به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 06 تیر 02 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1389-10-26
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    10,730
    سطح
    68
    Points: 10,730, Level: 68
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 120
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    197

    تشکرشده 342 در 91 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام خانم ثمین

    ببینید من از دید یه آقا یه موضوع نگاه می کنم
    واقعیت اینه که همسر شما شرایطشون رو پیش از ازدواج به شما گفته بودند. من از حرفهای شما متوجه نشدم که ایشون اصلا در مورد عدم حضور شما در اون مدت ۱۴ روز در منزل خودتون و حضور در منزل خانواده تون چه نظری دارن؟ آیا اصلا موافقن؟ ایا مخالفن یا بخاطر شما پذیرفتن؟
    ببینید من از دید خودم میگم من هیچوقت حاضر نمیشم حتی اگر نیمی از ماه رو خونه نباشم تمام مدت همسرم بره منزل والدینش. البته باید ببینید نظر همسرتون چیه اما از نظر من این یعنی عملا زندگی چارچوب و حریم خودش رو از دست میده.
    شما باید سعی کنید برای عدم حضور همسرتون برنامه ریزی کنید. البته من خودم فرزند کوچک دارم و میفهمم برنامه ریزی مادر با فرزند در این سن خیلی خیلی سخته. اما نشدنی نیست. فعلا تا وقتی کمی بزرگتر بشه برای خودتون در منزل مشغولیت ایجاد کنید. چیزی که ازش لذت ببرید.
    اگر خانواده همسرتون با شما همکاری کنن در حد اینکه بتونید مثلا یه روز در هفته بچه رو پیش اونها بذارید و در اختیار خودتون باشید خیلی خوبه. اینجوری احساس بطالت نمیکنید.
    ولی این نمیشه که خانواده همسرتون کمکی نکنن از اون طرف همسرتون هم نذاره شما پرستار بگیرید. به هر حال باید با شما همکاری کنن در این زمینه.
    یه مطلب اخر رو هم بگم که صرفا حدسه و شاید درست نباشه. بیشتر به رابطه همسرتون و مادرتون برمیگرده.
    ببینید یه چیزهایی هست که ممکنه از دید دختر و خانواده اش لطف باشه ولی از دید پسر نه تنها لطف نیست بلکه ببخشید یه جور دخالته.
    من هم همسرم بعد از بارداری مدتی منزل مادرش بود و مدتی هم مادرش منزل ما. وقتی من احساس میکنم که این زمان حضور از حد لزوم بیشتر میشه و همسرم هم خودش از پس کارهای خودش برمیاد و از طرفی میفهمم مادر همسرم ادمیه که ذاتا دوست داره به هر بهانه ای شده پیش دخترش باشه یا دخترش پیشش باشه راستش من اسم این حضور رو لطف نمیذارم. و مشابه همسر شما تشکری هم اگر بکنم از سر اکراهه!
    نمیدونم حدسم درسته یا نه. اگر نادرسته که ببخشید. اگر هم به نظرتون درست میاد بهش فکر کنید. سعی کنید خانواده خودتون و خصوصا مادرتون رو بدون عینک فرزندی ببینید!
    ویرایش توسط محمد89 : دوشنبه 13 آبان 98 در ساعت 15:17

  2. کاربر روبرو از پست مفید محمد89 تشکرکرده است .

    Samin28 (دوشنبه 13 آبان 98)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 اردیبهشت 01 [ 23:51]
    تاریخ عضویت
    1397-10-30
    نوشته ها
    24
    امتیاز
    3,319
    سطح
    35
    Points: 3,319, Level: 35
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    61

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد89 نمایش پست ها
    سلام خانم ثمین

