ممنون..
گاهی با خودم میگم خودم بشینم براش بگم چی بوده چی شده بهتره، گاهیم میگم ولش کن هرچی شد شد، امیدوارم بهترین حالت پیش بیاد به هر حال
ممنون..
گاهی با خودم میگم خودم بشینم براش بگم چی بوده چی شده بهتره، گاهیم میگم ولش کن هرچی شد شد، امیدوارم بهترین حالت پیش بیاد به هر حال

تشکرشده 2,656 در 1,207 پست
سلام
طبق آنچه که از نوشته ی شما متوجه شدم نظر واقعی و احساسات همسرتون در حاشیه ی زندگی و تفکراتتون قرار گرفته تا جایی که با مُسکن های مختلف ( افراط ) بدنبال کم کردن یا از بین بردن مقطعی دردی در زندگیتون هستید که باید از راه درست درمان بشه.
تلاش های شما قبل و بعد از زندگی مشترک در راه رسیدن به علاقه ای یکطرفه طول عمر چندانی نداشته و نخواهد داشت، دهان اطرافیان هم تا ابد بسته نخواهد ماند و طبق نظر پزشک حافظه ی ایشان بتدریج قابل بازگشت هست... پس بهتر هست برای گام نخست شما با واقعیت ها مواجه شده، اونها رو بپذیرید و سپس از راه صحیح با آرامش و صبر قدم بردارید. بهمین دلیل لازم هست آگاهی ها و مهارت های شما نیز افزایش پیدا کنن.
اجازه بدید همسرتون در یک فضای عادی ( که در زندگی هر زوجی جاری هست بدون تزریق پول آنچنانی و احساسات بیش از حد یا کاهش ناگهانی آنها ، بلکه به اندازه ) و بدون اجبار به خودش و آیندش فکر کنه.
نه اون مسئله ی بدهی مالی پدر و نه علاقه ی ناقص شما .... هیچکدام نباید اهرمی برای فشار به ایشون باشه، اما چون ازدواج کردید باید بعنوان یک همسر وظیفه ی خودتون رو در قبال ایشان بی کم و کاست انجام بدید.
بهتر هست در این مدت بصورت حضوری از روانشناس و مشاوره خانواده هم شما و هم همسرتون بهره ببرید و تا زمانی که شرایط مطلوب و مساعد نشده، از بچه دار شدن اجتناب کنید.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)