تشکرشده 7,109 در 2,468 پست
ویرایش توسط باغبان : جمعه 20 تیر 99 در ساعت 00:45
Mvaz (جمعه 20 تیر 99), Pooh (جمعه 20 تیر 99), الهه زیبایی ها (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 7,109 در 2,468 پست
[QUOTE=Mvaz;458546]
مثلا من کرای(به عنوان آنالیزور و با حفظ سمت تدارکات) و غلام ( دروازبان) و اسکار فیس ( بازیکن مهاجم) و ......... انتخاب میکنم برای مبارزه با افراد سیاره مریخ .
/QUOTE]
..................
به نظرم :
غلام را دربازه بان نذار
غلام را بذار حمله با اسکارفس :)
زونیام را بذار دروازبان
منم بذار هافک چپ
:)
ویرایش توسط باغبان : جمعه 20 تیر 99 در ساعت 12:09
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
جناب mvaz, این چه حرفیه؟ من اصلا ازشما ناراحت نشده بودم :))) باور کنید.
من اگر ناراحت بشم از کسی، اصلا توانایی اینکه به رو نیارم رو ندارم و حتما مستقیم ابراز میکنم که ازش ناراحت شدم. اگر از حرف شما هم ناراحت شده بودم، حتما میگفتم. خیالتون راحت :)))
متوجه طعنه حرفاتون شدم. ولی طعنه ی مثبتی بود و کاملا متوجه شدم منظورتون اینه که قدر چیزهای ارزشمند زندگی رو بدونم.
تو جوابمم به شما هیچ بداخلاقیی نبودا. با لحن بداخلاقی نخونده باشید یه وقت.
Mvaz (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
سلام.
در مورد این بخش صحبتتون، فقط یه حرفی داشتم.
با تمام احترامی که برای روانشناسان قایلم، ولی مرزی که بین خود به عنوان شخصی سالم و آگاه و بی عیب، با مراجعین میکشند، به شخصه برای من بیشتر از اینکه جذب کننده باشه، دفع کننده است.
تشخیص این عزیزان و همکارانشون اینه که عزت نفس نداری و خودتو دوست نداری و خودتو دوست داشتنی نمیدونی.
راه حلشان : خودتو دوست داشته باش. ادمی که خودشو دوست داشته باشه، نیازی نداره کسی دوسش داشته باشه.
همین.
راهکارشون توقف افکار منفی.
اما خیلی جالبه کلا شیوه ی کار روانشناسان... ابتدا زیر رگبار ایراد گرفتنت میگیرن، و برات ۱۰۰ تا ایراد ازت میکشن بیرون، قشنگ لهت میکنن، تصویر کثیف و پر ایراد درونت رو که خودتم ندیده بودیش نشونت میدن میگن تو اینی، بعد میگن حالا برو خودتو دوست داشته باش.
خیلی مسخرس به نظر من کارشون.
ویرایش توسط Pooh : جمعه 20 تیر 99 در ساعت 13:18
Mvaz (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 311 در 123 پست
سلام سرکار پو
نه خوشم اومد خوب جواب دادید، باید میبودم و دوباره اتیش صندلی رو بیشترش میکردم.
وسایلم خزنده ن دیگه، اخه پا ندارن که... دستم نداره این بنده خداها.
غلام این سوالا چیه؟ فکر کنم غلام داری دنبال یه قاتلی چیزی میگردی؟
قرص روانگردان چیه؟ بچه های همدردی خیلی خوبن، دیگه ته خلافشون یه سرقت مسلحانه بوده با دو تا آدم ربایی...
gholam1234 (جمعه 20 تیر 99), Mvaz (جمعه 20 تیر 99), Pooh (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 1,848 در 755 پست
سلام
دکتر فرانکل تو بخشی از کتاب در جستجوی معنی مینویسه:
یه روز یکی اومد مطب من، گفت من فکر میکردم الان باید یه جا دراز بکشم و از گذشته خودم بگم تا تو به اصطلاح من رو روانکاوی کنی.
اقای فرانکل میگه من برخلاف خیلی از روانشناسان و حتی فروید، معتقدم باید بجای گذشته به اینده نگاه کرد. از معنا و مفهوم زندگی و هدف اینده انسان رو نجات داد. چون اینده هنوز نیومده پس از اساس چیزی برای کاویدن وجود نداره.
بیشتر تجاربی هستن که خود فرد بعد از یافتن معنا زندگی اش از اونها استفاده میکنه.
شما قدرت اینو دارید که به این معنا دست پیدا کنید. هدفتون رو بسازید.
چون یه فرق با خیلی ها دارید، اون اینه که " میدانید که نمیدانید یا بلد نیستید" این دانستن باعث پیشرفت شما خواهد شد. شک نکنید.
یه روز یه روانشناس به یکی گفت کمالگرایی. اون فرد جدی نگرفت رفت و دوباره اومد یه ایراد دیگه از خودش گذاشت رو میز، باز روانشناس گفت کمالگرای درمان کن. دفعه بعد اومد گفت شاد نیستم ، تمرکز ندارم. بازم روانشناسه گفت کمالگرایی.
