به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1387-10-24
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    13,263
    سطح
    75
    Points: 13,263, Level: 75
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 387
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    285

    تشکرشده 346 در 110 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام

    خب مبحث شیرین ازدواج .اما چی شده با این همه دغدغه و ذهن خوانی همراه شده ؟

    آقا payam_ss بنظر میرسه قبل از اینکه به این مورد خاص و این خانم که کیس انتخابی شما برای ازدواج هست بپردازیم به چند نکته که در نوشته های شما هست بپردازیم .

    زندگی ما پس از ازدواج در امتداد زندگی امروز ما ، افکار ما ، باورهای ما و دغدغه هایی که با آن ها سر می کنیم هست .و مسایل و مشکلاتی که بعدا با آن روبروخواهیم شد همین مسایل و مشکلات حل نشده امروز ماست .



    اما مسئله مهمی که اینجا برای من مطرح هست اینه که من اطلاعی در این زمینه ندارم که آیا ایشون الان درگیر رابطه با کسی هستن برای ازدواج یا خیر.

    با توجه به اینکه ایشون با شما همکار هستند و کم و بیش با رفتارهاو کلام و نحوه ی برخوردشون آشنا هستین و خودتون هم اشاره کردین که در کل دختر متین وموقری هستند بار باز دغدغه رابطه ی ایشان را با کسی دارین .یعنی شما افکاری رو دنبال می کنین که مسموم هستند و به جای بررسی دست به ذهن خوانی و اگر و اما و شاید و احتمالا و....می زنین .




    یا حتی مهم تر از اون ذهنم درگیر این هست که نکنه از همکارهای دیگه مون هم قصد ازدواج با ایشون رو داشته باشن. این مورد بیشتر اذیتم میکنه.


    وباز احتمال و حدس و گمان بدون بررسی



    مخلص کلام اینکه من تاب و تحمل این رو ندارم که برم جلو و به هردلیلی وصلت ما منحل بشه و از اون طرف شاهد این باشم که ایشون با شخص دیگری ( مخصوصا بقیه همکارها) ازدواج کنه


    یک قاعده که در خواستگاری حتما باید موردتوجه قرار بگیره این هست که صرفا با اقدام خواستگاری و تا زمانی که تعهدی بسته نشده و امضایی صورت نگرفته طرفین هیچ تعهدی به هم ندارند و می تونن در هر مرحله پایان بررسی رواعلام کنند.حتی مراحلی که خواستگاری و آشنایی پیش رفته است تا قبل از عقد رسمی می توانند انصراف دهند و هیچ مانعی نیست لذا توصیه می شود ازدواج گام به گام و مرحله به مرحله (آمادگی .جذابیت .آشنایی.نامزدی .عقد.زندگی مشترک).صورت بگیرد .
    وقتی دونفر می خواهند نسبت به هم متعهد شوند نیاز هست تمام ابعاد( شخصیت،اعتقادات ,باورها ، علایق و سلایق ، نیازمندیها )بررسی شود و این حق را هردوبرای دیگری قائق شوند که در هرجای این بررسی به این نتیجه رسیدند که برای هم مناسب نیستند این ارتباط و این خواستگاری و آشنایی را پایان دهند.به همین خاطر ما مشاوران ازدواج توصیه می کنیم که در گفتگو و شناخت هم، دراطلاعاتی که در جلسات خواستگاری رد و بدل می شود از اطلاعات عمومی شروع شود و مرحله به مرحله خود افشایی ها صورت بگیرد و اینکه به هیچ عنوان اجازه داده نشود وارد فاز احساسی شوند و اگر یکی از طرفین این امر را رعایت ننمود حتما تذکر داده شود، که چون امر ازدواج امر مهمی است و ما در مرحله بررسی می باشیم ومی خواهیم دست به انتخاب شریک زندگی بزنیم نیاز داریم که فعلا در مسایل و شناخت هم منطقی باشیم .پس ابراز احساسات و بیان عواطف را در گام های نهایی و پس از عقد موکول کنیم .



