ممنون سحر جان
اگر منظورتون از مسایل عاطفی همسرم هست که اون یه موضوع تموم شدست برای من. یک زمانی خیلی تلاش کردم ولی متاسفانه سیستم شوهر من برای یک ادم متاهل ساخته نشده. اصلا معنی تعهد را نمیفهمه.
بگذریم. سحر جان چیزی که برای من سوال شده اینه که درسته چند ماه اول بعد از اون اتفاقات بدجور اسیب روانی خوردم و اضطراب و استرس شدیدی بهم وارد شد ولی بعد از اون تونستم خودمو جمع کنم .
الان استرس و اضطرابم خیلی کم شده حقیقا ارامشی که الان دارم خیلی بیشتر از قبل از اون اتفاقه.کارهای همسرم دیگه ازارم نمیده یعنی اصلا اون را به عنوان همسر حساب نمیکنم که بخواد ازارم بده.
خیلی از مسایلی که یک عمر ازشون وحشت داشتم سرم اومد و رفت و فهمیدم که اصلا ترسناک نبودن.
الان نگرانی ها و ترسهام خیلی خیلی کمتر شده.
پس چرا هنوز کابوس میبینم ؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)