البته از دوستان عذرخواهی می کنم که انقدر با جزئیات مکالمه ها رو نوشتم. می خواستم بگم یکی از موقعیت هایی که ایشون بشدت عصبانی میشه اینه که من از دستش ناراحت بشم و گلایه کنم. اصلا زیر بار نمیره که اشتباه کرده.
قبلا هم به دفعات زیاد مشابه این اتفاق افتاده. یعنی ایشون کاری کرده که من ناراحت شدم. و وقتی اعتراض کردم بشدت عصبانی شده. من نمی دونم آیا باید ناراحتیم رو ابراز نکنم؟ آیا وقتی لذتی نمی برم و واقعا دارم اذیت میشم باید احساسات خودمو سرکوب کنم و برای جلوگیری از عصبانیت ایشون نقش بازی کنم و خودمو راضی نشون بدم. آخه نحوه ابراز ناراحتیم هم فکر کنم نرماله. خب من همون بیرون قبل از اینکه نصف وسایل رو بخره گفتم نخر سنگین میشه و اذیت میشیم. به حرفم گوش نکرد. بعد موقع اومدن توی خیابون هم چیزی بهش نگفتم و توی خودم بودم. رسیدیم به خونه خودش شروع کرد و ...
نمی دونم چیکار کنم. تمام تمرکزم رو از دست دادم. همه وقتم رو دارم به این کارها و رفتارها و به این رابطه غلط فکر می کنم. بابت زندگیم متاسفم
ولی می خوام راه های نرفته رو هم برم. بخاطر همین از شما کمک می خوام که الان توی این سناریویی که نوشتم کجای کار من اشتباه بوده و شما چه برداشتی از شخصیت من داشتین و نقص های منو توی چی می بینید؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)