به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 38 از 193 نخستنخست ... 81828293031323334353637383940414243444546474858687888138 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 371 تا 380 , از مجموع 1928
  1. #371
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    165
    Array
    سلام به همه دوستای گلم

    میخوام از یه موفقیت درونی خیلی بزرگ بگم ،ذوق دارم که بالاخره تونستم.
    مدت ها بود که نسبت به عیوب شخصی حساس شده بودم و حس بی تفاوتی و گاهی تنفر نسبت به اون شخص داشتم،گاهی ذهنم پر میشد از منفی بافی نسبت بهش.فهمیدم یه جای کار در فکرم میلنگه، مدت ها بود که فهمیده بودم و تمرین میکردم اما مفید نبود تا جایی که یک روز افکارم رو نوشتم و به یه نیاز عمیق در خودم رسیدم و اون تأییدطلبی زیاد بود.
    وقتی اینو فهمیدم به آرامش رسیدم مثل یه کشف بود ،فهمیدم حس تنفر من نسبت به اون آدم ناشی از نیاز ارضا نشده من " تأییدشدن " هست. من تشنه ی تأییدش بودم اما خودم نمیدونستم. کودکم با والدش درگیر بود و به هم گره خورده بودند. من فهمیدم که مشکل کجاست و بعد به آرونی کودکم رو از بند والدش آزاد کردم و این هفته حس کردم واقعا برام مهم نیست تأییدم کنه ؛همینکه خودم باشم کافیه.
    بعدش تاپیک میشل عزیز رو در مورد تأییدطلبی خوندم و بعد هم لینک هایی که مشاوران به میشل ارجاع دادند و نطالب زیبای فرشته مهربان و... . خیلی تجربه متفاوتی بود. امروز صبح وقتی مکالمه تلفنی با اون شخص داشتم حس کردم که دوستش دارم, حس کردم دلایل زیادی هست که میتونم دوستش داشته باشم و احترام زیادی براش قائل باشم.
    روح و ذهن من از یک حس تنفر پالایش شد و الان میفهمم که چه سبک تر شدم و بیشتر میتونم خودم باشم.
    خدایا به خاطر این رزق معنوی شکرت.

  2. 9 کاربر از پست مفید Eram تشکرکرده اند .

    ammin (یکشنبه 30 تیر 98), m.reza91 (چهارشنبه 02 مرداد 98), Mvaz (یکشنبه 30 تیر 98), فرشته مهربان (دوشنبه 31 تیر 98), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 01 مرداد 98), پرنیان یاسی (دوشنبه 31 تیر 98), میشل (پنجشنبه 03 مرداد 98), باران13 (یکشنبه 30 تیر 98)

  3. #372
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 01 مهر 04 [ 18:40]
    تاریخ عضویت
    1393-2-30
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    10,896
    سطح
    69
    Points: 10,896, Level: 69
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 337 در 127 پست

    Rep Power
    45
    Array
    سلام. من حاجت هایی داشتم که به لطف خدا برآورده شد. مقدار بسیار کمی پس انداز داشتم. سررسید آن تمام شد و من تصمیم گرفتم در جایی سرمایه گذاری کنم. خیلی علاقه داشتم که این سرمایه گذاری در بخش کشاورزی باشد. زنگ زدم به جهاد کشاورزی یکی از شهرستان ها و با جواب منفی روبه رو شدم. سرمایه من بسیار کم بود و نیز برای چنین کاری باید با کشاورزی آشنا می بودم تا شراکت کنیم. نا امید نشدم و این بار به یک موسسه خصوصی زنگ زدم. انسان شریف به خوبی به حرف هایم گوش کرد و همان پاسخ را داد. منتها پیشنهاد کرد برای این کار به بورس فکر کنم. ایده بسیار خوبی بود اما بازارهای مالی به هم ریخته بود و حوادث طبیعی و جنگ بود که پشت هم رخ می داد. در ثانی من باید چند ماه درباره بورس مطالعه می کردم. خلاصه مطلب من موفق نشدم.
    اما دیروز... پدرم دوستی دارد که معلم و کشاورز است. فعال محیط زیست هم هست. دیروز قرار بود به خانه ما بیاید. مادرم به من گفت قرار است او در محل خودشان برای ما زمینی اجاره ای پیدا کند و با همکاری چند کشاورز انشاء الله گندم کشت شود. خوب من خیلی خوشحال شدم که نیتم را خدا قبول کرد. گرچه که من مستقیم کاری نکردم اما خوشحالم که خانواده ام این کار را کردند.

