به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 81 از 193 نخستنخست ... 31415161717273747576777879808182838485868788899091101111121131181 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 801 تا 810 , از مجموع 1928
  1. #801
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 تیر 99 [ 12:35]
    تاریخ عضویت
    1399-4-08
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    1,892
    سطح
    25
    Points: 1,892, Level: 25
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بر اهالی همدردی

    بانوی مهر هستم بعد از دو سال اومدم از خودم بنویسم

    حرف های زیادی هست که مهم ترینش : خدا باز هم‌ معجزه ش رو‌ به‌ من نشون داد و من به آرزوم رسیدم و چند روز دیگه تولد یک سالگی دخترم رو‌ جشن می گیریم

    دخترم با ورودش دنیای من رو‌ کاملا تغییر داد لطفا برای عاقبت بخیریش دعا کنید

  2. 10 کاربر از پست مفید banuy mehr تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 09 تیر 99), gholam1234 (یکشنبه 08 تیر 99), miss seven (یکشنبه 08 تیر 99), Mvaz (یکشنبه 08 تیر 99), Pooh (یکشنبه 08 تیر 99), افسونگر (پنجشنبه 12 تیر 99), الهه زیبایی ها (یکشنبه 08 تیر 99), سحر بهاری (یکشنبه 08 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 08 تیر 99)

  3. #802
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام دوستان خوبم .

    یه جورایی حالم بهتره ...یعنی زمان خاصی نداره ... یه بار خوبم و یه بار با یه تلنگر کوچیک بهم میریزم ...خبر نمیکنه .... هر چی هست ممنونم که اینقدر مهربانید ...

    بخاطر دعاهای خوبتون هم هست که آرومتر هستم ... تمام تلاشمو میخوام بکنم که از این زندگی که هیچ هدفی ندارم خلاص بشم و حتی با کار های کوچک خودمو سرگرم کنم ..

    امروز بعد از ظهر توی آشپزخونه بودم که صدای بچه های کوچیک را شنیدم که میخندیدن و بازی میکردن با هم .... خیلی دلم آروم شد و توی دلم دعا کردم ان شاءالله همیشه همینطور شاد باشن و وقتی بزرگ شدن زیر بار سختی ها کم نیارن ...بیشتر سختی ها هم روحی هست تا جسمی ... توی دلم از خدا خواستم همیشه شاد باشن و از ته دل بخندن.

    مراقب خودتون باشین .
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  4. 4 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 09 تیر 99), افسونگر (پنجشنبه 12 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 08 تیر 99)

  5. #803
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.

    خیلی ناراحتم و نمیدونم چی کار کنم.

    خواهر من ام اس داره و 7 ساله یه شب در میون آمپولی باید بزنه که از عوارضش حالتهایی شبیه حالت ـنفولانزا و بدن درده. یعنی یه روز در میون به قول خودش میره جهنم و بر میگرده.

    البته در کل ر.حیش خوبه و خودش کاملا زندگیشو . دو تا بچه و ... رو اداره میکنه. ولی چون نباید خسته بشه، نمیتونه تفریح دلچسب بره یا سر کار بره و ...... چند ساله کار هنری انچام میده و دو سال اخیر کلاس آموزشی هم گذاشته و واقع هم در این زمینه کارش عالیه.

    در کل خیلی قویه و روحیه تسلیم ناپذیری داره.

    ولی حس میکنم توی دلش وقتی میبینه بقیه میتونن برن سر کار یا زود خسته نمیشن و میتونن فعالیت دلچسب کنن، مسافرت برن و .... میریزه به هم.

    متاسفانه من هم این یکی دو سال کمتر وقت کردم کمکش باشم. و روی خودش خیلی فشار اومد.


    مثلا این و سه هفته ای که من رفتم سر کار، حس میکنم یه جور حس منفی پیدا کرده نسبت به شرایط خودش. وقتی اینو میبینم حالم از سر کار رفتن خودم، ا درس خوندن خودم و .... به هم میخوره و دلم میخواد همه رو ول کنم و برم همه وقت و دلم و انرژیم رو بارم براش.