    .میدونم که نمیتونم این شرایط رو به راحتی هضم کنم و روی احساساتم تاثیر میذاره

    خیلی سعی میکنم که منطقی برم جلو ولی خیلی سخته. از جواب منفی شنیدن اصلا ترسی ندارم . ولی چون با ایشون هر روز چشم تو چشم میشیم ، تحمل روزهای بعدی که عرض کردم، سخته.


    اینکه شرایط رو نمی تونین بپذیرین واینکه روی احساست شما تاثیر می گذاره .به نظر می رسه ریشه در کنترل کردن شما و اینکه حق انتخاب رو برای ایشون قائل نمی شین و این احتمالا در بقیه روابط شما نیز مصداق داره . اینکه نه شنیدن براتون سخته . اینکه انعطافتون کمه . و اینکه زودرنج هستین . نه شنیدن برای شما طرد و عدم پذیرش معنی میشه و احساس می کنید به شما بی احترامی شده واین می تونه در زندگی زناشویی و در رابطه با همسر تون اتفاق بیفته که اگر جایی به شما نه بگوید به معنی دوست داشتنی نبودن شما و عدم تایید شماست در صورتی که ما در روابطمون نیاز هست که بعضی جنبه ها و تفاوت و نظرهای دیگریو حتی ضعف های اونها رو بدون این که به خودمون بگیریم بپذیریم


    ببینید من کلا به روالی که شما فرمودین آگاه هستم و واقعا هم درستش همینه که از طریق خانواده ها اقدام بشه. اما قضیه اینجاس که من فعلا نمیخوام تا وقتی که مطمئن نشدم کسی تو زندگی ایشون نیست یا پذیرش اولیه بنده رو نداره عالم و آدم بفهمن. اینطوری به نظرم برای جفتمون و علی الخصوص برای من که حساس هستم رو این مسئله خوبه. چون وقتی با یک نفر سر و کار داری میشه این درخواست رو داشت که قضیه علنی نشه اما وقتی قضیه وسعت پیدا میکنه دیگه از کنترل خارج میشه .



    اینکه نگرانید که عالم و آدم بفهمن و این حساسیتی که به آن اشاره می کنین و اینکه نگرانید این قضیه از کنترل شما خارج بشود ،ریشه در کنترلگری که در شما روشن میشود ، دارد .شما نگرانید از اینکه بخشی از کار رو که رسمی کردن، خواستگاری هست به خانواده بسپارید .نگرانید که حق انتخاب رو برای دختر خانم قائل بشین از ترس اینکه" نه "ایشون رو بشنوید. اقدامی نمی کنین تا مرغ از قفس بپرد . ازترس و نگرانی که مبادا فرد دیگری در فکر این دختر خانم باشد در اقدام کردن برای خواستگاری تردید دارید .واقعیت این است حتی اگر هم با ایشون ازدواج بکنین مالک روح و فکر او نمی شوید .



    یا حتی مهم تر از اون ذهنم درگیر این هست که نکنه از همکارهای دیگه مون هم قصد ازدواج با ایشون رو داشته باشن. این مورد بیشتر اذیتم میکنه.

    نگرانی من از این بعد وجودم هست که نکنه شخص دیگه ای تو زندگی ایشون باشه و یا خواستگار فعلی داشته باشن و در صورت انتخاب بنده ، سایه اون شخص روی زندگیمون باشه. از اون مهم تر اینکه اگه وصلت ما شکل نگیره، با یکی از همکاران دیگه ازدواج کنن و تحمل متاهل بودن ایشون در محیط کار با این شرایط واقعا برام سخته.

    نگرانی بنده همونطوری که گفتم از وجود شخص دیگه تو زندگی ایشون یا ازدواج با یکی دیگه از همکاران هست. از باب تحمل و مجاورت عرض کردم.

    چون خودمم یجورایی حدس میزنم که پای کسی دیگه ای یا خواستگاری در میون باشه. البته میگم قطعی نیست و فقط از روی یه سری نشونه ها حدس میزنم. شایدم حدس من اشتباهه

    نمیخوام در آن واحد با شخص دیگری در مقام مقایسه قرار بگیرم


    بدتر از اون اینکه اگه ما با هم ازدواج کنیم و بعدا به طریقی بفهمم همچین اتفاقی افتاده شدیدا ناراحت و دلزده میشم.




