به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: نظرتون در مورد حجاب چیست؟

رأی دهندگان
39. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • با حجاب موافقم

    28 71.79%
  • حجاب را قبول ندارم

    11 28.21%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 277

موضوع: حجاب

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 آبان 87 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1386-11-06
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    3,749
    سطح
    38
    Points: 3,749, Level: 38
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 20 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حجاب

    من نمیدونستم اگر با شما عامیانه صحبت کنم ناراحت میشوید .من در جامعه با افرادی که به علت موقعیت اجتماعی یا سنی مثل معلم و استاد وافرادی که سنی بیشتر از من دارند و... رسمی صحبت میکنم و با دوستان . فامیل ها و... به صورت عامیانه صحبت میکنم و هیچ یک از انها این را حمل بر بی ادبی نمی دانند بلکه این طور صحبت کردن باعث خارج شدن از جو رسمی و راحتر شدن جملات و مکالمه ها میشود .و لذا چون من از شما چیزی نمیدانستم تصمیم گرفتم مثل بقیه ی بچه های این سایت به صورت عامیانه صحبت کنم*و من مطمئنم همه ی انها مثل شما دوستان خود را بالغ و عاقل میدانند اما با این طور صحبت کردن قصد جسارت به هم را نیز ندارند و شاید انها نیز مثل من فکر میکنندو با این شیوه ی صحبت (عامیانه)میخواهند جو بحث را از حالت خشک و رسمی به جو صمیمی تغییر بدن و بدون بازی با کلمات با هم حرف بزنند و در کنار این شیوه ی حرف زدن احترام همدیگر را نیز حفظ کنند *در ضمن این نتیجه گیری شما که گفتید من از روی** عصبانیت یا کینه** .به صورت عامیانه با شما صحبت کردم . باید بگویم فوق العاده نتیجه گیری یه عجولانه و غیر منطقی بود برای اثبات این حرفم هم میتوانید به متن هایی که قبل از این متن شما نوشته ام سر بزنید و ببینید من هم مثل اکثر بچه های این سایت به صورت عامیانه صحبت میکنم.اما حالا که رسمی صحبت کردن اینقدر برای شما مهم است من با این شیوه مشکلی ندارم و برای من چیزهای دیگر مهم است . اما شما هر طور که دوست داشتید صحبت کنید چون من ناراحت نمیشم و در ضمن عامیانه حرف زدن را دلیلی بر بی ادبی شخصی نمیدانم(آن هم در بحثی اینرنتی که نه شخص را میبینی و نه او را میشناسی. شاید در بحث های حضوری حرف شما صدق کند )
    و دیگر اینکه چرا اشتباه متوجه شدن سوالتان را حمل بر *عصبانیت و کینه*ی من دانستید در صورتی که شما هم در متن قبلی کلمه ی بعضی را با همه اشتاه گرفتید اما من در برای شما این طوری فکر نکردم .........نمیدانم چرا اینقدر دوست دارید بگید من عصبانی هستم در صورتی که واقعا این طوری نیست .مگر ما به خاطر جنگ یا دعوا اینجا آمدیم .ما ایجا امدیم تا با تبادل نظراتمان .سطح اعتقادی.معلوماتی و ....خود را بالا ببریم یا اگر در مواردی اشتباه فکر میکنیم با راهنمایی و صحبت های دوستان آن را اصلاح کنیم؟ایا این چنین نیست؟
    و اما در مورد نویسنده .کسی از باید صحبت نکرد .من گفتم باید خود کشی کند؟؟؟؟؟؟من که همچین جمله ای یادم نمی آید .و در پاسخ سوالتان که گفتید چرا مثلا انیشتن و... خودکشی نکردنند . باید بگوییم ممکن است دو حالت داشته باشد یک اینکه سوالاتی از قبیل : از کجا امدنند به کجا می روند چه کسی آنها را آفریده برای آنها ارزش نداشته و اصلا بدان فکر نکردنند . دوم اینکه درست است که آنها اغلب دین مسیحی دارند ولی شاید ایمانشان از من و شمای مسلمان بیشتر بوده بیشتر بوده و خدا را با تمام وجودشان احساس کردن و تنها به دنبال فرمول و.. برای پیدا کردن سوالشان نبودنند