  4. 5 کاربر از پست مفید پرنیان یاسی تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 02 مرداد 98), m.reza91 (چهارشنبه 02 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 03 مرداد 98), میشل (پنجشنبه 03 مرداد 98)

  5. #373
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    ...


  6. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    m.reza91 (چهارشنبه 02 مرداد 98)

  7. #374
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    حالم خیلی بده
    دوست دارم تاپیک بزنم اما واقعا نمیدونم چی به سرم اومده که نمیتونم حرف بزنم نمیدونم از چی بنویسم
    از بس فراموش کردم و هی تلمبار شده
    زندگی با فردی عصبی که نه همدلی بلده نه همدردی

    فردی که افکارمون زمین تا اسمون فرق کنه

    تو چرخه معیوب گیر افتادم و احساس عجز میکنم .
    حالم رو نوسانی کرده با رفتارهای نامتعادلش ...

    کاری کرده که بارها به طلاق فکر کردم ولی از فکر کردن بهش لرزه به وجودم میفته

    این کسی هست که عاشقش بودم و هستم ولی با زبون تندش هر روز کمتر و کمتر میشه و من از عاقبتش می ترسم.

    احساس می کنم ازم سو استفاده میشه من ادم این نوع زندگی نیستم

    دخترم خیلی ماهه و حیفم میاد شاهد این نوع رابطه شده

    این مرد کل ایده ال های من رو به باد داده ...

    نمی دونم الان عصبی ام و دوست داشتم در این حال اینجا بنویسم

    این مردی نبود که من فکرش رو میکردم خیلی عذابم داده نمیدونم چه کار کنم؟

    درونیاتم و اون اندیشه ها دیگه خبری ازش نیست و احساس تهی بودن می کنم ...

    این خوابه من میبینم ؟

  8. 9 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (چهارشنبه 02 مرداد 98), m.reza91 (چهارشنبه 02 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), نیکیا (چهارشنبه 02 مرداد 98), میشل (پنجشنبه 03 مرداد 98), آویژه (جمعه 04 مرداد 98), آنیتا123 (پنجشنبه 03 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)

  9. #375
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم فرشته اردیبهشت
    به نظرم هر انسانی باید یه پارکینگی برا خودش داشته باشه ،،،پارکینگی که بتونه توش بعضی از وسایلش را خالی کنه ،،،چون انسان نمی تونه این همه چیز را با خودش حمل کنه
    می خوام بگم انسان باید همیشه غصه ها و یا دغدغه های دلش را سبک کنه ،،،چون انسان وقتی سبک بشه راحتتر نفس میکشه و بهتر می تونه مشکلات و مسائل را بررسی و نتیچه گیری کنه
    برا همین به نظرم بهتره حتما یه تاپیک بزنید و این بار اضافی را خالی کنید ( با حرف زدن و مشورت گرفتن )
    اگه صلاح دونستید می تونید عضو انجمن آزاد بشید و از مدیر مشورت بگیرید
    یه مشاور خیلی می تونه کمک کننده باشه .


    بعضی موقع ها ذهن درگیر یه مسائلی میشه ، مسائلی که باعث میشه انسان وارد شرایطی بشه که نتونه وقایع را کامل و در جریان درست بررسی کنه
    انسان در این جور مواقع به نظرم دچار تضادها میشه ،،تضادهایی که در ذهن نجوا میکنه که چرا همچین کاری کردی،، ، چرا مثلا همچین تصمیمی گرفتی و ...
    این نجواها باعث درگیری بین عقل و قلب میشه ،،معمولا در این جور مواقع احساس زورش بیشتره .

