فرزانه جان
اون نکته اصلی، در نظر گرفتن فاکتور زمان بود. شرایط آدما با هم فرق داره، مثلا السای الان دو تا دختر داره و شرایط زندگیش یه جوریه که اگه آروم آروم جلو بره و یه جورایی کج دار و مریز رفتار کنه، برای زندگیش ممکنه بهتر باشه. ولی شرایط یه زن مثل تو یکم فرق داره. تو باید مشکلات با همسرت رو خیلی جدی بگیری. اینکه نمیخوای با این شرایط بچه دار بشی، نشون میده که از عمق ماجرا خبر داری. فقط باید برای حل مساله زود دست به کار بشی. منظورم این نیست که این مشکلات به سرعت حل میشن. نه! ولی راه حل و درمان این مشکل، فراتر از راهکارهای اینجا یا مطالعه شخصی هست. البته دوستان و جناب باغبان لطف دارن و دلسوزانه راهکارهای ارزشمندی اینجا گفتن. ولی طبق نوشته هات توانایی مالی مشاوره گرفتن رو داری. کاری به همسرت نداشته باش. خودت شروع کن با یه مشاور مشکلاتت رو مطرح کن. در کنارش از راهکارهای اینجا و کتاب و سی دی هم استفاده کن.
راهکاری که مشاورم به من داده اینه که قاطعیت داشته باشم و دست از مادری کردن برای همسرم بردارم. موقع عصبانیت همسرم در موضع ضعف قرار نگیرم و قاطع ( نه با عصبانیت)؛جواب حرفاش رو بدم. ولی مراقب باشم خشم همسرم به من منتقل نشه. چون یکی از مشکلاتی که من دارم اینه که بعد از عصبانیت شوهرم و فحش و ... حال روانیم بد میشه و وارد یه فاز افسردگی میشم. در حدی که دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم. یا تو اون دوره برای هیچ کاری حوصله ندارم، در صورتی که همسرم خودش رو تخلیه کرده و با خاطر آسوده میره سراغ کارهاش. یه راهکار دیگه هم بیان کردن احساس هست. مثل همون نکته که تو یکی از پست ها بهت گفتم. وقتی بهت فحش میده، باید درخواستت رو مطرح کنی و بگی با من مودب صحبت کن. اگه لازم شد صد بار این رو بگو.
البته مشاور من تمرکزش اول روی حس و احساس من هست. چون خشم ونفرتی که در اثر این توهین و تحقیر شدن ها در آدم ایجاد میشه، به مرور شخص رو از رابطه متنفر میکنه. من روزهای سختی رو دارم میگذرونم. انگار زدم به دل طوفان. شوهرم در مقابل تغییرات من واکنش تند نشون میده، اما داره کم کم باور میکنه باید بالغانه باهام رفتار کنه. دیگه انتخاب با خودش هست. مهم اینه که من دیگه بهش اجازه نمیدم خشم و نفرتی که درون خودش هست رو روی من خالی کنه.
من قلبا شوهرم رو دوست دارم. دلم میسوزه که با زندگیش داره اینجوری میکنه. ولی اونم یه شخص بالغ هست و خودش باید زندگیش رو بسازه. تو زندگیم خیلی بهش محبت کردم، چون میدونستم یه مادر خودخواه و عصبانی داشته. اما متاسفانه محبت من رو با ضعف داشتن من اشتباه میگیره.
عزیزم به خدا توکل کن، ایشالا روزهای بهتری در پیش رو داشته باشی...








علاقه مندی ها (Bookmarks)