درسی که من (البته کمی دیر) گرفتم از زندگی:
در زندگی سعی کنیم فقط پی لذت بردن باشیم. نه لذتهای موهومی و فلسفی و انتزاعی که بعضی طرز فکرها میخوان انسان رو بهشون قانع کنن، بلکه لذتهای ملموس و مادی و حسی. چون این لذتها فقط تا یه بازه زمانی محدود قابل دسترسی و دستیابی هستن و بعدش به جز حسرت عمر از دست رفته یا دلخوش کردن به مسایل موهوم به عنوان موفقیت های زندگی، هیچی برای آدم نمی مونه.
ونکته بعد هم اینکه تنها محدودیت رو هم برای کسب لذت، احتیاط کافی در مواجه نشدن با تبعات اون لذت جویی ها قرار بدیم. چه تبعات قانونی چه تبعات پزشکی و سلامتی و چه تبعات ایجاد آسیبهای کاملا واقعی اجتماعی(نه آسیب های اجتماعی ادعایی بعضی طرز فکرها، احتمالا نتونستم مطلب مد نظرم رو برسونم).
شاید بهترین نحو بیان این مطلب این رباعی خیام عزیز باشه:
خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش







).
پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)