چند وقت پیش رفته بودیم دکتر...
مریضی اومد و درخواست پذیرش کرد ولی نوبت ها تموم شده بود ... گفت برو فردا بیا
مریض نشست رو صندلی و چشماش قرمز شد... معلوم بود درد داشت
برگشت گفت نمیشه منم برم؟ پذیرش گفت نه
مردم گفتن خب فردا برو فردا بیا... گفت من تا همین جا هم خودم اومدم کی منو بیاره؟
گفتن مگه از کجا اومدی؟ گفت شهرستان
اونجا تجهیزات پزشکی نداره، فرستادنم استان
اون زمان بود که فکر میکردم درد یه بیمار یکطرف و درد کمبود امکانات یک طرف دیگست... یا شاید درد پول... یا هر درد دیگه ای که دل ما ازش بیخبره جز خودش
خدایا امشب از درگاه پر مهر تو تقاضا دارم...
همه ی بیماران رو شفای عاجل عنایت کنی و به رزق و روزی مردم کم توان چند برابر برکت بدی ... به قلب های مردم مهربان ما چند برابر عشق تا بتونیم هر چند کم و ناچیز مشکلی رو حل کنیم و شادمانی رو به دل دیگران هدیه بدیم...
بسیاری از مردم در مناطق محروم چشم به راه محبت های ما هستن...









پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)