سلام.
امیدوارم حالتون خوب باشه.
از اتفاقی که افتاده متاسفم.
اینجور که من متوجه شدم، شما همون ساعت دو شب که متوجه شده اید، از شوهرتون توضیح خواسته اید و بعدش هم همون شب به اون شماره زنگ زده اید و با شوهر اون خانم صحبت کرده اید و احتمالا با فاصله زمانی کمی طی یک یا چند روز موضوع رو به خانواده ها هم کشونده اید و تصمیم به جدایی هم گرفته اید.... بله، الان چک کردم. در کمتر از ۲۴ ساعت تمام این اتفاقات افتاده. شما ساعت ۳۲ دقیقه بامداد پستتون رو ارسال کرده اید و نوشته اید دیشبش ساعت دو نصفه شب پیام رسیده.
خب خشم و ناراحتی شما قابل درکه، ولی ماشالله به این سرعت و پشتکار!!! چه خبره اینجوری با عجله؟ به کجا چنین شتابان؟!؟!
باید به عنوان زن یک زندگی، درایت بیشتری از خودتون نشون بدید و حداقل آبرو و حرمت بیشتری برای کانون دو نفره خودتون قایل بشید و اینقدر سریع کار رو به مطرح کردن با خانواده ها نکشونید..... باید درصدی احتمال هم برای اینکه داستان اونجوری که شما فکر میکنید نباشه هم در نظر بگیرید و تمام پل های پشت سرتون رو خراب نکنید.
حتی اگر خیانتی هم صورت گرفته باشه، بهتره جایی برای جبران و فضایی برای شوهرتون جهت بازسازی شخصیت و وجهه خودش، و همچنین جایی برای بازسازی و التیام آسیبی که خود شما دیده اید، باقی بگذارید.
.
اینا رو دیشب نوشته بودم نشد بفرستم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)