ممنون میشل و نازنین عزیز.
حق با شماست. میشل جان من زیادی مطیع نیستم ولی منفعل بودن رو قبول دارم چون فقط نگران بودم اگه قاطع باشم و همسدم رو آگاه کنم از خدمات اضافیش در آینده مشکلی برای پدرش پیش بیاد منرو مقصر بدونه. ولی خوشبختانه توی این ۵ سال روند مثبت این بود که همسرم که در چنین بستری بزرگ شده بود الان متوجه کارهای خانواده ش هست گرچه گاهی یادش میره و من دوباره یاداوری میکنم..
نازنین عزیز کاملا موافق حرفهات هستم ولی متاسفانه مادرشوهر با اینکه جوونه ولی دائم در حال ناله سر دادنِ که کمرم درد میکنه، حالم بده، نمیتونم پاشم. واقعا شنیدن این حرفها توی ۱ ساعتی که منزلشون هستیم انقدر سخت هست که ناخودآگاه میبینم بلند شدم و دارم کمک میکنم.
متاسفانه این شرایط که پیش اومده فقط بخاطر بیماری پدرهمسرم هست که من مجبور شدم از خیلی از خواسته هام و ناراحتی هام بگذرم. ولی حق با شماست زیادی خودم رو این وسط نادیده گرفتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)