    با اینکه من خودم میدونم این درس خوندنه و سر کار رفتنه ته تهش یه چیز مزخرفه که نمی ارزه به وقت و انرزی آدم. به نظر خودم داشتن زندگی مشترک و فرزند ارزشمند تر و با معنی تره. و او عملا داشته های ارزشمندتری نسبت به من داره.

    مثلا شوهری داره که تمام تلاشش رو برای او و بچه هاش میکنه. دو تا بچه داره که دوسش دارن و خودش هم وقتی میبیندشون، بزرگ شدنشون، پیشرفتهاشون، خنده هاشون و .... کیفشون رو میکنه، زندگیش جهت داره، ثبات داره، و خیلی چیزایی که خیلیییییی ارزشمندتر از وضعیت منه. با این حال باز هم حس میکنم حس بدی بهش میدم.


    من اگه مجبور نبودم قید درس و کار رو میزدم. ولی مجبورم. وقتی میدونم در آینده ام کسی نیست که حامی من باشه، چه از نظر مالی چه از نظر عاطفی... وقتی میدونم باید بار زندگیم فقط رو دوش خودم باشه... مجبورم سعی کنم شرایطی رو پایه ریزی کنم که در آینده وضعیت پیچیده و محتاج به کسی پیدا نکنم.

    خیلی چیزهایی که او داره آرزوی من بود داشته باشم... آرزوهایی که تلاشمم براشون کردم، ولی فهمیدم دیگه باید قیدشون رو بزنم....

    او روحیه ای قوی داشت و داره هنوزم. فقط گاهی میریزه به هم که حق هم داره و درکش میکنم. ولی نمیدونم اونا هم وضعیت منو درک میکنند؟


    نمیدونم باید چیکار کنم؟ تووقعی هم از من نداره و هیچ وقت هم هیچ شکایتی نکرده از من . ولی من همش عذاب وجدان دارم. کاش میفهمیدن چیزایی هم که من بهش مشغولم فقط یه مشت چیز از روی اجبار وضعیتمه، نه چیزهایی که چندان ارزشمند یا لذت بخش باشن برام.

    و کاش میفهمید چقدر دوسش دارم و چقدر همیشه از بچگیم برام یک شخصیت ارزشمند بوده و هست که هرگز به گرد پاش هم نمیرسم.

    حتی کاش میفهمید این درس و دویدن ها فقط یک سپره که پشتش یه پوی ترسوی لرزون تنهای نگران خسته ناتوان قایم شده.


    ببخشید.... خیلی دلم گرفته بود....

  6. 8 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 09 تیر 99), gholam1234 (یکشنبه 08 تیر 99), miss seven (یکشنبه 08 تیر 99), Mvaz (دوشنبه 09 تیر 99), الهه زیبایی ها (یکشنبه 08 تیر 99), بهاره جون (دوشنبه 09 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 08 تیر 99)

  7. #804
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    سلام.

    خیلی ناراحتم و نمیدونم چی کار کنم.

    خواهر من ام اس داره و 7 ساله یه شب در میون آمپولی باید بزنه که از عوارضش حالتهایی شبیه حالت ـنفولانزا و بدن درده. یعنی یه روز در میون به قول خودش میره جهنم و بر میگرده.

    البته در کل ر.حیش خوبه و خودش کاملا زندگیشو . دو تا بچه و ... رو اداره میکنه. ولی چون نباید خسته بشه، نمیتونه تفریح دلچسب بره یا سر کار بره و ...... چند ساله کار هنری انچام میده و دو سال اخیر کلاس آموزشی هم گذاشته و واقع هم در این زمینه کارش عالیه.

    در کل خیلی قویه و روحیه تسلیم ناپذیری داره.

    ولی حس میکنم توی دلش وقتی میبینه بقیه میتونن برن سر کار یا زود خسته نمیشن و میتونن فعالیت دلچسب کنن، مسافرت برن و .... میریزه به هم.

    متاسفانه من هم این یکی دو سال کمتر وقت کردم کمکش باشم. و روی خودش خیلی فشار اومد.


