خواهش میکنم
ببینید شما باید بپذیرید که مستقل شدید یعنی اینکه یک زندگی جدا دارید و نیاز هست با شرایط جدید خودتون رو وفق بدید، علی رغم اینکه از شغل همسرتون و سختی هاش هم از همان ابتدا مطلع بودید.
حتی اگر منزلتون هم نزدیک خانواده بود باز هم رفت و آمد مکرر همان اثری رو داشت که این ماندن های طولانی داره، پس باید برنامه ای نوشت و تصمیمی گرفت.
در حال حاضر شرایط برای سرگرمی در منزل خیلی بهتر و گسترده تر نسبت به گذشته هست. بانوان این فرصت رو دارند که از هنرهای گوناگون بهره بگیرن و از طرفی اوقاتی که به بطالت میگذره منبعی برای یادگیری مهارت باشه. امکان دسترسی به اطلاعات از طریق اینترنت و امکان خرید ملزومات هنری بسیار آسان هست یا اینکه هنر این فرصت رو بشما خواهد داد که در شهر محل سکونتتون وارد کلاس ها و کارگاههای مختلف بشین و به دانش و مهارت خودتون اضافه کنین .
مطمئنا همسر شما هم از دوری و چنین شرایط شغلی رضایت کافی ندارند اما چیزی که ایشان رو دلگرم به مقاومت و تلاش خواهد کرد دیدن همسر و فرزندش پس از روزها خستگی و کوشش هست.
شرایط کاری ایشان چیزی نیست که هر کسی از عهده ی اون بر بیاد و نیاز هست زمان استراحت یا بازگشت به خانه بجای طرح مسائل رنج آوری مثل مهاجرت یا بحث های بی سرانجام، اوقات به شادی و تفریح سپری بشه.
شما میتونید گاهی در تنهایی به دیدار خانواده برید یا اونها رو پذیرا باشید و یا با اینترنت و تلفن جویای حالشان باشید. ( به نحوی که حدود رفت و آمد رعایت بشه )
برای فرزندتون هم محیط خانه ی خودتون و رسیدگی شخصی به امورش از اهمیت بالایی برخوردار هست چون در این سنین بچه ها نسبت به بیماریهای مختلف بسیار حساس و ضعیف هستن و مراقبت بیشتری رو میطلبن.











علاقه مندی ها (Bookmarks)