
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
و اکنون هر آدمی اقیانوسی بی نهایت از ذخایر، عمیق ، حجم و داشته هایی هست که اگر مورد بهره برداری قرار گیرد. علاوه بر آرامش خود شخص می تواند منبع بی کرانی از نعماتی باشد که می تواند برای هر کسی مثمر ثمر باشد. و اما اگر بی خبر از ابعاد وجود خود باشد. منتظر توصیف بر ساحل نشستگان هست. که او را چه بنامند؟ و با او چه کنند؟
در این صورت فرد نآرام، مضطرب افکار حقیر گونه خودش هست.
در حالیکه وجود او بی نهایت هست، و اشرف مخلوقات هست و اقیانوس بیکرانش می تواند آرام نام گیرد، لیکن اسیر باد و کشتی و حرف ساحل نشینان هست.
علاقه مندی ها (Bookmarks)