    ببینید من از دید یه آقا یه موضوع نگاه می کنم
    واقعیت اینه که همسر شما شرایطشون رو پیش از ازدواج به شما گفته بودند. من از حرفهای شما متوجه نشدم که ایشون اصلا در مورد عدم حضور شما در اون مدت ۱۴ روز در منزل خودتون و حضور در منزل خانواده تون چه نظری دارن؟ آیا اصلا موافقن؟ ایا مخالفن یا بخاطر شما پذیرفتن؟
    ببینید من از دید خودم میگم من هیچوقت حاضر نمیشم حتی اگر نیمی از ماه رو خونه نباشم تمام مدت همسرم بره منزل والدینش. البته باید ببینید نظر همسرتون چیه اما از نظر من این یعنی عملا زندگی چارچوب و حریم خودش رو از دست میده.
    شما باید سعی کنید برای عدم حضور همسرتون برنامه ریزی کنید. البته من خودم فرزند کوچک دارم و میفهمم برنامه ریزی مادر با فرزند در این سن خیلی خیلی سخته. اما نشدنی نیست. فعلا تا وقتی کمی بزرگتر بشه برای خودتون در منزل مشغولیت ایجاد کنید. چیزی که ازش لذت ببرید.
    اگر خانواده همسرتون با شما همکاری کنن در حد اینکه بتونید مثلا یه روز در هفته بچه رو پیش اونها بذارید و در اختیار خودتون باشید خیلی خوبه. اینجوری احساس بطالت نمیکنید.
    ولی این نمیشه که خانواده همسرتون کمکی نکنن از اون طرف همسرتون هم نذاره شما پرستار بگیرید. به هر حال باید با شما همکاری کنن در این زمینه.
    یه مطلب اخر رو هم بگم که صرفا حدسه و شاید درست نباشه. بیشتر به رابطه همسرتون و مادرتون برمیگرده.
    ببینید یه چیزهایی هست که ممکنه از دید دختر و خانواده اش لطف باشه ولی از دید پسر نه تنها لطف نیست بلکه ببخشید یه جور دخالته.
    من هم همسرم بعد از بارداری مدتی منزل مادرش بود و مدتی هم مادرش منزل ما. وقتی من احساس میکنم که این زمان حضور از حد لزوم بیشتر میشه و همسرم هم خودش از پس کارهای خودش برمیاد و از طرفی میفهمم مادر همسرم ادمیه که ذاتا دوست داره به هر بهانه ای شده پیش دخترش باشه یا دخترش پیشش باشه راستش من اسم این حضور رو لطف نمیذارم. و مشابه همسر شما تشکری هم اگر بکنم از سر اکراهه!
    نمیدونم حدسم درسته یا نه. اگر نادرسته که ببخشید. اگر هم به نظرتون درست میاد بهش فکر کنید. سعی کنید خانواده خودتون و خصوصا مادرتون رو بدون عینک فرزندی ببینید!
    سلام آقای محمد . وقت بخیر ممنون از دقت نظرتون . در مورد نظر همسرم باید بگم ایشون در مراحل قبل از ازدواج محل زندگی و شرایط زندگی در نبود خودشون رو گذاشتن به اختیار و انتخاب من . و میگفتن چون من طولانی مدت نیستم همه زندگی (مسئولیتها مسائل بزرگ و کوچیک) برعهده همسر هست . و طبیعتا تصمیم برای مخل زندگی ‌ . من هم تا الان سه ساله که تو شهر همسرم بودم بخاطر اینکه ایشون اونجا خونه داشتن و نمیخواستم تحت فشارش بذارم . الانم که تصمیم گرفتم بهش بگم نقل مکان کنیم چون واقعا در تمام این مدت خیلی خیلی ها گذشت و در نبودشان و یک بام و دوهوایی من ، یه وقتایی بخوام هر بزنم میگم آوارگی من !! و بعد مسائل بچه و مسائل که در منزل خانوادم با وجود بچه پیش میاد . احتمالا در آینده مسائل تربیتی و... . اینم بگم که خانواده خودش نه تنها حمایت نمیکنن بلکه همون چند صباحی که همسرم برمی گشت کلی توقع داشتند که باهاشون تو تمام مهمانی و و مسافرتها و رفت و آمدها حتی خریدها ی زیر و درشتشون همسرم باشه،!!! میخوام بگم بعد دیدن سه سال و تجربه این مسائل دارم به نقل مکان فکر میکنم .
    در مورد نظر همسرم در مورد خانوادم من هم با شما موافقم احتمال بسیار زیاد ایشون و شما هم عقیده ان . ولی اینهم اضافه کنم که خدایی خانواده من با اینکه طولانی مدت من پیششونم اهل دخالت یا بررسی جزئیات زندگی من نیستند و حتی در تصمیم به نقل مکان هم هیچ نظری ندادن و گفتند و کلا جز خدمت و زحمتی که ما براشون داریم چیز دیگری نیست . با همه اینها اصلا غرور و تکبر که از همسرم سر میزنه رو درک نمیکنم ‌ . حتی همین مثالی که زدید در مورد حضور پررنگ مادر بعد زایمان ، خی چطور ممکنه آقا پیش خودش فکر نمیکنه که مادر خانم بالاخره با وجود سنی که ازش گذشته حالا داره برای دخترش که همسر آقاست و نوه اش که فرزند اون آقاست انرژی می ذاره به چشمش نمیاد؟؟ و اگر اون خدمات و زحمات نبود چقدر ماجرا سخت پیش میرفت ؟!
    اگه همین زحمات رو مادر خودشونم میکشید همینقدر با اکراه تشکر میکردن؟؟
    یکم این برخوردها غیرمنصفانه هست و برای خانم که شاهد ایم رفتارشان بسیار دردناک . ایکاش آقایون یکم رئوف تر و مهربون تر برخورد کنن

