احساس حقارت یا خود کم بینی
در عجبم از کسی که خود را نمی بیند و قبول ندارد، ولی انتظار دارد دیگران او را ببینند و قبول کنند. احساس حقارت یا به تعبیری احساس کهتری اگر درمان نشود صدمات جبران ناپذیری بر شخصیت آدمی وارد می کند. کارل یونگ روان پزشک سوئیسی بخشی از روان را «سایه» نامیده است. در این معنا سایه شامل تمام آن ویژگی های شخصیتی ماست که سعی می کنیم آن را پنهان کنیم. به عبارت دیگر سایه آن جنبه های تاریکی را در بر دارد که باور داریم از نظر خویشان و دوستان و از همه مهم تر خود ما پذیرفتنی نیست.
سایه را می توان به زیرزمین خانه تشبیه کرد؛ جایی تاریک که اشیا و لوازم به درد نخور را در آن می ریزیم تا از دید ما پنهان باشد. پیامی که از سایه دریافت می شود این است که «من خوب نیستم، من دوست داشتنی نیستم، من بی ارزشم.» با دریافت این پیام سعی می کنیم از رویارویی با جنبه های غیر قابل تحمّل درون خود اجتناب ورزیم، اما برای رفع آن باید به جای فرار از خود با آن روبرو شد و به جای سرکوب آن باید آن را آشکار ساخت و خود واقعی را پذیرفت و آن را در آغوش کشید.
به گفته ی یونگ سایه آن کسی است که شما نمی خواهید باشید، اما یادمان باشد ما انسان هستیم، با نکات مثبت و منفی؛ و قادر به بخشیدن خود بدون احساس شرم و خجالت. به راستی در جاییکه خدا ما را در بهترین وضعیت (احسن تقویم) خلق کرده، و انسان را اشرف مخلوقات آفریده و ملاک برتری یا فروتری ما را در ایمان یا عدم ایمان به خودش قرار داده است، چرا ما باید خود را کمتر و بی لیاقت تر از دیگران بدانیم. زن و مرد مکمل هم در انتقال آرامش و آسایش به یکدیگر هستند. هیچ معیاری مثل زیبایی، ثروت، مدرک تحصیلی، و... بیانگر برتری نیست. خود را دست کم نگیریم که در این صورت همواره و ناخواسته باید پیرو و زیر دست دیگران باشیم؛ حال آنکه خالق آفرینش در خلقتِ من به خویش آفرین گفته است: فتبارک الله احسن الخالقین.
گام هایی که برای مبارزه با احساس حقارت توصیه می شود، عبارتند از:
گام اول: خود را فقط با خودمان مقایسه کنید.
گام دوم: کاغذی برداشته، توانمندی و نقاط ضعف هایتان را روی آن بنویسید.
گام سوم: آنچه را در دیگران برتر می بینید و دوست دارید آن را داشته باشید، بنویسید.
گام چهارم: یک یا حداکثر دو گزینه را که برایتان از همه مهم تر و در اولویت قرار دارد و کسب آن غیر واقعی نیست انتخاب کنید.
گام پنجم: بعد از انتخاب مرحلهی قبل از تمام صفات دیگران که مورد احساس حقارت برای شما می شود چشم بپوشید و فقط به دو مورد انتخابی فکر کنید.
گام ششم: افکار خود را به مرحلهی عمل در آورید و با برنامه ریزی برای رسیدن به آن صفت وارد کسب مهارت شوید.
گام هفتم: دقت کنید که با پشتکار، مهارت خود را روز به روز افزایش دهید و دلسرد نشوید.
گام هشتم: سعی کنید تا آن مهارت را پیدا نکرده اید از آن در مقابل دیگران تعریف نکنید (مثلاً اگر قصد ورزشکار شدن در رشته مخصوصی دارید یا تصمیم به یادگیری نقاشی دارید بعد از توانمندی نسبی به بازگو کردن آن بپردازید).
گام نهم: بدانید هیچ کس همه خوبی ها را ندارد. و هر کسی دارای نقاط ضعفی است؛ من و شما هم از این قاعده مستثنی نیستیم.
گام دهم: ایمان تان را به خالق آفرینش زیاد کنید. به اعتقاد توحیدی ما هیچ علف هرزی در آفرینش بیهوده آفریده نشده است. ما که گل سرسبد آفرینش هستیم و حتماً با دلیل حکیمانهای پای به عرصه وجود گذاشتهایم. به دنبال یافتن آن هدف باشید.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)