    این هم ریشه در حس مالکیت و ذهن خوانی وحتی بدبینی شما دارد . این یک واقعیت هست که هم دختر و هم پسر قبل از ازدواج کیس هایی را برای ازدواج درنظر می گیرند و به آن ها فکر می کنن و بررسی می کنند و گاها ارتباط می گیرند (البته منظورم به صورت نرمال و استاندارد )و بی نهایت حق انتخاب دارند و کسی نمی تونه بدون دلیل و منطق مانع این انتخاب بشه.و باید به این انتخاب احترام گذاشت . ذهن شما یک فرضیه رو دنبال می کند که هنوز صحت و سقمش برای شما روشن نیست . که اگر هم درست باشد خب همکارتون هم می تونن و این حق رودارند که به عنوان خواستگار پا پیش بگذارند و دختر خانم که ، هم شرع و هم عرف کلید بله رو دستش داده می تونه هریک از شما رو به عنوان همسر انتخاب یا رد کنه . تا زمانی که ایشون تعهدی به شما ندادن حق انتخاب و بررسی دارند .



    بالاخره چه خانواده ایشون چه خانواده بنده به مسئله خواستگاری از بعد دیگه ای نگاه میکنن و دغدعه های شخص من یا ایشون رو درک نمیکنن و حتی شاید این نگرانی من برای اونها مسخره باشه.


    در حال حاضر با اطلاع رسانی هایی که شده وتحولاتی که صورت گرفته میشه تلفیقی از ازدواج سنتی و مدرن داشت . میشه از مزایای هر کدوم بهره برد واز معایبش دوری کرد . ازدواج هم بعد فردی دارد و هم بعد اجتماعی و این به مهارت شما بستگی دارد که این دو را با هم پیوند دهید . می تونین برای خانواده روشنگری کنین. می تونین از عقاید و نگاهتون به ازدواج و اینکه برا ی شناخت بهتر نیاز هست که هم از بعد فردی یعنی (علایق باورها و روش خودتون برای ازدواج )هم بعد اجتماعی ( نظرات خانواده ها و ازدواج سنتی ) بررسی کنید با خانواده ها صحبت کنید .وقت بگیرید (حداقل 3 ماه برای آشنایی)


    ببینید اینکه به قول شما جلسه اول رو به صورت رسمی با حضور خانواده ها خواستگاری انجام بشه یجورایی کلا تو منطقه و فرهنگ ما جاری نیست. یعنی سبک نرمالش اینطوریه که اول به صورت تلفنی توافقات و صحبت های اولیه ( مثلا مادر طرفین) انجام میشه. بعد اگه از لحاظ سن و تحصیلات و ... مشکلی نبود تو فاز بعدی خواهر و مادر پسر میرن خواستگاری و بعد دختر و پسر میتونن چند جلسه با هم صحبت کنن و آشنا بشن



    وقتی شما خودتون این پیشنهاد رو به خانواده میدین که این دختر خانم رو زیر نظر دارین و ازشون می خواهید که جلسه رو رسمیت ببخشن و اگر دختر وخانواده ی دختر نیز پذیرفتن.می تونین با صحبت متقاعدشون کنین که نیاز به بررسی و شناخت دارید و بخواهید که به غیر از خانواده اصلی طرفین دوستان و آشنایان و همسایگان از این خواستگاری مطلع نشوند.و تا تصمیم نهایی شما صبر کنند .



    . تازه اونم شاید خانواده دختر اصرار کنن که حتما صیغه محرمیت باشه
    .


    بله بعضی خانواده ها بر حسب آداب و رسوم و فرهنگ با نامزدی و صیغه محرمیت موافق و بعضی مخالفند. این برحسب توافق دوخانواده صورت می گیرد . ولی اینکه در چه مرحله ای صورت بگیرد خیلی مهم است .



    آیا واقعا منطقی هست که دو نفر به طور رسمی زن و شوهر بشن بعد بهشون بگن حالا برید تو دوران نامزدی با هم کامل آشنا بشید؟! دیگه وقتی کار از کار گذشته این آشنایی به چه دردی میخوره.