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط C-R-Y نمایش پست ها
    ..........

    با سلام و احترام
    متشکرم

    به این نمودار توجه بفرمایید :




    وقتی می خوایم تصمیمی بگیریم احتیاج به داده ها داریم ،،
    وقتی داده ها را جمع آوری کردیم باید روش تفکر تحلیلی را پیاده سازی کنیم تا یه مدل ذهنی درست در خودمون ایجاد کنیم
    معمولا داده ها در حالت اولیه بزرگ و پیچیده هستند
    وقتی داده ها و مولفه های آن، تجزیه و دسته بندی بشه ...روش تفکر تحلیلی آسون تر میشه
    با تفکر تحلیلی به داده ها ،، می تونیم مدل ذهنی ایجاد کنیم و قواعد تصمیم را یاد می گیریم .....
    وقتی قواعد تصمیم را یاد گرفتیم ...می تونیم تصمیم بگیریم و این تصمیم نمود پیدا می کنه در زندگی واقعی مون


    ببنید برا شما هم الان اینجوریه :
    یه داده بزرگ دارید ! ( شرایط سخت محل زندگی )
    اگه ما بخوایم این داده بزرگ را تفکر تحلیلی کنیم ...شاید نتونیم و افسرده بشیم ....
    این باعث میشه مدل ذهنی درستی ایجاد نکنیم و شاید باعث بشه تصمیمات اشتباه بگیریم ، یا تصمیمی بگیریم که ،،، ازش مطمئن نباشیم

    وقتی این داده بزرگ ، تجزیه بشه آسون تر میشه
    مثلا شما این داده بزرگ را تبدیل کنید به داده های زیر :


    مسئله :
    شرایط سخت محل زندگی


    تجزیه مسئله :
    1) شهر غریب و تنهایی
    2) بچه نوزاد
    3 ) شهر غریب و بچه نوزاد و تنهایی
    4) نبود همسر به خاطر شرایط کاریشون و سختیهای مسیر
    5) مشکلات احتمالی
    5) جنبه های مثبت قضیه
    6) توانایی های من
    7 ) مهارت هایی که می تونم خودم را توسه بدم
    8) مدیریت زمان
    9 ) آیا می تونم به اقوام سر بزنم
    10 ) اگه به مشکل خوردم جه راهکاریهایی دارم باتوجه شرایط کاری همسرم
    11)...
    12)...


    وقتی مولفه های یه وضعیت ریز شدند ،،، یه کاغذ بردارید برای هرکدومش راه حل پیدا کنید...این جوری به یه مدل ذهنی بهتری می رسید
    با بدست اوردن یه مدل ذهنی ...بهتر قواعد تصمیم را یاد می گیریم و بهتر می تونید با همسرتون صحبت کنید و مشورت بگیرید
    وقتی همسرتون این دقت تحلیل شما را بررسی کنه ایشون هم به کمک شما خواهد آمد و با هم راه حل های بهتری پیدا می کنید
    این جوری هر تصمیمی بگیرید احتیاطش بیشتره ،،چون با دقت آنالیز کردید و پشیمون نمیشید


    ...............


    دارم سعی میکنم ، خودتون حلش کنید
    که مطمئنم می تونید
    و با دونستن شیوه حل مسائل و تفکر تحلیلی ،، در تمام مراحل زندگیتون در مواجه شدن با مشکلات ،،اقدام بهتری می کنید



    در پناه خدا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط C-R-Y نمایش پست ها
    ..........