    مثلا این و سه هفته ای که من رفتم سر کار، حس میکنم یه جور حس منفی پیدا کرده نسبت به شرایط خودش. وقتی اینو میبینم حالم از سر کار رفتن خودم، ا درس خوندن خودم و .... به هم میخوره و دلم میخواد همه رو ول کنم و برم همه وقت و دلم و انرژیم رو بارم براش.

    با اینکه من خودم میدونم این درس خوندنه و سر کار رفتنه ته تهش یه چیز مزخرفه که نمی ارزه به وقت و انرزی آدم. به نظر خودم داشتن زندگی مشترک و فرزند ارزشمند تر و با معنی تره. و او عملا داشته های ارزشمندتری نسبت به من داره.

    مثلا شوهری داره که تمام تلاشش رو برای او و بچه هاش میکنه. دو تا بچه داره که دوسش دارن و خودش هم وقتی میبیندشون، بزرگ شدنشون، پیشرفتهاشون، خنده هاشون و .... کیفشون رو میکنه، زندگیش جهت داره، ثبات داره، و خیلی چیزایی که خیلیییییی ارزشمندتر از وضعیت منه. با این حال باز هم حس میکنم حس بدی بهش میدم.


    من اگه مجبور نبودم قید درس و کار رو میزدم. ولی مجبورم. وقتی میدونم در آینده ام کسی نیست که حامی من باشه، چه از نظر مالی چه از نظر عاطفی... وقتی میدونم باید بار زندگیم فقط رو دوش خودم باشه... مجبورم سعی کنم شرایطی رو پایه ریزی کنم که در آینده وضعیت پیچیده و محتاج به کسی پیدا نکنم.

    خیلی چیزهایی که او داره آرزوی من بود داشته باشم... آرزوهایی که تلاشمم براشون کردم، ولی فهمیدم دیگه باید قیدشون رو بزنم....

    او روحیه ای قوی داشت و داره هنوزم. فقط گاهی میریزه به هم که حق هم داره و درکش میکنم. ولی نمیدونم اونا هم وضعیت منو درک میکنند؟


    نمیدونم باید چیکار کنم؟ تووقعی هم از من نداره و هیچ وقت هم هیچ شکایتی نکرده از من . ولی من همش عذاب وجدان دارم. کاش میفهمیدن چیزایی هم که من بهش مشغولم فقط یه مشت چیز از روی اجبار وضعیتمه، نه چیزهایی که چندان ارزشمند یا لذت بخش باشن برام.

    و کاش میفهمید چقدر دوسش دارم و چقدر همیشه از بچگیم برام یک شخصیت ارزشمند بوده و هست که هرگز به گرد پاش هم نمیرسم.

    حتی کاش میفهمید این درس و دویدن ها فقط یک سپره که پشتش یه پوی ترسوی لرزون تنهای نگران خسته ناتوان قایم شده.


    ببخشید.... خیلی دلم گرفته بود....
    پوه عزیزم عذر خواهی چرا میکنی؟ خیلی خوب کاری کردی نوشتی....
    متاسفم واقعا ناراحت شدم....ولی چرا عذاب وجدان؟!!! حرفاتو میخوندم که
    که خواهرت به خاطر تو حس منفی میگیره و فلان گفتم خواهرشه حالا خودش حتما بهتر میشناسه جزو موارد نادر ....مگه میشه خواهری از موفقیت خواهرش بریزه بهم!!!!! ولی همینطوری که تا اخر رفتم دیدم بله ....‌هیج نشانه ای نمیگی....فقط زحمت کشیدی داری حس میکنی!!! :) فک کنم دلت باز از نوازش های من میخواد:) جون من دلت میخواد؟؟ دختر جمع کن این حرفا رو.....
    خودت بعتر میدونی عذاب وجدان بی مورد حرفی پشتشه....ریشه اش و درست و حسابی پیدا کن.....دلیل عذاب وجدانت فقط چیزی در درون خودته......بیخودی به کسی ربط نده...خواهرت هم اصصصصصصلا ناراحت نیست بابت سرکلر رفتنت و چیزهلی دیگه.....خیالبافی نکن

  8. 3 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    Mvaz (دوشنبه 09 تیر 99), Pooh (یکشنبه 08 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 08 تیر 99)

  9. #805
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام الهه...

