ممنون شمیم جان،
همین پستت هم منظور من از تاپیک رو برآورده می کنه. اینکه با توجه به شرایط فعلی، کمک هایی که نیاز به تماس فیزیکی یا حتی نزدیک شدن به افراد سالمند داره رو دلت می خواد انجام بدی و قبلا انجام می دادی، اما با توجه به شرایط پسرت دیگه نمی تونی انجام بدی. و از این بابت متاسفی.
خب همین هم خیلی خوبه. چون متوجه می شیم شرایط سالمندان از قبل هم سخت تر شده. الان خیلی کمتر از قبل ممکنه کسی تکیه گاهشون بشه تا از پله های بلند یه سوپرمارکت بیان پایین.
یا خیلی کمتر از قبل ممکنه کسی ازشون سوال کنه، پدر جان اجازه می دید من وسایلتون رو بیارم؟
حتی اونهائیکه ضعیف تر هستند و اگه بخوان در موردی راهنمایی بگیرن، مجبورن صورتشون رو نزدیک کنن، الان دیگه موجب وحشت و فرار خیلی ها می شن.....
باید فکری کرد که همچنان بتونیم یه جاهایی دستشون رو بگیریم. این انسان های محبوبِ خدا روی زمین، از قبل تنها تر شدن. کرونا روی اینها بیشتر اثر کرده.
شمیم من واقعا به نکته ای که توی این پستت بود، توجه نکرده بودم. اصلا توجه نکرده بودم که باید بیشتر از قبل حواسم بهشون باشه. چون خیلی های دیگه بخاطر بچه یا بخاطر ترسی که بر جامعه حاکم شده، ازشون فرار می کنن.
اینها قبلا هم گلوشون رو بیشتر از جوون ها صاف می کردن. اما الان اگه گلوشون رو هم صاف کنن، یا از خستگی عرق کرده باشن، مردم طوری نگاهشون می کنن که انگار دارن به شخصِ کرونا نگاه می کنن!
پس امثال من بیشتر از قبل مسئولیم که حواسمون باشه. که مغزمون رو به کار بندازیم و ببینیم چطور با حفظ فاصه فیزیکی، و حفظ احترام، می تونیم بهشون کمک کنیم.
مرسی شمیم جان
غلام عزیز، ممنون از لطفت. البته که انسانیت هیچوقت خاموش نمی شه. چون از جنس خداست و تا خدا هست، انسانیت هم هست.
باید به خودمون و به همدیگه کمک کنیم که گسترشش بدیم. مثل دیشبِ من نباشیم، به موقع وارد عمل بشیم. و اثربخش باشیم.
اثربخش باشیم.![]()









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)