به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    الهه جان ممنونم از اینکه برام نوشتی. خوشحالم که دوستان و همراهای عزیزی مثل شما دارم.
    جالبه که مثالی که زدی در مورد اون خانم و آقا، دقیقا به شکل دیگه ای برای من و شوهرم اتفاق افتاده. ما به همراه خانواده ایشون در شهر دیگه ای بودیم. من قرار بود زودتر برگردم. شوهرم سر ساعت خاصی قرار بود منو به فرودگاه برسونه. همون ساعت که من آماده شده بودم و منتظر دم در که ایشون بیاد منو ببره، خواهرش ازش خواست که گوشیشو که چند روز بود دچار مشکل شده بود، درست کنه. وقتی شوهرم بهش گفت که قراره منو برسونه خواهرش عصبانی شد و چون گوشیشو لازم داشت (البته فوری نبود کارش) به برادرش گفت مثلا چی میشه فرزانه منتظر بمونه. شوهرم هم لباسای بیرونشو درآورد و مشغول کار اون شد. من با اینکه خیلی عصبانی شدم ولی چیزی نگفتم چون همه اعضای خانودش حضور داشتن. باهاشون به گرمی خداحافظی کردم و گفتم که تنها میرم فرودگاه. شوهرم هم چیزی نگفت. بشدت عصبانی بودم. سوار ماشین که شدم بهش پیام دادم و ناراحتیم رو ابراز کردم. (ناراحتیم به این جهت بود که ما قرار گذاشته بودیم و البته کار خواهرش اصلا فوری و اورژانسی نبود و همچنین احساس کردم رفتار خواهرش مناسب نبود و بی ادبی بود که با اینکه دید من آماده دم در ایستادم و شوهرم هم داره آماده میشه که منو برسونه ولی اون درخواست رو مطرح کرد). خلاصه من رسیدم فرودگاه و دقیقا بعد از یه بیست دقیقه شوهرم هم اومد( بعد از دیدن پیام من)

    خب من می تونستم همونجا جلوی خانوادش به شوهرم یا خواهرش بگم که ما قرار داریم و دیر میشه و ... و به خواهرش می گفتم بهتره گوشیتو بذاری بعدا برات درست کنه. خب در این حالت بر خلاف رفتار و تصمیم شوهرم حرف میزدم و این صد در صد باعث عصبانیت شوهرم میشد و چه بسا همونجا منو پیش خانوادش میشست و میذاشت کنار. یه روش هم این بود که اصلا چیزی نگم و ناراحتیمو ابراز نکنم موقع رفتن به فرودگاه که میشد همون حالت مورد ظلم واقع شدن. یه روش دیگه هم این بود که کلا اونروز چیزی نگم و فرداش یا چند روز بعد به شوهرم گله کنم که در اونصورت مسأله سرد شده بود و همسرم اصلا به این مسأله اهمیتی نمی داد.

    به نظر شما بهترین شیوه ابراز ناراحتی توی این موقعیت چی بود؟



    باعبان عزیز ممنونم
    حتما در اولین فرصت این لینکهارو می بینم.
    و ممنون بابت متن زیباتون که خودکارت اگه رسید ته خط دوباره بیارش سرخط
    چقدر دلنشین و چقدر امیدوار کننده است.
    امیدوارم خدا خودش کمک کنه که بتونم تصمیم درستی بگیرم. اگر مصلحت اینه که دوباره برم سر خط، انشالله توانش رو خدا بهم بده و صبرش رو.
    بازم ممنون
    ویرایش توسط فرزانه 123 : پنجشنبه 16 مرداد 99 در ساعت 00:22

  2. 3 کاربر از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (جمعه 17 مرداد 99), بهاره جون (جمعه 17 مرداد 99), باغبان (پنجشنبه 16 مرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.