    تو این وضعیت خندوندیم :)) تازه گفتم خدا خفت نکنه :))

    من نمیگم از موفقیت من ناراحت میشه. میگم یهو یادش میاد نمیتونه سر کار بره و ... حس بدتری نسبت به وضعیت خودش پیدا میکنه و بیشتر حس میکنه کاش میتونست سر کار بره ، کاش میتونست سفر بره و ....

    نشونه اش هم اینکه وقتی قبول شدم، وقتی مثلا میگم سمینار دارم، وقتی از خوابگاه حرف میزدم، وقتی میگم فلان کارو کردم، وقتی گفتم رفتم فلان جا سر کار، تا چند روز میریزه به هم.

    نه از حسادت. اصلا هیچ حسادتی نداره. فقط میریزه به هم که چرا شرایطش اینقدر محدودش کرده و فکر میکنه هر کاری هم میکنه بی ارزشه و ....

    دقت کردم، این به هم ریختگی هاش، مقارن بوده با مثلا قبول شدن من.

    نمیدونم تونستم توضیح بدم که منظورم این نیست که حسادت کنه یا از موفقیت من ناراحت بشه.

  10. 3 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    الهه زیبایی ها (یکشنبه 08 تیر 99), بهاره جون (دوشنبه 09 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 08 تیر 99)

  11. #806
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    294
    Array
    شمیم عزیز

    میدونی که مسئله ای که درباره همسرت گفتی باید بررسی بشه. ممکنه یچیزی بگیم و حق شما نادیده گرفته بشه یا بالعکس یا به اشتباه بیافتیم.
    اما در نهایت میگم که از حال لذت ببر. برای گذشته از دست رفته و آینده نیامده غصه نخور، برای کارهای کرده و نکرده... شما یه شغل خوب و یک توانمندی داری. خانه داری فکر نکنی چیز کمی هست خودش یک شغله و سختی هایی داره و از اون مهم تر مادر بودنه که توانمندی میخواد.


    ...................

    بانوی مهر عزیز

    خدا خانواده ی کوچکت رو حفظ کنه، کوچولوتو ببوس. مراقب حال خوبت باش.

    ...................

    پوه عزیز

    اینا رو برای خواهرت با اندکی تغییر بنویس، فکر میکنم خوشحالش کنی.
    بعضی چیزا رو باید حتما رو در رو گفت یا نوشت...
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    در کل خیلی قویه و روحیه تسلیم ناپذیری داره.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    دو تا بچه داره که دوسش دارن و خودش هم وقتی میبیندشون، بزرگ شدنشون، پیشرفتهاشون، خنده هاشون و .... کیفشون رو میکنه، زندگیش جهت داره، ثبات داره، و خیلی چیزایی که خیلیییییی ارزشمندتر .
    نقل قول نوشته اصلی توسط Pooh نمایش پست ها
    کاش میفهمید چقدر دوسش دارم و چقدر همیشه از بچگیم برام یک شخصیت ارزشمند بوده.
    ....................

    خب در آخرم بگم امروز خیلی خوشحالم ... رفیق دوران دبیرستانم عروس شد. خوشحالیم برای این بود تونستم کمکش کنم، چون خودش و همسرش شرایط خیلی سختی داشتن ... اما هر دوتلاش کردن ، توقعاتشونو کم کردن و در نهایت عشق آفریدن.


    ویرایش توسط سحر بهاری : دوشنبه 09 تیر 99 در ساعت 10:55

  12. 5 کاربر از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده اند .

