
نوشته اصلی توسط
Mvaz
سلام
وا کاوی قضیه و پیدا کردن ریشه غم برای شما هم میتونه مفید باشه و هم مخرب،
ممکنه ریشه غم در شما بر گرده به از دست دادن فرصت ها، از دست دادن آرزو ها، خراب شدن یک سری از کاخ ها ، خراب شدن اعتماد ها و غیره.
ممکنه غم شما ناشی از تحقیر باشه که شخصی و درونی هست و از جانب همسر و خانواده اش در وجود شما شکل گرفته و ممکنه تحقیر بیرونی باشه مثل تاثیر این اتفاق در مقابل خانواده تون و دوستان شما که شکست قلمدادش کنید.
بهترین راه برون رفت از غم و داشتن شا ی عمیق درونی. داشتن اهداف و آرزو های پایدار و تخریب ناشدنی هست،
اگر من آرزوی یک ماشین لامبورگینی داشته باشم، با تلاش و رسیدن بهش به ارزوم میرسم ولی اگر بفمم چیزی که میخواستم نبوده و من در انتخابم اشتباه کردم یک جور دچار غم میشم، اگر اون ماشین با تمام قابلیت هاش و دوست داشتن های من تو تصادف از بین بره من یه جور دچار غم میشم.
نگاه کنید مشکل از ماشین نبوده، مشکل از من بوده که شادی و غم خودم رو به یک هدف تخریب شدنی گره زده بودم.
اگر تو زندگی بتونید هدفی با معنا، پایدار و تخریب نشدنی پیدا کنید همیشه شاد هستید، منظورم از شادی لذت شنیدن یک جوک خنده دار نیستا !!!!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)