از همه شما که به یادم بودین ممنونم.
راستش حالم زیاد خوب نیست.اقامتم برا کشوری که همسرم هست دیروز اومد و باید تا کمتر از یک ماه دیگه باید وارد اون کشور بشم اگر نه اقامتم کنسل میشه و باید دوباره اقدام کنم و دو سال تو نوبت باشم. من وقته کافی ندارم برا تصمیم گرفتن و از طرفه دیگه دو هفته دیگه عروسیمه.
وضعیت خوبی ندارم و در آستانه افسردگی. همش چیزایی که تو این یک ماه بهم گذشته یادم میاد و بدتر از همه ایمیل هاش. هرکس رو که میبینم نا خواسته بغض میکنم. دو روزه پیش تو دانشگاه ناخواسته سره کلاس زار زار به گریه افتادم. توی خونه همش مجبورم تو اتاقم باشم چون همش میترسم یهو جلوی خانوادم به گریه بیوفتم.
خودش خیلی سعی میکنه آرومم کنه
همش میگه هرکاری بخوای میکنم همه جوره جبران میکنم. همش میگه باهات میام پیشه مشاور روانپزشک هرجایی که تو بخوای. هر شرطی هم که تو بذاری من قبول میکنم. این چند روز خیلی امتحانش کردم با چیزهایی که میبدونستم خیلی روشون حساسه و همه رو قبول کرده. مثلا قبلا به هیچ عنوان حاضر نبود شرط تعیین محله زندگی رو به من بده اما الان بهم گفت باشه میام محضر و رسما امضا میکنم.
یه بار بهم گفت تو اجازه نداشتی بری سره ایمیل من. بعدش منم گفتم خوب کاری کردم و باز هم اینکارو میکنم. اون هم عصبانی شد منم تلفنو قطع کردم. تقریبا نیم ساعت بعدش زنگ زد تلفنو جواب ندادم. مسیج داد که ببخشید من اصلا حواسم به سابقه بده خودم نبود. تو همه ایمیلامو چک کن. هر روز چک کن. حسابه بانکیمو چک کن. نت بانکم رو بهت میدم مسیج های تلفنم هرماه هم برات پرینته تلفن هامو میگیرم.
نمیدونم چیکار کنم. خیلی حالم خوب نیست. بینه دو راهی موندم. نمیدونم چطور باید این روزها رو باید فراموش کنم. چطور باید ایمیل ها رو فراموش کنم؟
اگه برم پیشه مشاور یا روانپزشک میتونه کمکم کنه؟ کدومشون؟
کسی روانشناس یا روانپزشک خوب تو اصفهان سراغ داره بهم کمک کنه؟