دفاع کوچیک بکنی.
    میگفت من اصلا نبودم و نشنیدم.
    و چند مورد دیگه که مربوط به گذشتس و بهش واقفین.

    همسر شما اگر تلاش کنه که بدنبال چه گفت و نگفت های زنانه بره و وارد این مسائل بشه وقتی بخودش بیاد وسط دو راهی گیر میکنه...
    شما تنها شش ماه هست که به این خانواده ورود پیدا کردین و اگر این رویه رو پیش بگیرین زندگی مشترکتون به خطر میافته و رابطه ی شما تاریک خواهد شد.

    من چند بار خدمتتون عرض کردم که حتما نیاز دارین با مشاوره و یک پزشک برای درمان اونمورد در ارتباط باشین و اگر این مسئله رو جدی نگیرین مکررا این احساسات ناخوشایند رو خواهید داشت و آسیب میببنین.

    دوستان گرامی ؛

    لطفا، انجمن آموزش استفاده از تالار همدردی را مطالعه بفرمایید.

  5. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    نیکی 69 (چهارشنبه 15 بهمن 99)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 02 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1399-7-01
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آهان بله

    فکرشو‌ نمیکردم اگه از همسرم بخوام کاری بکنه برای آرامش روحم که منجر به آرامش اونم‌ میشه در نهایت، یعنی انتخاب بین من و خانوادش!!!
    چقد زندگی سخته واقعا.
    شاید اگه این مورد رو اینجوری فکر میکردم هرگز ازدواج نمیکردم.


    برای اون مورد هم همسرم راضی به دکتر نمیشه ولی خودم احتمالا بتونم با یه ترفند به بهونه یه مشکل دیگه، اینو درمان کنم.
    دوس ندارم شوهرمو گول‌ بزنم ولی مجبورم.

    این موضوع کاملا حق با شماست و منم از تبعاتش میترسم.

  7. #15
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیکی 69 نمایش پست ها
    آهان بله

    فکرشو‌ نمیکردم اگه از همسرم بخوام کاری بکنه برای آرامش روحم که منجر به آرامش اونم‌ میشه .......
    آدمها میتونن روی احساسات ما اثر بذارن، اما اونی که در نهایت تفسیر میکنه و واکنش نشون میده خودمون هستیم.
    ما در واقع مسئول احساسات خودمونیم ... اگر بخوایم هی بگیم رفتم مهمونی مادر شوهرم فلان حرف رو زد، خواهر شوهرم فلان رفتار رو داشت، شوهرم نیومد و ... و در نهایت من ناراحت شدم، در واقع میخوایم مسئولیت احساساتمونو گردن بقیه بندازیم و هی بگیم همه دارن منو ناراحت میکنن... پس این یعنی من مسئولیتی در برابر احساسات خودم ندارم ، در واقع یه ماکتم .
    اون کسی که برای آرامشتون دنبالشین همسرتون نیست، خودتون هستین.



    دوستان گرامی ؛

    لطفا، انجمن آموزش استفاده از تالار همدردی را مطالعه بفرمایید.

  8. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    نیکی 69 (چهارشنبه 15 بهمن 99)

  9. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 02 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1399-7-01
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعا جواب خفنی دادین.
    خیلی ممنونم.
    درسته. من دارم کم کم تو نقش یک قربانی فرو میرم که فکر میکنم همه عوامل بیرونی دست به دست هم دادن که منو از پا در بیارن.

    خیلی عالی بود.
    باید خیلی فکر کنم که چیکار کنم.

  10. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 بهمن 04 [ 16:30]
    تاریخ عضویت
    1394-4-10
    نوشته ها
    504
    امتیاز
    13,292
    سطح
    75
    Points: 13,292, Level: 75
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    125

    تشکرشده 552 در 282 پست

    Rep Power
    89
    Array
    به هرحالت اون پسر اون خانواده اس و نمیتونه بین شما و مادرش قرار بگیره
    خیلی از خانم ها اوایل ازدواج مشکل شما رو دارند (یکیش خودم)
    بهتره خودتون با سیاست حلش کن

    اولا پشت سر خانوادش باهاش حرف نزنید
    اتفاقا کار رو خیلی بدتر میکنه

    سعی کن صمیمی نشید

    اصولا تیکه و حرفها تو صمیمیت پیش میاد

    تعریف زیاد و خبر بردن و...هم بعدا میشه پتکی تو سر خودتون

    من جای شما بودم تو اون تایم یه میل و کاموا میبردم خونشون هم سرم گرم بود هم اینکه مجبور نبودم حرف بشنوم
    هر یه خط درمیون هم اظهار میکرد چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟متوجه نشدم

  11. کاربر روبرو از پست مفید حیاط خلوت تشکرکرده است .

    نیکی 69 (پنجشنبه 16 بهمن 99)

  12. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 اردیبهشت 02 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1399-7-01
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    2,270
    سطح
    28
    Points: 2,270, Level: 28
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 34 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خدا شاهده که من هیچوقت نمیخوام بین من و خانوادش انتخاب کنه.
    تاحالا به ذهنمم خطور نکرده بود.
    اگه هم لازم شد و کار به اونجا رسید، خودم ۲ دستی تقدیم خانوادش میکنم حتما.
    من سوال اصلیم که خوب توضیح ندادم این بود که چرا شوهرم دروغ میگه و با این دروغگوییش که باعث میشه من تا سر حد مرگ عصبانی میشم چیکار کنم.

    خداروشکر از این اخلاقا ندارم که صمیمی بشم، حتما همیشه یه فاصله ای حفظ میکنم.
    مشکل وقتی به وجود میاد که ۲ ساعت بیشتر در هفته ببینمشون.