    با سلام و احترام
    متشکرم

    به این نمودار توجه بفرمایید :




    وقتی می خوایم تصمیمی بگیریم احتیاج به داده ها داریم ،،
    وقتی داده ها را جمع آوری کردیم باید روش تفکر تحلیلی را پیاده سازی کنیم تا یه مدل ذهنی درست در خودمون ایجاد کنیم
    معمولا داده ها در حالت اولیه بزرگ و پیچیده هستند
    وقتی داده ها و مولفه های آن، تجزیه و دسته بندی بشه ...روش تفکر تحلیلی آسون تر میشه
    با تفکر تحلیلی به داده ها ،، می تونیم مدل ذهنی ایجاد کنیم و قواعد تصمیم را یاد می گیریم .....
    وقتی قواعد تصمیم را یاد گرفتیم ...می تونیم تصمیم بگیریم و این تصمیم نمود پیدا می کنه در زندگی واقعی مون


    ببنید برا شما هم الان اینجوریه :
    یه داده بزرگ دارید ! ( شرایط سخت محل زندگی )
    اگه ما بخوایم این داده بزرگ را تفکر تحلیلی کنیم ...شاید نتونیم و افسرده بشیم ....
    این باعث میشه مدل ذهنی درستی ایجاد نکنیم و شاید باعث بشه تصمیمات اشتباه بگیریم ، یا تصمیمی بگیریم که ،،، ازش مطمئن نباشیم

    وقتی این داده بزرگ ، تجزیه بشه آسون تر میشه
    مثلا شما این داده بزرگ را تبدیل کنید به داده های زیر :


    مسئله :
    شرایط سخت محل زندگی


    تجزیه مسئله :
    1) شهر غریب و تنهایی
    2) بچه نوزاد
    3 ) شهر غریب و بچه نوزاد و تنهایی
    4) نبود همسر به خاطر شرایط کاریشون و سختیهای مسیر
    5) مشکلات احتمالی
    5) جنبه های مثبت قضیه
    6) توانایی های من
    7 ) مهارت هایی که می تونم خودم را توسه بدم
    8) مدیریت زمان
    9 ) آیا می تونم به اقوام سر بزنم
    10 ) اگه به مشکل خوردم جه راهکاریهایی دارم باتوجه شرایط کاری همسرم
    11)...
    12)...


    وقتی مولفه های یه وضعیت ریز شدند ،،، یه کاغذ بردارید برای هرکدومش راه حل پیدا کنید...این جوری به یه مدل ذهنی بهتری می رسید
    با بدست اوردن یه مدل ذهنی ...بهتر قواعد تصمیم را یاد می گیریم و بهتر می تونید با همسرتون صحبت کنید و مشورت بگیرید
    وقتی همسرتون این دقت تحلیل شما را بررسی کنه ایشون هم به کمک شما خواهد آمد و با هم راه حل های بهتری پیدا می کنید
    این جوری هر تصمیمی بگیرید احتیاطش بیشتره ،،چون با دقت آنالیز کردید و پشیمون نمیشید


    ...............


    دارم سعی میکنم ، خودتون حلش کنید
    که مطمئنم می تونید
    و با دونستن شیوه حل مسائل و تفکر تحلیلی ،، در تمام مراحل زندگیتون در مواجه شدن با مشکلات ،،اقدام بهتری می کنید



    در پناه خدا.

    سلام C-R-Y عزیز . واقعا توصیه های شما همیشه منو شگفت زده کرده.
    این مدل که با این شکل برام زحمت کشیدید گذاشتید نمونه واقعی مهندسی و تحلیل مسائل هست .
    ازتون خیلی سپاسگذارم. ممنون از اینهمه ظرافت و دقت
    بزودی همینطور که شما گفتید همه جوانب رو با پاسخ هاش رو کاغذ پیاده میکنم .
    .
    تصمیم بزرگ و مشکل بزرگ ام رو موشکافانه بررسی میکنم .
    پناه برخدا امیدوارم بهترین راه رو با کمترین حاشیه انتخاب کنم .
    بازم ممنون از لطف و نظرتون

  4. 2 کاربر از پست مفید Samin28 تشکرکرده اند .

    malakeh (سه شنبه 14 آبان 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.