به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 164

Hybrid View

  1. #1
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 14 بهمن 02 [ 11:21]
    تاریخ عضویت
    1398-4-16
    نوشته ها
    1,559
    امتیاز
    27,432
    سطح
    98
    Points: 27,432, Level: 98
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 918
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    OverdriveVeteranTagger Second Class25000 Experience Points
    تشکرها
    1,379

    تشکرشده 2,656 در 1,207 پست

    Rep Power
    295
    Array
    سلام

    لطفا به سؤالات من جداگانه و با آرامش پاسخ بدین تا بهتر راهنمایی بشین؛


    ۱. همسرتون چند ساله هستن؟
    ۲. شغل شما و همسرتون چی هست؟
    ۳. هر روز چند ساعت سر کار هستین؟
    ۴. آیا خانواده شما در امور زندگی مشترکتون نظر میدن؟ یا بالعکس
    ۵. رفتارهای شما در گذشته چی بود که دعواتون میشد؟ الان بر سر چه مسائلی بحث یا دعوا دارین؟
    ۶. آیا در صدد ریشه یابی روابط جنسی ناموفق و درمان بر آمدید؟
    ۷. حمایت های عاطفی پدرتون در زندگی بر سر چه چیزهایی بود؟
    ۸. قبل از ازدواج دوست بودید یا نه ازدواج به تقریبا به سبک سنتی پیش رفت؟
    ۹. چقدر برای کنار هم بودن وقت میذارین؟
    ۱۰. چقدر پای صحبت همسرتون مینشینین و شنونده حرفاش هستین؟
    ۱۱. چقدر بعنوان یک همسر از کمک ها و همراهی هاش تشکر کردین و درصدد جبران روزهای از دست رفته بودین؟
    ۱۲. چرا فکر میکنین خانوادتون رو اذیت کردین ؟ دلیلی هست بفرمایین
    ۱۳. آیا الان درمان خاصی رو پیگیری میکنین یا تمام شده؟

    یک توصیه بشما در این مسیر دارم ؛

    * حالت چسبنده و ملتمسانه نباشین.

    این چسبنده نبودن بمعنای ترک منزل نیست، بلکه بمعنای قرار گرفتن در جایگاه خودتون و عدم القای مفاهیمی چون ( وابستگی شدید، انفعال، ترس از دست دادن و ... ) هست.
    همچنین
    التماس نکردن بمعنای کنار کشیدن نیست، بلکه بمعنای گفتگو بر پایه ی منطق و صبر هست.


    با آرامش و صبر لطفا مشکلتون رو پیگیری کنین انشالله که برطرف بشن.




    ویرایش توسط سحر بهاری : سه شنبه 26 فروردین 99 در ساعت 08:47

  2. کاربر روبرو از پست مفید سحر بهاری تشکرکرده است .