    در مورد اون مثال .خوب آن اسمش رویش هست *مثال*.مثال هیچ گاه خود و اصل مساله نیست بلکه چیزی است که به اصل موضع .بنا به دلایلی .شباهت دارد و با آن فهم مساله آسان تر میشود .به نظر من که مثال جالب و خوبیست . چون مثلا چراغ قرمز برای انسان محدودیت محسوب میشود و انسان دوست دارد (به طور غریزی و طبیعی)آن را رعایت نکند و به راه خود ادامه دهد اما چون عقل از خطر های احتمالی یه رعایت نکردن محدوده خبر میدهد انسان عاقل ترجیح میدهد آن محدودیت را رعایت کند ما میتوانیم این محدودیت را مثلا به حجاب تشبیه کنیم .
    در مورد سوم و پنجمتان تان دو چیز را قبول دارم .اول اینکه درست است همه ی خانم ها باعث آرامش نمیشوند و تعداد معدودی از آنها حتی بر عکس عمل میکنند اما همان طور که میدانید در جهان ما هیچ چیز صد درصدی وجود ندارد و همه چیز نسبی هستند و این جمله هم مثل تمام این جهان نسبی است و استثنا دارد .برخی از مردان هم مایه آرامشند اما خانم ها بیشتر .(به همین دلیل است که میگویم همه چیز نسبی است )و خانم ها در آرامش مقام دوم را بعد از خدا دارند و آقایان هم حتما مقامی دارند . من که نگفتم آقایان به هیچ وجه مایه آرامش نیستند اما در این مورد خیلی ضعیف تر از خانم ها هستند.و همچنین خانوادهی مذهبی و غیر مذهبی. درست است که بعضی مواقع بچه های خانواده های مذهبی نیز به این نیاز اشتباه پاسخ میدهند . من منکر این موضوع نمیشم .اما من مطمئنم تعداد بعضی های خانوادهی غیر مذهبی خیلی بیشتر از مذهبی است من در این مورد اماری در دست ندارم اما با توجه به بچه های مدرسمان و دانشگاهمان و همسایگان (که از تمام اقشار جامعه با انواع اعتقادات بودنند) به این نتیجه رسیدم . اگر خودتان هم بیشتر به دور و برتان دقت کنید به این نتیجه خواهید رسید . لطفا همین الان دقت کنید .........................................و اما با جمله ی بعدیتان کاملا مخالفم این مشکل ربط مستقیم به نحوه ی تفکر و زندگی دارد . میتوانید این سوال را در نظر سنجی بگذارید تا نظر دیگران را هم در این مورد متوجه شویم.
    سوال چهارمتان را خیلی خوب متوجه نشدم . لطفا یک بار دیگر . واضحتر توضیح دهید تا من هم بتوانم درست پاسخ دهم.
    و اما در مورد آن جمله . شاید با این توضیح متوجه اون جمله بشوید:
    چند سال پیش یکی از نزدیکان ما که استاد شهید بهشتی بود چند سالی به دانشگاهی در انگلستان انتقال پیدا کرد . ایشان نقل میکردند در وسط های ترم دختری فرانسوی به کلاس من امد که از نظر ظاهر(مثلا رنگ . قد و...)با انگلیسی ها تفاوت داشت . ایشون همچنین توضیح دادند که بعد از گذشته چند ماه آن دختر با ناراحتی وارد دفتر شد و خواستار انتقال به شهر خودشان . وقتی از آن دختر در مورد علت انتقالیش به شهر خودش پرسیدن . پاسخ داد:پسران انگلستانی هر روز برایم مزاحمت ایجاد میکردند هر روز یکیشون ازم به پارتی یا خانه شان دعوت میکرد و هر روز یکیشان از من رابطه ی دوستی یا رابطه ای جنسی میخواست . و من که این جور چیز ها را دوست ندارم .ترجیح میدهم به شهر خودمان برگردم.... به نظر شما در انگلستان که این جور موضوعات عادی محسوب میشود و آنها در این موارد آزادنند آیا دختری انگلیسی نبود که آنها را ارضا کند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟این داستان و این جمله دلیلی بر تنوع طلبی.بینهایت طلبی و...انسان است که در صورت غلط پاسخ دادن به آن سیری ناپذیر نیست.
    اگه این دفعه کمی دیر پاسخ دادم معذرت میخواهم چون این روزها واقعا سرم شلوغ است

  2. کاربر روبرو از پست مفید سمیرا 19 تشکرکرده است .

    سمیرا 19 (شنبه 13 بهمن 86)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.