    ولی خب ،،،تو این جور مواقع یه stop به خودتون بدید و سعی کنید مسئله را را آرام برید یه گوشه
    وقتی شرایط ذهنی آرام شد ، حالا مجددا بررسسی شروع میشه.


    با همسرتون درد ودل کنید ، زیرا همسران با صحبت و همدلی و همدردی ست که می تونند مشکلاتشون را حل کنند .
    شرایط جامعه جوری هست که الحمد الله کم عصبانی نیستند مردم و رفتار نامتعال زیاد دیده میشه :)
    اصلا من رفتار نامتعادل نبینم ، روزم شب نمیشه
    یه روز هم با کفش همسرتون در خیابان ها قدم بزنید،،زیرا فقط با پوشیدن کفش دیگران هست که می تونیم راه رفتن دیگران را قضاوت کنیم ( این جمله ایهام داره )
    :)
    منظورم اینکه شاید همسرتون درد ودلهایی داشته باشه ( از کار و درآمد ، محیط کار - امید به زندگی و ...)



    به قول کارشناسان تالار ،،هر گلی یه خاری هم داره ،،،مهم اینکه به کجا بیشتر تمرکز کنیم
    ان شالله حل بشه
    ویرایش توسط باغبان : چهارشنبه 02 مرداد 98 در ساعت 14:14

  10. 7 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    m.reza91 (چهارشنبه 02 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 03 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (چهارشنبه 02 مرداد 98), نیکیا (چهارشنبه 02 مرداد 98), آنیتا123 (پنجشنبه 03 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)

  11. #376
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 05 [ 19:34]
    تاریخ عضویت
    1398-1-10
    نوشته ها
    813
    امتیاز
    25,716
    سطح
    96
    Points: 25,716, Level: 96
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 634
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,748

    تشکرشده 1,848 در 755 پست

    Rep Power
    181
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    حالم خیلی بده
    دوست دارم تاپیک بزنم

    این خوابه من میبینم ؟
    سلام

    باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

    بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

    ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال

    مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

    رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

    کار ملک است آن که تدبیر و تأمل بایدش

    تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست

    راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

    با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام

    هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

    نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

    این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

    ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند

    دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

    کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود

    عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

  12. 5 کاربر از پست مفید Mvaz تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 06 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), فرشته مهربان (پنجشنبه 03 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)

  13. #377
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1398-2-09
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    1,413
    سطح
    21
    Points: 1,413, Level: 21
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 17.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    87

    تشکرشده 37 در 14 پست

    Rep Power
    21
    Array
    مدیر همدردی کجا هستن؟
    غیبتشون طولانی شده
    میخواستم اشتراکمو تمدید کنم اما متاسفانه کارت ایشون غیرفعال شده

    کسی اگه به ایشون دسترسی داره لطف کنه پیغام منو بشون برسونه
    تو عاشق نبودی که درد دل عاشقا رو بفهمی
    تو بارون نموندی که دلگیریه این هوا رو بفهمی

    تو گریه نکردی برای کسی تا بدونی چی میگم
    دلت تنگ نبوده میخندی تا از حس دلتنگی میگم

    تو تنها نموندی که حال دل بیقرارو بفهمی
    عزیزت نرفته که تشویش سوت قطارو بفهمی

    تو از دست ندادی بفهمی چیه ترس از دست دادن
    جای من نبودی بدونی چیه فرق بین تو و من

  14. #378
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    فرشته جان شما و همسرت این توانایی رو دارید که از شرایط بد و اتفاقات ناخوشایند، نتایج خوب بگیرید و رابطتون رو قشنگ تر از قبلش کنید. مطمئنم یکم ذهنت استراحت کنه، راه حل ها و راهکارها رو می بینی.

