با سلام
خب طبیعی ست ، شما الحمد الله خوب دارید مدیریت می کنید احساساتتون را.
ذهن دوست داره ما را در گذشته و آینده قرار بده ،،، نباید بذارید در بازی ذهن قرار بگیرید ،،،
یکی از تمریناتش اینکه یه کاغذ برداریم چیزهایی که تو ذهنمون به صورت ناخوداگاه می یاد را بنویسیم ( بدون قضاوت - بدون توسعه احساسات و ...) ،،،فقط بنویسیم و نظاره گر باشیم .
باید شدت پرش ذهن ( پرش به گذشته و آینده ) را کند کنید .
یه کتاب هست به نام کتاب " نیروی حال ،، از اکهارت تولی "
تحت هر شرایطی این کتاب را بخوانید و تمریناتش را انجام بدید .
.......................
بازم پیشنهاد می کنم از مدیر همدردی مشورت تخصصی بگیرید و پله پله در حرکت باشید .
.......................
دکتر شیری یه مطلب داره در این موارد ،،
به نظرم کمکی خوبی به شما می کنه .
https://www.tavangary.com/product/laqzesh-khiyanat
.......................
در مورد بچه ، خدمتتون بگم شما فداکاری کردید و میکنید
فکر کنم اینجوری بگم بهتر باشه : این کار شما نشان از نبوغ بالا و دل والای شماست ،،،
خدمتتون بگم علم همیشه در حال پیشرفته .
توکلتون به خدا باشه .
.......................
موفق باشین .









علاقه مندی ها (Bookmarks)