اون روانشناس بی تجربه خوانده شد، ولی فرد مراجع پس از چند سال فهمید، اگر میره خرید سر کوچه، اگر میره مسافرت، اگر تو خونه با خانواده احساس خووشی نداره. اگر با رسیدن به اهدافش شاد نمیشه، اگر تمرکز رو مطالعاتش نداره، اگر بعضی وقتها تنبلی میکنه، اگر حرف دیگران براش خیلی مهمه. اگر کلی کاره نیمه کاره داره. همه و همه ریشه اش در این کمالگرایی هست.
نتیجه گرفت عجب روانشناس حاذقی، برم پیداش کنم. غافل از اینکه نمیدونست مراجعه دوباره اش به اون روانشناس خودش ریشه در کمالگرایی اش داشت. چون دیگه اون میدونست اشکالش چیه و فقط باید عمل میکرد.
شما نگران نباشید، اول بخواهید و طلب کنید. به خدا توکل کنید همه چی ردیف میشه.
مواظب خودتون باشید سرکار خانم پو، فرد پر ارزش تالار همدردی.
gholam1234 (جمعه 20 تیر 99), Pooh (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 2,261 در 917 پست
خدایا باز شکرت به خاطر نعماتت، سلامتی و همه چیزای دیگه. همین که جلوی خودمو بگیرم، کمتر گناه کنم، فک کنم شاهکار کردم ...
Eram (شنبه 21 تیر 99), Pooh (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
تشکرشده 2,402 در 566 پست
ارم کجایی؟ من کلی زحمت کشیدم آن شدم اومدم ازت سوال پرسیدماقدر بدون چنین توفیقی کمتر نصیب کسی میشه
![]()
Eram (شنبه 21 تیر 99)
تشکرشده 3,096 در 1,314 پست
والا وسایل ما هم دست و پا ندارن. ولی یا طبق قوانین فیزیکی، یا نیرویی از طریق دست ما بهشون وارد شده که پرتشون کرده یه جایی، یا قل میخورن میرن یه جایی، یا لیز میخورن میرن یه جایی، یا میغلتن میرن یه جایی. :))
من وسیله خزنده ندیدم. بگید چی بوده برم بخرم یکم از دستم ولش کنم بخزه بره، ندیده از دنیا نرم.
زونیام (جمعه 20 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)

تشکرشده 2,882 در 761 پست
سلام
بعد از مدتها اومدم لب تاپ قدیمیمو باز کردم ، تالار همدردی بین صفحات میانبر ( shortcut) بود .
یهو ازینکه وقت دارم و میام اینجا ببینم چه خبره چشمام برق زد
لبخندزنان
اومدم تو.....
( چراغارو خاموش کنید میخوام ببرمتون صحرای محشر )
دیدم 2 تا تاپیک بالاست
یکیش صندلی داغ ( ای داد و فریاد )
یکیش پشت صحنه صندلی داغ ( سوختم )
دیگه دستم به موس نمیرفت ( خواهرا - برادرا - آی شمایی که به امیدی اومدید توی تالار .... )
هنوز جای صندلی داغ پارسال درد میکنه
جرات نکردم این تاپیکارو باز کنم
از همون پشت فقط دیدم استارتر یکی دیگه است ، یه نفس راحت کشیدم .
نفس زنان خودمو رسوندم اینجا
امان ازون روزی که صندلی داغو سپردن به ما
با لشکرِ دوستان ،
نمی دونید چقد سخت بود ازین همه آدم یک نفر متوجه نشد " مجری " چیه
یا متوجه شد و نتونست .
هیچوقت هیچ جای دنیا " مجری " انقد مظلوم واقع نشده بود ( جایگاه مجری )
آقای مدیر گفتن وقت ندارن به سوالای بیشتری پاسخ بدن
مجریشون فرار کرد رفت (آخه آدم انقد ترسو )
یارانِ ما اینچنین بودن
حالا مجری های صدا و سیما رو بببینید (البته همشون اینطور نیستن)
به مهمان برنامه میگن یا درصدِ سودتو بگو یا حرف نزن . بعدش مهمان برنامه رو میشورن میندازن روی بند .
مدیونید اگه فکر کنید دارم آقای کیاداووداسفندیاری رو میگم
یا منظورم اینه ما از مجری های صندلی داغ همچین توقعی داشتیم
نه .
ما می گفتیم نذارید مهمون صندلی داغ ، درگیر پیچ بشه . پیچش ، پیچک ... .
------------------------------------------------------------
شوخی کردم
اتفاقا دور هم کلی خوش گذشت
یادش بخیر
7 جان
آفرین دختر . بخاطر سرگرمی که راه انداختی![]()
خوشحال شدم .
راستی مزه صندلی داغ به سوال و جوابای داغه ها
من که هر وقت با خواهر زاده هام آب بازی کنم اصلا از زیر خیس شدن در نمیرم
الکی فرار می کنم ولی حسابی همو خیس می کنیم
اینطوری نباشه حال نمیده .
----------------------------------------------------
شمیم جان بخاطر پیامای اخیرمون شرمنده ام
الان هم که تو کمرنگی
چند ماه پیش گشتم ایمیلتو پیدا کردم و ایمیل زدم بهت . ولی فکر کنم الان به اون ایمیل دسترسی نداری
اگر برات مقدور بود که بهم ایمیل بزنی تا آدرس جدیدتو داشته باشم خوشحال می شم .
ای دوست ، ای صمیمی ای خوب
تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم .
Eram (شنبه 21 تیر 99), miss seven (شنبه 21 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 20 تیر 99)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)