    Mvaz (سه شنبه 26 فروردین 99)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 99 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1399-1-25
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    3,200
    سطح
    34
    Points: 3,200, Level: 34
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 150
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 40 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ممنون كه حسابي واسم وقت گذاشتين حتما پاسخ ميدم
    ١.همسرم ٣٤سالشونه
    ٢.من مهندسم و يه آموزشگاه فرهنگي دارم و همسرم مهندس در يك كارخونه هستن
    ٣. منن ٧ساعت از ساعت ٤تا ١١شب و همسرم هم خيلي از ساعت٧تابرسن هفت هشت شب
    ٤.نه خيلي ولي گاها و من شده دعواشون كنم كه اين حرفها درست نيست اوايل بيشتر اين اتفاق مي افتاد
    ٥.اوايل رفتارهاي من بود كه وسواس فكري بر سر مريض بودن و علايم بيماري داشتم نمتونستم فكر كنم نمتونستم خوب بخوابم و لذت ببرم از حال و همسرم اوايل من رو خيلي دوست داشت نگرانم بود ولي به مرور بي تفاوت شد و من احساس تنهايي از طرف اون ميكردم به جاش پدرم حامي بود مدام باهام حرف ميزد تا آرومم كنه و استرس رو كم كنه اما همسرم خيلي هميشه به من انتقاد داشته بيشتر مخرب تا سازنده مثلا تو بي برنامه اي تو بي مسئوليتي و تو هميشه انتظار خدمت ازمن داري و من مدام ميگفتم تحقير نكن درست نيست و توجيه مياوردم الانم همونا هستن گهگاه قاطي بحثا تكرار ميشن به اضافه اينكه الان خانوادمم مثل خودم هستن بي مسئوليت و برادرم بچه و طفيلي بهم ميگه فقط خوب حرف ميزنم تا عمل و همه خونوادم همين شكلن و من هم انتقادات به رفتاراش داشتم مثلا اينكه محكم تر باشه تو نه گفتن يا اينكه انقدر همه چيز رو با جزييات به خونواده البته مادرش نگه بيشتر حرف بزنه باهام و....الانم كه كلا حرف نميزنيم كه چيزي بگيم يا كه در مورد طلاق و از طرف من گريه و زاري
    ٦.متوجه شده بودم هميشه نارصايتي بود از اول ولي امسال ديكه خيلي كم بود اگه شرهرم سمتم نميومد منم سمتش نميرفتم راستش حس ميكردم مشكل جدي هست ميخواستم از سكس تراپي وقت بگيرم اما هي كش دادم اونم منفعل بود هيچوقت آستين واسه حل مشكل بالا نميزد
    ٧.من تك دختر خانوادمونم پدرم هميشه عاشقانه حمايتم كرده هميشه در صحنه نه براي من حتي دامادش پدرم و مادرم هر دو ولي پدرم با اينكه من ٣٣سالمه همچنان مثل يه دختر دبيرستاني سعي كرده راهنمايي بده گاها نظر بده و در مواقع استرس زا حاضر باشه اين مواقع يكيش زمان پنيك اتك هاي من بود كه ميومد سر كار با ماشين من حس ميكردم دارم ميميرم ميرفتم يكم حرف ميزدم و بر ميگشتم تا دكتر بردن و غيره ولي هميشه دوست داشته زندگي خودم رو داشته باشم ولي بيش از حد نگرانن هم پدرم هم مادرم
    ٨.قبل ازدواج تا شش سال دوست بوديم
    ٩.هيچي فكر كنم اصن ديگه نيست امسال كه انقدر كم همو ديديم بغير از ايام كرونا ولي همسرم كمتر بود همش حس ميكردم دوست هم داره كمتر باشه
    ١٠.هميشه نشستم پاي همه حرفها و نگرانيها و مشكلاتش و راهنمايي كردم تا حدودي
    ١١.من تا قبل اين اتفاق حس ميكردم كور بودم خيلي كم يا شايد فكر ميكردم اونم اذيت كرده ولي الان فكر ميكنم منم كه كم گذاشتم از وقتي كه فهميدم در صدد بر اومدم ولي فايده نداره ديگه ديگه نميخواد اينارو
    ١٢.بله من خانوادم رو اذيت كردم حون اشك مادر پدرم رو بخاطر دخترشون ديدم بخدا ميخواستم شاد باشم بخندم ولي شيمي مغزم اجازه نميداد اونا كه چيزي از من نميخواستن غير اينكه شاد باشم و همون رو نتونستم بهشون بدم هر بار مشكلي پيش ميومد پدر و مادرم گوش شنوام بودن عصبي و ناراحتشون كردم متاسفانه
    ١٣.من خدارو شكر بهترم دارو مصرف ميكردم و الان مدتيه با دوز پايين استفاده ميكنم و براي وضعيتم هر چند ماهي چكاپ ميرم
    همينكارو ميكنم ولي يه جورايي سمت من نميان اصلا اوايل چسبنده بودم الان سكوت ميكنم و آرومم به ظاهر ولي از درون رخت ميشورن من يه فرصت ديگه ميخوام فقط ولي بهم نميده ميگه ديگه حسي بهم نداره واقعا با همه اين وضعيت بازم قابل حله؟


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.