  15. 8 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    m.reza91 (یکشنبه 06 مرداد 98), Mvaz (پنجشنبه 03 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), فرشته مهربان (جمعه 04 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (جمعه 04 مرداد 98), آویژه (جمعه 04 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)

  16. #379
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام ممنونم دوستان
    ببخشید که پستم بار منفی داشت و با هیجان و احساسات اون رو نوشته بودم وقتی که واقعا ناراحت و رنجیده بودم خودم میخواستم راحت باشم.چون وقتی که حرص و جوشم میره دیگه نمیتونم بیام از مشکلاتم بنویسمچون بلافاصله هربار بعد از ناراحتی همسرم جوری رفتار میکنه و مهربان میشه که یادم میره و دوست ندارم درباره اش و درباره مشکلاتی که داریم بنویسم .اون اصلا نمیزاره ناراحت بمونم میخندونه و شوخی میکنه و من میخندم سطحی ازش میگذره و فکر میکنه تموم شد در حالی که نشده.

    Cry عزیز ممنونم بابت پستت و نکات خوبت حتما نیاز به مشاوره دارم ولی فعلا وقت نذاشتم مشکلات و مسایلم رو جمع بندی و دسته بندی کنم .مخصوصا که الان مشغول پایان نامه ام و تا تمام نکنم فکرمو اشفته میکنه.Mvaz ممنون برای شعرت :)میشل عزیزم خوشحالم که خوبی و همسرت رو دوست داریراستش من قبل ازدواج خیلی برام مهم بود که عاشق همسرم باشم و از دیدن و شنیدنش لذت ببرم ولی فکر کنم خدا دعای من رو چند برابر بیشتر اجابت کرد ....من عاشقش بودم ولی واقعا کنترلش برام سخت بود الان خیلی صبور تر شدم و حسم رو بهش کنترل کردم .فکر میکنم اگر حس دوست داشتن معمولی باشه موفق تری و اذیت نمیشی.امیدوارم بتونم ذهنمو منظم کنم و مشاوره بگیرم .راستی دختر مهربون ازدواجت رو تبریک میگم :)
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : شنبه 05 مرداد 98 در ساعت 00:10

  17. 9 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 11 مرداد 98), m.reza91 (یکشنبه 06 مرداد 98), Mvaz (شنبه 05 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), فرشته مهربان (سه شنبه 08 مرداد 98), پرنیان یاسی (شنبه 05 مرداد 98), میشل (شنبه 05 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)

  18. #380
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    فرشته جان خوشحالم که حالت عوض شده.

    اینکه همسرت می تونه حالت رو عوض کنه، خودش خیلی خیلی ارزشمنده. من خیلی تلاش کردم تا به جایی رسیدم که حال خودم و همسرم رو تغییر بدم و اجازه ندم سایه ی کدورت موندگار بشه.

    این موضوع اصلا مانعی برای این نیست که مسائل رو بررسی کنی و در زمان مناسب با همسرت مطرح کنی یا از مشاور مشورت بگیری، یا با بچه های تالار همفکری کنی.

    اگه بعدش وقت کافی برای اون مسئله نمی گذاری، مسئولیتش با خودته. :)

    در مورد عشق و دوست داشتن، زندگی کلا قشنگه. چه با گرمای عشق، چه با گرمای دوست داشتن، چه وقتاییکه تو یه مشکلی گیر میفتیم، چه حتی وقتیکه شکست می خوریم.

    همه ی اینها مثل کوه هایی هستند که ازشون بالا می ریم و ساخته می شیم. تغییر کردن درونیات و اندیشه هات در شرایط جدید هم خیلی طبیعیه. ارتباط خالصانه در زمانیکه وابستگی ای به دنیا نداریم، یک چیزه، در زمانیکه عشق به فرزند و همسر داریم، یه چیز دیگه.

  19. 7 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 11 مرداد 98), m.reza91 (یکشنبه 06 مرداد 98), paiize (چهارشنبه 09 مرداد 98), فرشته مهربان (سه شنبه 08 مرداد 98), فرشته اردیبهشت (شنبه 05 مرداد 98), الهه زیبایی ها (سه شنبه 15 مرداد 98)


 
صفحه 38 از 193 نخستنخست ... 81828293031323334353637383940414243444546474858687888138 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.