............
با سلام و عرض ادب
من وقتی خودم را گذاشتم جای شما ،،واقعیتش برام سخت بود .... چون شرایط خاصی دارید و شاید یه درد ودل هایی داشه باشید که ماها ندونیم
می دونید برا چی منم این جوری شدم اولش؟
چون مشکل را یه چالش بزرگ اول دیدمش ...
وقتی انسان مشکل را یه چالش بزرگ تر از خودش ببینه ،، اون چالش ارباب اون شخص میشه !
یه استادی داشتیم می گفت چالش های زندگیتون را خورد کنید ،،،
وقتی مولفه های یه وضعیت را تجزیه می کنید، اون چالش از حالت بزرگش خارج مشیه و حل کردنش آسون میشه ،،
وقتی اینجوری بشه ، راهکارهای زیادی به ذهنتون میرسه و راحتر می تونید در این زمینه گفتگو کنید .
شما هم همین کار را کنید ...
شاید فکر کنید این مساله برای شما یه سنگ بزرگ باشه .....
این سنگ را خورد کنید و آروم آروم برای هر کدومش راه حل پیدا کنید ،،
وقتی این گونه با شوهرتون صحبت کنید ( تجزیه مشکلات ) ،،، مذاکره از اینکه به نتیجه بر برد برسه بیشتره و راه کارهای زیادی با همسرتون ، پیدا می کنید
ولی اگه با جبهه قدرت با شوهرتون صحبت کنید به نتیجه نمی رسید
سعی کردم دید کلی بهتون بدم و قطعا خودتون بهترین راه حل ها را پیدا می کنید .
می تونید از یه مشاور خانواده هم کمک بگیرید









علاقه مندی ها (Bookmarks)