سلام میشل جان واقعا ممنونم که احساست و تجربه ات رو برای من تعریف کردی. راستش همون شب که این مطلب رو نوشتی من خوندمش و تا الان هم ذهنمو درگیر کرده و دارم به مطالب شما و مطالب سایر دوستان همزمان فکر می کنم ولی متاسفانه هنوز به یه نتیجه قطعی و احساس آرامشی که باید برسم نرسیدم.
در مورد اینکه کارهای خونه رو با امکاناتی که این روزگار داره خیلی راحتتر از قدیم میشه انجام داد که هیچ شکی نیست. من مطمئنم با برنامه ریزی می تونم همه کارهای خونه رو انجام بدم و به کارهای دیگرم هم برسم. یعنی تواناییش رو دارم که اینکارو بکنم. ولی شما فکر کن من همه کارها رو انجام بدم ولی همسرم همزمان لم داده روی مبل یا فیلم نگاه می کنه یا شبکه اجتماعی چک می کنه و کوچکترین حرکتی برای کمک به من انجام نمیده. حداقل اگه سر کار بود من می گفتم ایشون الان داره سرکار زحمت می کشه من در خونه. ولی همونطور که گفتم ما هر دو 4 روز در هفته در حالت معمولی خونه هستیم و الانم که کرونا هست کلا در خونه هستیم. بعنوان یه مثال ما همین چند روز پیش خواستیم خونه تمیز کنیم. ایشون نیم ساعت فقط در حد جابجایی اشیا سنگین کمک کرد و دیگه دست به هیچی نمیزنه. نتیجه این شد که من الان سه روزه تنهایی مشغولم و کارها هم تموم نمیشه. خونه ما بزرگ و حیاط داره و واقعا کار زیاد می بره تمیز کردنش. اگه تنها و مجرد بودم این برام سنگین نبود. خونه خودم بود و منم تمیزش می کردم. مثل شما که فرض کردین خونه خودته و مجبورین تمیزش کنین. ولی خب من از لحاظ عاطفی انتظار دارم همسرم بهم کمک کنه و وقتی می بینه من سه ساعت تمام کار می کنم وسطش یه تعارفی بکنه که بیام کمک؟ یا همچین چیزی. وقتی که بهم اهمیت نمیده من احساس می کنم مثلا این چه زندگیه.
در خانواده خودم هم من سه برادر متاهل دارم که هر سه بدون استثنا در کارها و امور منزل مشارکت فعال دارن هرچند هرسه خانماشون خانه دار هستن. همه مدیریت امور مالی هم یا دست خانماشون هست و یا طوری هست که خانمهاشون هیچ احساس کمبودی از هیچ مسأله ای ندارن و هر وسیله و لباس و طلا و هرچیزی که بخوان شکر خدا مهیا میشه براشون. من از دوستان صمیمیم هم در این مورد سوال کردم که در مورد این مشکل (مالی و کار خونه) چطوری برنامه ریزی کردین و با مقایسه زندگی اونا با خودم بدتر حساس شدم. همه بجز یک نفر گفتن که همسرانشون توی خونه حتی کارهایی مثل تمیز کردن سورویس بهداشتی، تمیز کردن روی گاز، جارو و همه جور کار انجام میدن. و در ضمن تمامی مخارج خونه هم بر عهده شوهره و حقوق خودشون پس انداز می کنن یا طلا می خرن... شاید مقایسه درست نباشه. ولی خیلی روی من تاثیر میذاره.
حالا به نظرم من یه راه بیشتر ندارم برای اینکه بدون تنش زندگیم رو پیش ببرم. اینکه مثل شما (میشل جان) همه کارهای خونه رو انجام بدم. در ضمن کاری به درآمد همسرم نداشته باشم که چیکارش می کنه و به کی میده و خواهد داد! و انتظاری ازش نداشته باشم که بجز خرید های فوق ضروری برای زنده ماندن، خرید دیگه ای انجام بده و هرچیزی که لازمه هست رو خودم بخرم. حتی تعمیرات هزینه بر خونه رو که زیر بارش نمیره خودم هزینه کنم. یعنی انگار دقیقا مثل تصور شما که فکر کنم دارم تنها زندگی می کنم. یه نفرم باهام هست که داره از خدمات من استفاده می کنه. این روش هرچند برای من خیلی سخته و فکر می کنم سردی رابطه رو بیشتر می کنه، ولی اگه مطمئن باشم که درست ترین کاره می تونم انجامش بدم. البته اگه این روش یه حالت منفعلانه به حساب نیاد که نمی دونم به حساب میاد یا نه. یعنی تسلیم شرایط شدن.
یه راه دیگه هم اینه که طبق توصیه دوستان دیگر که گفتن کارهای خونه رو انجام بدم و توی مخارج هم کمک کمی بکنم اما همزمان با تنبلی و خساست شوهرم مقابله کنم و سعی کنم اونارو کمرنگ کنم.
هر دو راه بالا انرژی زیادی می بره. اولی انرژی زیادی می خواد برای ممتقاعد کردن خودم که همینه که هست و باید بپذیرم و تسلیم شرایط باشم و در عین حال رابطه ام با همسرم تحت تاثیر قرار نگیره.
دومین راه هم که خیلی سخته و صبوری فوق العاده ای می خواد و یه کتاب آموزش و راهنما که چیکار کنم و چیکار نکنم.
خلاصه موندم عزیزم که با این شرایط چطوری کنار بیام.
در هر صورت مشتاقانه منتظر خوندن مطالبتون در زمینه مالی هم هستم.
چند تا تاپیک در مورد این مسأله از جمله یکی از تاپیک های شمارو هم خوندم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)