سلام پرنیان عزیز
از راهنمایی های دوستانه و دلسوزانه شما واقعا ممنونم. اتفاقا دو تا منبع التهاب در حال حاضر دارم. یکی تاندون مچ پام که کشیده و ملتهب شده و یکی هم دندونم که ریشه اش عفونت کرده و همش امروز و فردا می کنم برای درست کردنش.
آزمایش قند رو هم حتما پیگیری می کنم. چون با دستگاه خانگی که داریم یه مقدار بالا نشون میده قند خونمو.
گفتم که اصلا به سلامتیم هم نمیرسم. انقد روحیه ام داغونه. هفته قبل دکتر رفتم و یه سری مولتی ویتامین و قرص آهن اینا داده ولی هنوز هیچکدومو نخوردم!
همسرم امروز ظهر زنگ زد. دفعه اول کشیده شد به دعوا و من قاطعانه گفتم که این زندگی که ما داریم قابل ادامه دادن نیست و باید برای حل مشکلاتمون صدرصد پیش مشاور بریم. اون مخالفت کرد و گفت من هیچ مشکلی ندارم که بیام پیش مشاور و همون حرفای همیشگی و بعد با عصبانیت گوشی رو قطع کرد. ( نکته مثبت این بود که گریه ام نگرفت.)
بعد از دو ساعت دوباره زنگ زد و یه کم که حرف زد گفت وقت بگیر بریم پیش مشاور. ولی انگار خیلی مستاصل شده بود که اینو گفت. منم گفتم بهت خبر میدم.
احساس میکنم یه کمی از مواضعش پایین اومده و این کار کردن من روی خودم یه کوچولو نتیجه داشته. هرچند به قول پرنیان عزیز باید خودمو برای یه مبارزه حسابی آماده کنم. ولی فکر می کنم یه قسمت کوچکی از مبارزه رو این چند روز انجام دادم. با تماس نگرفتنم، مصمم بودنم و ارزش دادن به خودم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)