    بله حق با شماست .مراحل ازدواج که دربالا هم به آن اشاره شده این بود :مرحله (آمادگی .جذابیت .آشنایی.نامزدی .عقد.زندگی مشترک) با خانواده ها صحبت کنید و فرصت بخواهید تا گام به گام و مرحله به مرحله پیش بروید و این حق رو داشته باشید و برای دیگری نیز قائل باشید که هرگاه به این نتیجه رسیدید که مناسب هم نیستید به این آشنایی و خواستگاری پایان دهید .
    ویرایش توسط ساقی : دوشنبه 20 مرداد 99 در ساعت 03:25

  2. 4 کاربر از پست مفید ساقی تشکرکرده اند .

    Mvaz (جمعه 31 مرداد 99), payam_ss (پنجشنبه 30 مرداد 99), باغبان (دوشنبه 20 مرداد 99), سحر بهاری (دوشنبه 20 مرداد 99)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 99 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1399-5-18
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,799
    سطح
    24
    Points: 1,799, Level: 24
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساقی نمایش پست ها
    سلام

    خب مبحث شیرین ازدواج .اما چی شده با این همه دغدغه و ذهن خوانی همراه شده ؟

    آقا payam_ss بنظر میرسه قبل از اینکه به این مورد خاص و این خانم که کیس انتخابی شما برای ازدواج هست بپردازیم به چند نکته که در نوشته های شما هست بپردازیم .

    زندگی ما پس از ازدواج در امتداد زندگی امروز ما ، افکار ما ، باورهای ما و دغدغه هایی که با آن ها سر می کنیم هست .و مسایل و مشکلاتی که بعدا با آن روبروخواهیم شد همین مسایل و مشکلات حل نشده امروز ماست .
    واقعا یه تشکر ساده خیلی کمه در مقابل این همه وقتی که گذاشتید و مو به مو موضوع بنده رو بررسی کردید و نظرتون رو نوشتید. بسیار بسیار سپاسگزارم.
    بله بیشتر که دقت کردم خودمم به این نکته پی بدم که حس کنترل کنندگی دارم. حتی علاوه براون حس میکنم که ایده آل گرا هم هستم . مثلا سر همین قضیه که اگه ایشون بین من و یه همکار دیگه ، همکارم رو انتخاب کنه اون موقع این حس بهم دست میده که من چه ایراد و نقصی داشتم ؟!
    ریشه این موضوع برمیگرده به این که همیشه دوس دارم بهترین باشم و بواسطه همین، تایید دیگران رو بگیرم و تشویق به بهتر شدن بشم. میدونمم که این حس اصلا جالب نیست و باید برای اصلاحش تلاش کنم

    توضیحات مفصل تر رو تو پست بعدی خودم مینویسم


    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها

    در مورد خود شما بنظرم ما نمیتونیم بر حسب چند جمله تشخیص بدیم ریشه اصلی مشکل از کجاست و باید بررسی دقیق تری انجام داد. چون علل مختلفی مطرح هست

    بنظرم هر طرز فکری مثل پیوستگی دانه های زنجیر هست. باید ببینیم مشکل از کجاست .مثلا ممکنه مشکل؛

    *از تجارب آدم
    *نسخه برداری های افراطی
    * استاندارهای شخصی و غلط
    * ترس،کمبود اعتماد بنفس و ... باشه.
    اما در کل اینکه مسئله ای در مورد شما مطرح هست یک واقعیته و باید حتما قبل از ازدواج مراجعه داشته باشین و بررسی بشین و بعد برای ازدواج اقدام کنین.
    این بررسی مسلتزم اطلاعات بیشتری و ارتباط شما با متخصص هست و نمیشه اینطوری نظر قطعی دربارتون داد.
    ...................................