    Eram (دوشنبه 09 تیر 99), gholam1234 (دوشنبه 09 تیر 99), Mvaz (دوشنبه 09 تیر 99), Pooh (دوشنبه 09 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 13 تیر 99)

  13. #807
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام بچه ها

    شمیم الزهرای عزیز ، به نظر من دین دار شدن یا معنوی تر شدن نیاز به تلاش داره و تا کسی خودش نخواد ممکن نیست، یه ماشین رو درنظر بگیر که خلاص هست و توی شیب قرار داره به نظرت بالایی میره یا پایینی؟ ما آدم ها هم همینیم وقتی خودمون رو درگیر روزمرگی کنیم معنویتمون کاهش پیدا میکنه.
    بانوی مهر عزیز بهت تبریک میگم انشالله که خدا نی نی و شمارو رو برای هم حفظ کنه.
    پوه عزیزم می دونم چی میگیا خیلی سخته ، اما این رویکردت شاید باعث بشه خودت رو شایسته و مستحق داشتن یه زندگی خوب و عالی نبینی و این سالهای عمرت رو از دست بدی. اگر تو خدای نکرده دچار مشکل بشی،یه مشکل به مشکلات خواهرت اضافه میشه اما زندگی خوب تو روخیه کل خانواده رو بالا می بره. ازدواج خوب تو و موفقیت تو مطمئنا باعث شادی کل خانواده میشه.
    اگر شاد باشی و زندگی خوبی داشته باشی کمک بیشتری هم میتونی به عزیزانت کنی.

  14. 3 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    Pooh (سه شنبه 10 تیر 99), سحر بهاری (دوشنبه 09 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 13 تیر 99)

  15. #808
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط زونیام نمایش پست ها

    سلام
    اینو میخواستم توی حال اوحوال همدردی بفرستم که تعداد پستهام تموم شدن.
    اقا دیروز خبر فوت سیروس گرجستانی رو شنیدم خیلی ناراحت شدم
    کلی خاطره ی خوب برای ما ساخت.
    مخصوصا فیلم متهم گریختش خیلی خوب بود.
    خدا رحمتش کنه.

    دوستان مراقب خودتون باشید و ایشالله حالتون همیشه خوب باشه.

    .............

    سلام زونیام
    سیروس گرجستانی هنرمند توانایی بودند،،
    علاوه بر بازیگری .... فوتبالیست هم بودند ، بازیکن تیم شاهین ،
    همه نقش ها و هنرمندی های این بزرگوار ، برا من یه خاطره هست ،،
    خدا رحمتش کنه
    یادش گرامی




    کلا زونیام می دونی ، دنیا همینه
    ما آدم ها همه رهگذریم ...یه روزی آمدیم و یه روزی باید بریم
    بازگشت همه به سوی خداست .


    ممنون
    شما هم مراقب باش و ان شالله احوالت همیشه آسمانی.
    التماس دعا
    ویرایش توسط باغبان : جمعه 13 تیر 99 در ساعت 12:21

  16. 6 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 13 تیر 99), Mvaz (جمعه 13 تیر 99), Pooh (جمعه 13 تیر 99), الهه زیبایی ها (جمعه 13 تیر 99), زونیام (جمعه 13 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 15 تیر 99)

  17. #809
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 18:06]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    848
    امتیاز
    28,286
    سطح
    98
    Points: 28,286, Level: 98
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 64
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    2,634

    تشکرشده 2,354 در 759 پست

    Rep Power
    211
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط زونیام نمایش پست ها
    ام واز ما رووو سیاه نکن، پس از کجا میدونستی اون نقاشی کرای رو بکشم بهتر بود
    چه بد میخنده این استیکره، یه دونه مِلو نبود!
    سلام
    ملو چیه؟؟
    ولی کلا بله استیکرها مال خیلی سال پیشه...ی اپدیت بشن خوبه

    راستی اون روزهایی که تالار بسته میشد میگفتن در حال ارتقاییم صبور باشید
    چی شد؟؟ چی ارتقا پیدا کرد؟؟

    البته کلا انتظار ارتقا نداریم.....فقط امیدواریم پسرفت نکنیم.

