به نام خدا
سلام
امیدوارم حال همه همدردیهای گرامی خوب باشه و احوال همه دوستان بر وفق مراد.
باز هم ما فسیلها پیدامون شد!
...... یادی بکنم از همه قدیمی ها که یک زمانی برو بیایی داشتند اینجا و صفایی بود. هر کجا که هستند زیر سایه لطف حق باشند.
عجیب داستانی شده ام که مپرس ! ....... بعضی مواقع کلی حرف دارم برای بعضی از تاپیکها ، اما وقت ندارم. بعضی وقتها هم وقت دارم اما حرفم نمیاد! ......... خلاصه به قول شاعر : چه حالست آیا ؟؟!!!
بعضی مواقع به سرم میزنه که دست به کیبرد بشم (قدیمها میگفتند دست به قلم اما الان ها نمیشه خیلی از این حرفها زد) و سلسله نوشته هایی رو بزارم توی تالار از فراز و فرودهای زندگیم تا شاید کمکی به سایرین باشه ، اما وقتی فکر میکنم میبینم که شاید یکسری از دوستان تحمل شدت ضربات فراز و فرود داستان رو نداشته باشند و اذیت بشند ، لذا با خودم میگم این چه کاریه آخه .... بزار مردم راحت باشند چرا اذیتشون میکنی؟! ............. البته شاید در آینده از این کارها بکنم خدا عالمه.
خلاصه از هرچه بگذرم ، از این بیت خودساخته نمیتونم بگذرم که :
سالها میگذرد حادثه ها می آید / انتظار فرج از نیمه مرداد کشم
.
فکر کنم خیلی رمزآلود نوشتم ، نه ؟؟!!
........ ببخشید دیگه.
.
پ.ن. : راستش وقتی اینجا میام و میبینم کسی غیر خودم آنلاین نیست نمیدونم چرا یاد کارتون رانگو میفتم. ............. آقا آخرین لحظات ویرایشه ... چندتایی آمدند مثل اینکه .... خوش امدید ..... ما که رفتیم
.
در پناه حق.
گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
مولانا
ویرایش توسط Aram_577 : سه شنبه 15 مرداد 98 در ساعت 15:30
علاقه مندی ها (Bookmarks)