    خیلی ممنونم ازتون خانم بهاری. توضیحات خودم رو تو پست بعدی مینویسم

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه 123 نمایش پست ها
    سلام به نظرم اول از همه ببینید باهم تناسب دارین یا نه. اگه فکر می کنید از جهات زیادی متناسب هستین از طریق یه واسط اول مطمئن بشین که نامزد یا خاستگار جدی ندارن. بعد اقدام کنید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرزانه 123 نمایش پست ها
    مثلا یکی از همکاران قابل اعتمادتون می تونه نقش این واسط رو بازی کنه یا حتی یکی از اعضای خانواده مثلا خواهرتون(بدون اینکه واسط بگه از طرف کی هست). بعد از اینکه مطمئن شدین که ظاهرا کسی توی زندگی ایشون نیست و پذیرای خاستگار جدید هستند، خیلی بالغانه درخواست آشنایی بیشتر با هدف ازدواج و با اطلاع خانواده ها رو بگین به خودشون و زمانی رو تعیین کنید که فکر کنن بعد جواب بدن. و از قبل هم خودتون رو برای شنیدن جواب منفی آماده کنید. اگه جواب ایشون مثبت بود و مایل به آشنایی بیشتر بودن از طریق خانواده اقدام کنید. و اگه جواب منفی بود و نخواستن بیشتر با شما آشنا بشن خیلی محترمانه بگین که براش آرزوی خوشبختی می کنید و تمام. بعد از اون هم شما فقط دوتا همکار هستین و هر کدوم گزینه های دیگری برای ازدواج دارین.

    البته ممکنه نظر من زیاد درست نباشه چون متخصص توی این حوزه نیستم. ولی بعنوان یه پیشنهاده.


    ممنونم

    نقل قول نوشته اصلی توسط نرگس ج نمایش پست ها
    سلام. به نظرم باید اول با خود همکارتون صحبت کنید.خودتون ازش خاستگاری کنید و بگید میخواید اول نظر خودشون رو قبل خاستگاری رسمی بدونید. اگه جواب مثبت بود بعد از طریق خانواده اقدام کنید.
    ممنونم
    ویرایش توسط payam_ss : پنجشنبه 30 مرداد 99 در ساعت 22:16

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 99 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1399-5-18
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    1,799
    سطح
    24
    Points: 1,799, Level: 24
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    14
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    راستش این مدت که این قضیه شروع شده و نظرات و راهنمایی دوستان رو هم مطالعه کردم، زمان زیادی برای بررسی رفتارها و خلق و خوی شخصی خودم گذاشتم. علاوه بر اون رفتارهای همکارم رو هم سعی کردم بیشتر بررسی کنم.

    یکی از نتایجی که بهش رسیدم این بوده که بعد این همه سال و تو این سن مهارت بالایی در شناخت افراد برای ازدواج ندارم. درسته که ادم تو عمرش یکی دو بار ازدواج میکنه ولی مهارت های مورد نیاز برای شروع ازدواج رو میتونه تو سال های قبل به طرق مختلفی یاد بگیره.
    حتی میدونم که خیلی از دوستان همرده بنده هم به همین مشکل دچار هستن و مهارت شناختی در امر ازدواج رو به حد کافی ندارن.

    شاید یکی از دلایل اون شرایط جامعه ما باشه. سیستم آموزشی ما باشه. خانواده های ما باشن. به هر دلیلی که باشه ما تو این مقطع زندگی میلنگیم بخاطر این ضعف.

    در مورد خود بنده مثلا اگه فرض بر دوستی باشه میتونم به حد کافی طرف مقابلم رو بشناسم و بسنجم. اگه موضوع خرید یه کالا باشه میتونم تحلیل ضرر منفعت کنم و خرید خوبی داشته باشم. ولی میدونم که در مورد ازدواج مهارت شناخت کافی رو ندارم. حتی با وجود اینکه قبلا هم رابطه دوستی داشتم اما رابطه سطحی دوستی کجا و ازدواج کجا!

    نمیدونم دیر مشکلم رو فهمیدم یا زود ولی در به در دنبال بهبود این مشکل هستم. یجورایی دنبال گایدلاین حل مشکلم هستم. چیکار کنم؟ چی بخونم؟ با کی مشورت کنم؟ تا بتونم انتخاب خوبی داشته باشم. از همه مهم تر عطش این رو دارم که بخوبی بتونم شخصیت واقعی طرف مقابلم رو قبل از ازدواج بشناسم.

