سلام سارا ؛
حتما الان تو هم مثل طاهره میگی این چقدر پر حرفه !!!؟
ولی چیکار کنم که دوست دارم بیشتر منو در مشکلاتت همدرد بدونی .
^^^^^^^^^^^^^
دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست .
هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد .
ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد :
- چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟
مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .
ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .
خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني . لابد می پرسی این چه ربطی به از دست دادن عزیزان داره !!! نه ؟ با کمی دقت میشه از این داستان نکات خوبی رو برداشت کرد ما اگه به این ایمان برسیم که خدا در هر حال نمیتونه جز خیر داشته باشه پس همه چیز رو در این دنیا خیر میبینیم . یه وقتی نعمت خدا دادن پدر و مادر و همسر خوب و خونه و ماشین و ... هست یه وقتی هم نعمت خدا در گرفتن این چیزاست . در هر حال زندگی با این چیزاست که آدمو میسازه .
با تقویت ایمان و بزرگتر کردن تابه ی ماهیگیریمان میتوانیم از همه ی نعمت های خداوند استفاده ی حداکثری ببریم .
بازم متوسل میشم به یک جمله ی طلایی از حضرت زینب کبری ( س ) : " ما رایت الا جمیلا "







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)