به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 بهمن 03 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1394-2-25
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    11,079
    سطح
    69
    Points: 11,079, Level: 69
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    714

    تشکرشده 351 در 126 پست

    حالت من
    Bitafavot
    Rep Power
    44
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها


    با سلام
    شما چندین تاپیک دارید که در بعضی از آنها مشکلات مختلفی بیان کردید. مثل ترس های من، مثل هراس های من، و ....
    که در تمام آنها دو چیز یکسان و پابرجاست.
    الف) مسائل و فشارهایی که از گذشته داشته اید.
    ب) نوع نگاهتون به مشکلات خودتون و توانایی خودتون.

    با توجه به توضیحاتی که شما در تاپیک های مختلف خود داده اید. نوع نگاهتون به مشکلاتتان و توانایی هایتان اشکال دارد. که قبلا دوستان در سال 1394 پاسخی که ارسال کرده اند ؛ لینک تاپیک خطاهای شناختی را برایتان قرار داده اند. که قرار گذاشته اید که آنها را انجام دهید.

    اکنون هم همه آنچه که به شما کمک می کند عمل کردن به آن تاپیک هست.
    اگر پشتکار و پیگیری لازم را ندارید حضوری به یک روانشناس بالینی یا روانپزشک مراجعه کنید.
    اما اگر می خواهید در فضای مجازی مشکل خود را حل کنید. باید هر روز و هر ساعت و هر وقت موارد آن پست را انجام دهید.
    چند ماهی هم مستمر انجام دهید تا عادتتان شود.
    من قصد دارم اون کتابو بگیرم و سعی دارم دستور العملاشو انجام بدم.البته اگه خستگی و آشفتگی ذهنی ام اجازه بده....
    کسی که طعم کامیابی رو هیچ وقت نچشیده و امیدی هم به آینده نداره بی حتم از فرداش وحشت داره....چون مطمئن هست که آن نشود! چطور منتظر فردایی با دستان خالی (بی درامد)باشم... امید هم تا اندازه ای برای خودش کشش داره...بیش از حد کشیده بشه پاره می شه...

    دوستان واقعا محبت کردند و با پیامهای اون تاپیک من بطور محسوسی ترسهای اون زمان رو کنار گذاشتم-البته الان اصلا نمیخوام بهش فکر کنم چون ممکنه دوباره برگشت پذیر بشه- و علت حضور من هم در این سایت جواب گرفتن از آن تاپیک بود...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
    سلام

    من یک کاربر جدید هستم. شناختی که از شما دارم، جدیده. از گذشته تون هم اگر تاریخچه تاپیکهاتون نباشه، چیزی نخواهم دانست.
    پس شما رو جوری قضاوت میکنم و میشناسم که الان هستین. یکی از بزرگترین نعمت های خداوند فوران لحظه هاست. خداوند لحظات جدید رو به ما میبخشه، هر ان میتونه دستش رو بگذاره روی کلید فوران لحظه ها، تا دنیای ما هم بایسته.

    خوشبخت کسی که از این نعمت لحظه ها بخوبی استفاده کنه. وقتی داریم به گذشته نگاه میکنیم و افسوس میخوریم یعنی داریم میگیم خدا من این نعمت لحظات جدیدت رو نمیخوام، نعمت قدیم ات رو میخوام.
    خوب به نظرتون ناشکری نیست؟
    با توجه به دو مطلب فوق، چرا از نو شروع نمیکنید؟
    چرا به خودتون نمیگید، من یک افسونگر جدید هستم. افسونگری که کلی تجربه پشتش داره که قرار حمایتشون کنه، افسونگری که خودشو و اهدافشو و اینده اش رو دوست داره. افسونگری که از صفر میخواد مولفه های زندگی اش رو بچینه.

    من از ادبیات شما این برداشت رو کردم که بانوی محکمی هستین. فقط باید یک بانوی محکم، امیدواره متوکل بشید.


    یه مثال : شما شغلتون میوه فروشی با وانت هست. تمام سرمایتون همون وانت و میوه هاش هست. یک روز صبح ببینید دزد وانت برده، چه اتفاقی برای شما می افته؟
    1. افسونگر قدیم که احتمالا کمی وابستگی داره ، ناراحت میشه، نا امید میشه، به قول خودش عزت نفسش میاد پایین و ....

    2. افسونِگر جدید، کمی ناراحت میشه، ولی دوباره بلند میشه ادامه میده. چون هدفش پایدار تر بوده، هدفش چیزی بوده که با اتفاقات روزمره تحت تاثیر قرار نگیره.


    پ ن : یه بزرگی میگفت معنای توکل یعنی اینکه اینقدر به خدا اعتماد داشته باشی که اگر سرت رو کردی تو دهن اژدها، رنگ چهره ات تغییر نکنه.
    من که اینجوری نیستم. ولی به شما میخوره به این درجه برسید
    من قلبم از توکل خستس....من تو این سالها همیشه با همین روش ها شروع کردم ولی مثل حرکت رو دایره به نقطه اول رسیدم.....
    نمیتونم به خدا اعتماد داشته باشم....یعنی توانایی جسمی و روحیشو ندارم ...اینجور سبکترم....از خدا توقعی ندارم...احساس میکنم مرکز عذاب همه منم.....کاش دیگه نباشم....من فقط آرزوی خوشبختی دیگران رو دارم و هیچی دیگه نمیخام...اینجور باز سبکتر میشم.....

    - - - Updated - - -

    نمیدونم چرا دو پاسخ یکی شد....

  2. کاربر روبرو از پست مفید افسونگر تشکرکرده است .

    Mvaz (دوشنبه 21 مرداد 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:17 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.