    بخاطر حس خونسردی که دارم تا حد زیادی میتونم احساساتم رو تو دوران آشنایی کنترل کنم ولی میدونم که مهارت شناختی کمی دارم.

    ***


    موضوع بعدی مربوط به شجاعت و جسارت من تو مسائل آشنایی و ازدواج هست. با شناختی که از خودم دارم میدونم اگه باعث فرو ریختن ترسم تو یه موضوعی نشم ، اون حس ترس به مرور زمان رسوب میکنه تو وجودم و درصد زیادی از افکارم رو درگیر خودش میکنه.
    یعنی دل و جرات اینو ندارم که برم جلو و بگم "یا زنگی زنگ ، یا رومی روم". برم جلو خیال خودمو راحت کنم.
    مثلا برادرم بر خلاف من خیلی راحت حسش رو بیان میکنه و میره جلو. افکارش هم از من آروم تره.

    دلیل این عدم جسارتم رو خودم میدونم. یکی ترس از قضاوت دیگران . یکی هم خجالتی بودن تو این مسائل هستش. خجالتی از این نظر که ذهنیت دیگران راجع به من عوض نشه یه وقت. یجورایی تو خانواده از بچگی گفتن که فلانی خیلی پسر با حجب و حیا و سر به زیری هست. انگار یا قانون نانوشته شده برای من که باید بیشتر مراقب ذهنیت دیگران راجع به خودم باشم که خراب نشه.
    بر فرض مثال اگه من از یه دختر خانمی خوشم بیاد و بعد مدت ها حتی پیشنهاد آشنایی بدم بهشون یقینا میدونم که چشمای همه اعضای خانواده گرد میشن و این کار من میشه نقل مباحث. همین تعجب کردن اونا اذیتم میکنه

    ترس از قضاوت دیگران تو این یه مورد حاضر بیشتر خودشو نشون میده. حتی همین حس ترس از قضاوت دیگران کلا قضیه ازدواج من با ایشون رو هم بعضی وقتا میبره زیر سوال.

    خوب یا بد. تو این چند سال ایشون کاراکتر منفرد و شخصی بنده رو دیده . هم ایشون هم همکارای دیگه. طبیعتا رفتار و خلق و خوی بقیه اعضای خانواده من مانند من نیست . ایشون طی آشنایی با من و شاید ازدواج، به پشت پرده و جزئیات خانواده من آگاه میشن. مثلا پدر من بر خلاف من آدم رکی هستن و شاید حتی طرف مقابل از این رک بودنش دلخور بشه. تا اینجای کار مشکلی ندارم با این موضوع. قسمت مهم ماجرا برای من اینجاس که به واسطه حضور ایشون در محیط کار حتما و تعریف بعضی از ویژگی های خانواده من به بقیه همکاران ذهنیت بقیه همکارا راجع به من و خانواده ام عوض میشه. یعنی اونطوری من و خانواده ام رو تصور میکنن که ایشون توضیح میدن بهشون.
    این حس اذیتم میکنه. نمیخوام اصرار شخصی من و خانواده ام ورد زبون همکارا بشه.
    این رو هم میدونم که ایشون به واسطه صمیمیتی که با همکاران خانم دارن طبیعتا یه سری مطالب رو بازگو میکنن بینشون.


    دلم میخاد از طریق یه شخص خیرخواه متوجه بشم که در حال حاضر با شخص خاصی ارتباط آشنایی دارن یا خیر. اگه نداشتن میخام این جسارت رو داشته باشم که قرص ومحکم برم جلو و با خودشون در میون بذارم. اگه جواب منفی بود که یه بار سنگین از رو دوشم برداشته میشه. اگه جواب مثبت بود به قول خانم بهاری تو ارتباط دو نفره کش نمیدم و سریعا قضیه رو میندازم تو کانال خانوادگی.

    اما مسئله اینجاس که هنوز جرات این کار رو ندارم....
    ویرایش توسط payam_ss : پنجشنبه 30 مرداد 99 در ساعت 22:49

  5. 2 کاربر از پست مفید payam_ss تشکرکرده اند .

    Mvaz (جمعه 31 مرداد 99), الهه زیبایی ها (پنجشنبه 30 مرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:25 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.