    دلم بد جوری یه مسافرت میخواد. کوهی دشتی دمنی دریایی رودخونه ام خوبه....اصلا یادم نمیاد اخرین بار کی رفتم
    تو دل آبشار کسی رفته؟؟ میشه رفت؟فک کنم دیگه ادم نخواد بیاد بیرون..نه؟؟
    دلم زندگی بدون تناردیه میخواد...
    ولی اینجوری که من میبینم
    حالا حالا ها خونه سرکار سرکار خونه.
    وسط مسط هاشم تناردیه مترو اتوبان خیابونها ماشینها با بوقشون

    ولی شکر بازم فردا ان شالله بدهی ام بدم. اعصابم خورد میشه یادش می افتم.

  18. 4 کاربر از پست مفید الهه زیبایی ها تشکرکرده اند .

    miss seven (جمعه 13 تیر 99), Pooh (جمعه 13 تیر 99), شمیم الزهرا (جمعه 13 تیر 99)

  19. #810
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 27 مرداد 01 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1394-9-10
    نوشته ها
    1,022
    امتیاز
    36,001
    سطح
    100
    Points: 36,001, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,229

    تشکرشده 2,952 در 957 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    260
    Array
    سلام دوستان خوبم

    امیدوارم حال دلتون خوب و عالی باشه .

    هر کسی خصوصیات اخلاقی خاص خودشو داره و هیچکس خوب کامل نیست ...من هم یه آدمم مثل بقیه ... زندگیمو میکنم ...کسی رو اذیت نکردم ...هیچ وقت بد کسی رو نخواستم ....هیچ وقت بی احترامی به کسی نکردم ....پدر و مادرم رو همیشه دوست داشتم و دارم ...

    درسته یه ایرادات اخلاقی دارم مثل اینکه گاهی بدون اجازه کاری میکنم ولی هیچ وقت جوری نبوده که به کسی آسیب برسه ...

    امروز بابام به خاطر یه کار اشتباه کوچولو که کردم ( که اگر بهتون بگم همتون خنده تون میگیره و میگید چیزی نبوده که بخاطرش اینقدر سرزنش بشی ) چنان با لحن بد قلبمو شکوند ....بهم گفت خیلی پر رو شدی ...بهم گفت تو آدم سوءاستفاده گری هستی .... بهم گفت همیشه دیگه جلوت در میام ...

    اگر بهتون بگم اون لحظه ای که این صحبت هارا میشنیدم چه احساسی داشتم باورتون نمیشه و با خودتون میگید ظرفیتت رو ببر بالا و از این جور حرفا ولی هیچ کس تا توی موقعیت من قرار نمیگرفت متوجه این ماجرا نمیشد ....

    بابام بهم گفت آدم پر رویی هستم در حالیکه تو خونه اصلا صحبتی نمیکنم و همیشه احترامشون رو گرفتم ......بهم گفت آدم سوءاستفاده گری هستم در حالیکه همیشه هر چی خواستم مامانم برام خریده و بابام بغیر از هزینه ی تحصیلم به ندرت اون هم سال ها قبل گاهی برام لباس میخرید ...کلا خرج من روی دوش مامانم هست ...

    در عین حالیکه سکوت میکردم و سعی داشتم خودمو آروم کنم به صحبت آقای c.r.y فکر میکردم که گفتن هر وقت آدم حس کنه قربانیه و فکر منفیشو بسط بده و پر و بال بهش بده بیشتر عذاب میکشه .

    هیچی دیگه دلم خواست بیام اینجا و حرف دلمو بگم .
    در عشق

    اگر طاقت ویرانگی ات نیست
    دلتنگ کسی باش که
    دلتنگ تو باشد . . . !

  20. 7 کاربر از پست مفید miss seven تشکرکرده اند .

    gholam1234 (یکشنبه 15 تیر 99), Mvaz (شنبه 14 تیر 99), Pooh (یکشنبه 15 تیر 99), بهاره جون (یکشنبه 15 تیر 99), زن ایرانی (یکشنبه 15 تیر 99), شمیم الزهرا (یکشنبه 15 تیر 99)


 
صفحه 81 از 193 نخستنخست ... 31415161717273747576777879808182838485868788899091101111121131181 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.