    نمیدونم چه تصوری از پستهای من به وجود میاد براتون ولی یه توضیحی بدم، شوهرم هر روز هفته خانوادشو میبینه، هرجا بخوان برن شوهر من باید ببره.
    حتی جایی بخواییم بریم، من تو خونه میمونم که اونا رو ببره بزاره، چون من جا نمیشیم تو ماشین، دوباره من رو بیاد ببره.
    موقع برگشت به همین ترتیب، من باید تو اون مکان بمونم که شوهرم اینا رو ببره و دوباره بیاد دنبالم.
    برای روز زن اونا برای مادرشون هدیه گرون خریدن که ما هم دنگی شریک شدیم و شوهرم یکم رفت تو تنگنا و برای من هیچ کاری نکرد و مدام اظهار شرمندگی میکرد. خداشاهده اصلا برام مهم نبود.
    اینا رو گفتم که بدونین من اونجوری نیستم که شوهرمو برای خودم بخوام و مثلا میخوام از چنگ اونا دربیارم.

    من فقط میخوام اونا تو جمع خودشون منو غریب گیر نیارن.
    فقط میخوام وقتی برای شوهرم درد و دل میکنم، دروغ نگه که من اصلا نبودم و وقتی فضا رو با جزئیات براش تشریح میکنم که ثابت کنم بود، پوزخند نزنه که اینایی که میگه اصلا من یادم نیست.
    بعد من جیییییغ بکشم که من چرا باید بهت دروغ بگم.

  13. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    سلام عروس خانم گل
    جییییییغ نکش حححححححرص نخور
    احساساتت از نگاه ی دختر قابل درکه ولی آخه مرد ایرانی و چه به این حرف ها :)
    انصافا اون هاهم حق دارن آخه آموزشی ندیدن ....نمیدونن وقتی خانومشون داره درد دل میکنه چی بگن....تو بهترین حالتش همین رفتار آقای همسر شما رو دارن
    .بنده خدا ها نیتشون خیره .....میخوان که نه سیخ بسوزه نه کباب...میان که قضیه رو فیصله بدن میگن من چیزی ندیدم ....به خیالشون درست شد الان!!

    ولی نیکی خانم عزیز برگ برنده دست شماست.
    اول اینکه مطمئن باش همیشه اینجور نمیمونه
    چون تازه ایشون از خانوادش جدا شده یکم طول میکشه تا جا بیفته موقعیت تازه.
    و شما میتونی این مدت و کوتاه و کنی
    خدارو هزار بار شکر کن که میگی مشکل خاصی دوتایی ندارین خانواده همسر با صبوری حل میشه.. آفرین که باهاشون مقابله نمیکنی
    ..بهتر که تو ماشین جا نیست پس شما خلوت دوتایی تون بهم نمیخوره..
    ...اگر مدت کمتری باهمین کیفیت رو ببرین بالا ...و به ایشونم باید ی جیزهایی رو یاد بدی

    ....مثلا اینکه گفتین کادو برای اونا گرفت برای من دیگه نه منم برام مهم نیست
    از نظر من این کاملا اشتباهه باشه اگه نداره کمترش و بخره ....کم باشه میشه
    چون شما درک میکنی و خانومی ....باشه حالا ما قبول میکنیم تو فرصت دیگه ای جبران بشه ؛) ولی حذف کردن نداریم

    درد دل بکنین ولی فقط بگین و برین حتی شده نگاه هم نکنین بهشون...ازشون جواب ، قضاوت، دلداری نخوایین ....بگین و برین..جمله های بهتری میتونین انتخاب کنین که موثر تره.
    .بذارین ایشون تو خلوت خودش قضاوت کنه و نتیجه اش که حق دادن به شماست جای دیگه ای غیر مستقیم خودش و نشون بده...این بهتره.
    خدارو شکر کنین که اهل کارن مسئولیت پذیرن اینها خیلی مهمه تو زندگی....

    اون مسئله ای هم که پست اول گفتین حتما میتونین بایه متخصص حلش کنین
    حس تون بهتر بشه انگیزه برای تلاش و صبوریتون هم بیشتر میشه ان شالله.

    خوشبختی مونو بسازیم
    ویرایش توسط الهه زیبایی ها : پنجشنبه 16 بهمن 99 در ساعت 17:09

  14. کاربر روبرو از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده است .

    نیکی 69 (پنجشنبه 16 بهمن 99)

  15. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 بهمن 03 [ 10:42]
    تاریخ عضویت
    1395-6-23
    نوشته ها
    108
    امتیاز
    7,578
    سطح
    58
    Points: 7,578, Level: 58
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 130 در 63 پست

    Rep Power
    26
    Array
    نیکی عزیز من ی سوالی از شما دارم .
    آیا خانواده ی همسر شما از این تیپ آدمهایی هستند که ببخشید اصطلاح جالبی نیست اما ( حرف در بیار ) هستند ؟؟؟. یعنی آدمهایی که هرجایی میروند بعد از اون غیبت و تهمت اون مجلس غذای سفره شونه ؟! یا مرتب از رفتار و حرکات شما ایراد میگیرن و به پسرشون میگن که به شما تذکر بده و همسرتون میاد با شما بخاطر اون رفتار بحث میکنه؟؟؟؟


    اگر از این تیپ آدمها هستند خب این روش شما کار رو خراب تر میکنه. اما اگر انسانهای معمولی هستند و صحبتها شما صرف همون حساسیتهای عروس و مادرشوهر هست پس لطفا همسرتون رو به هیچ وجه وارد همچین بحثهایی نکنید و توقع هیچ دفاعی نداشته باشید.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.