به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9

Threaded View

  1. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 17 بهمن 99 [ 21:15]
    تاریخ عضویت
    1394-1-13
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    5,751
    سطح
    49
    Points: 5,751, Level: 49
    Level completed: 1%, Points required for next Level: 199
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    10

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط زن ایرانی نمایش پست ها
    سلام دوستان همدردی، چندین تاپیک حول مشکلات و اختلافات با خانواده همسر داشتم که سعی میکنم خیلی خلاصه نکات اصلی رو اشاره کنم. ممنون که وقت میذارید و راهنمایی میکنید. خانومی ۳۲ ساله هستم که حدودا ۶ ساله ازدواج کردم، آدم آرومی هستم و همیشه احترام به دیگران برام اهمیت زیادی داشته، از قبل از عروسی درگیر بیماری پدر همسرم بودیم و کاملا زندگی ما تا زمان فوت پدر همسر، تحت تاثیر بیماری ایشون بود و همسرم برای درمان پدرش خیلی تلاش کرد. مادر همسرم بدلیل فشارهای روحی و روانی مختلفی که توی این مدت داشتن، مخصوصا دو سال آخر قبل از فوت همسرشون، خیلی من رو اذیت میکردن و در واقع دیواری کوتاهتر از من پیدا نمیکردن و خیلی من رو تحت تحت فشار میذاشتن با موضوعات مختلف، من سعی میکردم هیچوقت باهاشون بحث یا مقابله به مثل نکنم و فقط رفتارهاشون رو نادیده بگیرم و کاملا از محور توجه م حذف کنم(البته در ظاهر)، و فقط بخاطر همسرم و پدرشون همراهی کنم که بعد از فوت پدرهمسر بی احترامی مادر همسر از همون روز فوت همسرشون علنی تر شد و جلوی جمع به خانواده م بی احترامی کردن که که آخرین بار با حرفهای غیر منطقی و پرخاشگرانه ای که با من و مادرم داشتن از خونشون اومدم بیرون و دیگه منزلشون نرفتم و فقط مراسم چهلم رو شرکت کردیم و کلا نرفتم خونشون. با این حال چون ایشون خیلی تنها هستن و بحز همسرم کسی رو ندارن تو شهرشون و ارتباط کمی با خواهر هاشون دارن، با همسرم صحبت کردم که بعد از مراسم چهلم برم سر بزنم که مادرشون مخالفت کرد و خواسته بود که هیچوقت نرم. و من با کمال میل پذیرفتم. اون مدت بخاطر فشارهای روحی زیاد خیلی اذیت شدم ولی سعی در بازسازی روحیه م داشتم و تلاش کردم و خداروشکر الان آرامشم کمی بیشتر شده و تقریبا فراموش کردم. همسرم در طول این یک سال مرتب به مادرشون سر میزدن و رسیدگی میکردن و من هم هیچوقت مانع نشدم و حتی گاهی یادآوری میکردم که به مادرش سر بزنه. الان که به روزهای سالگرد فوت پدرهمسر نزدیک میشیم، با وجود کرونا مراسمی ندارن ولی مادرهمسر از همسرم خواستن که بعد از سرخاک شام بریم خونشون، و من خیلی دو دل هستم، واقعیت اصلا دلم راضی نمیشه حتی برای سرخاک هم ایشون رو ببینم و ترجیح میدم صبحش با همسر و خانواده م بریم که مادر همسر رو نبینیم. خواستم اگه ممکنه راهنمایی بفرمایید. وقتی که هیچ نشانه ای از پشیمانی در رفتارشون نمیبینم. ببخشید طولانی شد، ممنون

    عزیزم
    سری ک درد نمیکنه رو دستمال نمیبندن
    اگر همسرت پذیرفته شرایط فعلی رو، بهیچ وجه سمت برقراری ارتباط نرو ک موجبات ناراحتی خودتو فراهم کنی

  2. کاربر روبرو از پست مفید Salma*h تشکرکرده است .

    زن ایرانی (دوشنبه 17 شهریور 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.