سلام دوستان ، خوبین؟
خاطرات عاشقانه بخوام بگم بعد از تولد دخترم زیاد هست که فرصت کردم (ماشاءالله اگر وروجک خانم اجازه بدند) میام می نویسم
شما عزیزان هم خاطرات خوب تون رو مرور کنید و بیاید بنویسید فکر کردن به خوبی های همسرتون و محبت هاش موجب زیاد شدن علاقه تون به همسرتون میشه
چند روز بعد از تولد دخترم بود که دست همسرم تو یه حادثه ای شکست اما با همون دست گچ گرفته کمک من بود ظرف ها رو برام میشست بچه رو نگه میداشت تا من کمی بخوابم . از نظر غذایی هم برام هیچی کم نذاشت هر چیزی که دکترم گفته بود برام مهیا میکرد . آب میوه و کمپوت بهم میداد. حواسش بود داروهامو سر وقت بخورم
اگر بلند میشدم برم آشپزخونه میومد دستمو میگرفت و میگفت شما استراحت کن اجازه نمیداد هیچ کاری انجام بدم
با همان شرایطی که داشت رانندگی میکرد ومنو میبرد مطب دکترم بچه رو تو ماشین نگه می داشت و صبوری میکرد تا من برم دکتر.
ادامه دارد ان شاءالله...








) میام می نویسم 

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)