
نوشته اصلی توسط
پرنیان یاسی
سلام گل ناز عزیز. راستش من کوچکترین فرزند خانواده هستم. اما از وقتی که به سن بلوغ رسیدم تا همین الان احساس دوری از خواهر و برادر بزرگترم آزارم می دهد. می دانم حس خواهر و برادر بزرگتر با بقیه بچه ها متفاوت است . اما من همیشه حس تلخی از دوری آنها داشتم خیلی تلخ. به قول شما می خواستند کسی حس نکند مشکل دارند. اما من دارم می بینم که آنها مشکل دارند و به گفتن یا نگفتن آنها نیست. من هیچ وقت کسی را سرزنش نمی کنم که چرا خسته شده است برعکس از حمایت از آنها لذت می برم. خوب زن بودن همین است. حتی حسی از طرد شدن و کوچک انگاشته شدن علی رغم بلوغ سنی و عقلی به من دست می داد. من معتقد بودم که مذاکره خواهران و برادران با هم کارسازتر از سکوت و جدایی آنها با هم است. حتی اگر دعوا کنند شیرین است.
به هر حال این نظر من است و شرایط شما را خودتان بهتر می دانید.
علاقه مندی ها (Bookmarks)