سلام علیکم
در مشاجرات خانوادگی یک نکته مهم رو باید همیشه مد نظر داشت:
**هیچ وقت یک طرف مقصر صد در صد نیست**
شاید خیلی ساده باشه که طرف مقابل رو بخاطر خیانت، بد اخلاقی و هزاران عامل دیگه سرزنش کرد؛ ولی سوال مهمی که اینجا مطرح میشه نقش شما در این موارد هست که چقدر تسهیل گر چنین رویدادهایی بودید؟!
شاید زندگی کردن با کسی که دچار خیانت شده و یا بخاطر تفاوت های فردی فاحش فرسنگ ها از آدم دوره خیلی سخت باشه ولی به طور قطع و یقین اگر به عنوان یک مساله و چالش بهش نگاه کنید همه چیز عوض خواهد شد و اونوقت می بینید ارزش داره که تلاش کنید تا به راه حل مساله برسید ولو اون راه حل طلاق باشه.
ببینید خیانت زوجین و خانواده های نابسامان که دچار طلاق عاطفی هستند برای فرزندان شرایطی بسیار زیان بارتر از خانواده های تک سرپرست دارن.
به نظر من که از دور قضیه رو میبینم شما در یک بازه طولانی ممکنه صرفا اختلاف ها رو تحمل کرده باشید و الان بخاطر بار روانی اون شرایط و پایین اومدن آستانه تحمل با برخورد به یک دست انداز (هرچند بزرگ) شقه دیگه مساله یعنی طلاق رو انتخاب کردید.
در اولین گام کمی صبر پیشه کنید و به جای تصمیم فوری برای طلاق (با توجه به حجم عظیم تبعات این تصمیم) با مراجعه به یک متخصص زوج درمانی سعی کنید مساله رو منطقی حل کنید. البته متذکر میشم حل مساله صرفا به معنی سازش نیست و گاها طلاق جواب مساله است. شما در حضور یک روانشناس مجرب سعی خواهید کرد راه حل رو پیدا کنید و با فرآیند حل مساله و تصمیم گیری در این امر به صورت اصولی و منطقی برخورد میکنید. در واقع بعد از ساختن و یافتن تمام شقوق، با سنجیدن تمام شرایط بهترین تصمیم رو برای وضعیت فعلی و لحاظ کردن آینده خود و فرزندانتون می گیرید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)