به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 51

Threaded View

  1. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 فروردین 02 [ 01:54]
    تاریخ عضویت
    1397-2-11
    نوشته ها
    240
    امتیاز
    7,883
    سطح
    59
    Points: 7,883, Level: 59
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    431

    تشکرشده 358 در 165 پست

    Rep Power
    51
    Array
    ممنون از توجه و پاسخ شما دوست خوبم
    اینکه می فرمایید ایشونو بترسونم به چه طریقی؟ من تهدیدش کردم به اینکه به همه می گم. به جدایی تهدیدش کردم. احساس بسیار بد خودمو بهش گفتم و حتی ازش خواهش هم کردم که دیگه دست به من نزنه. فقط مرحله به خانواده گفتن موند که چون می دونم خانوادم روی من خیلی حساسن بهشون نگفتم چون آبروی شوهرم میرفت و احترامش به کلی از بین میرفت و من بخاطر علاقه به شوهرم و زندگیم اینو نمی خواستم.
    هرچند خودم هم الان به این نتیجه رسیدم که باید زودتر از اینها حرکت جدی ای انجام می دادم. بابا من خیلی ترسوام. همین الانشم می ترسم. نمی دونم از چی. ولی نگرانی دارم که نکنه زندگیم بخاطر اشتباهات من از هم بپاشه. همسرم مرد لجبازیه. اگه بدونه من یه جرکت به سمت جدایی پیش رفتم و حتی اگه تهدیدش کنم به جدا شدن اون چند قدم بعدی رو برمی داره.

    الان مدتی هست که دوباره قهریم. حدود یه ماهی شده. البته وسطاش اون سعی کرد با من آشتی کنه و منم با اون صحبت کردم. ولی بخاطر کاری که من درست می دونستم و انجامش دادم ولی اون قبول نداشت، دوباره رفت توی لاک خودش. مشاور به من گفت که کار درستی کردم که اینبار نظر خودمو اعمال کردم و انجام دادم. ولی الان همسرم توی قهره. منم اگه اون حرف بزنه میزنم اگه نزنه نمیزنم. نمی دونم این اسمش صبره یا قهر. ولی نمی خوام برم طرفش. یه چیزی جلوی منو می گیره. من کار اشتباهی نکردم که مستحق این رفتار باشم.

    مدتی مطالعه کردم و چند کتاب رو خوندم که خیلی مفیدن. شاید اگه زودتر این کتابارو مطالعه می کردم بهتر بود. ولی خب تصمیم دارم دیگه خودمو گناهکار ندونم و سرزنش نکنم. ایکاش یکی بهم بگه که من باید چیکار کنم؟ آیا به همین صبر(یا قهر) ادامه بدم و منتظر پیشقدم شدن اون بمونم؟ یا خودم پیشقدم بشم؟ (که اصلا دوست ندارم)

    اینم بگم که برای من هیچ کاری نداره پیشقدم شدن ولی یه چیزی بهم می گه ایندفعه باید بیشتر صبر کنم.

    - - - Updated - - -

    یه خواهشی هم داشتم که من جدیدا اعصابم خیلی تحریک پذیر شده. زود عصبی میشم. تحملم مثل قبل نیست. اگه دوباره با همسرم رابطمو شروع کنم فکر می کنم همین تحریک پذیری رو داشته باشم. نمی دونم چطوری اینو درمان کنم. یه مشکل دیگه هم دارم اینکه زود گریه ام می گیره. با اینکه مشاور گفت گریه نکن ولی هنوزم وقتی از مشکلاتم حرف میزنم گریه ام می گیره و از این موضوع خیلی بدم میاد. چطوری می تونم قویتر باشم؟

    - - - Updated - - -

    فرزانه 123
    ممنون از توجه و پاسخ شما دوست خوبم
    اینکه می فرمایید ایشونو بترسونم به چه طریقی؟ من تهدیدش کردم به اینکه به همه می گم. به جدایی تهدیدش کردم. احساس بسیار بد خودمو بهش گفتم و حتی ازش خواهش هم کردم که دیگه دست به من نزنه. فقط مرحله به خانواده گفتن موند که چون می دونم خانوادم روی من خیلی حساسن بهشون نگفتم چون آبروی شوهرم میرفت و احترامش به کلی از بین میرفت و من بخاطر علاقه به شوهرم و زندگیم اینو نمی خواستم.
    هرچند خودم هم الان به این نتیجه رسیدم که باید زودتر از اینها حرکت جدی ای انجام می دادم. بابا من خیلی ترسوام. همین الانشم می ترسم. نمی دونم از چی. ولی نگرانی دارم که نکنه زندگیم بخاطر اشتباهات من از هم بپاشه. همسرم مرد لجبازیه. اگه بدونه من یه جرکت به سمت جدایی پیش رفتم و حتی اگه تهدیدش کنم به جدا شدن اون چند قدم بعدی رو برمی داره.

    الان مدتی هست که دوباره قهریم. حدود یه ماهی شده. البته وسطاش اون سعی کرد با من آشتی کنه و منم با اون صحبت کردم. ولی بخاطر کاری که من درست می دونستم و انجامش دادم ولی اون قبول نداشت، دوباره رفت توی لاک خودش. مشاور به من گفت که کار درستی کردم که اینبار نظر خودمو اعمال کردم و انجام دادم. ولی الان همسرم توی قهره. منم اگه اون حرف بزنه میزنم اگه نزنه نمیزنم. نمی دونم این اسمش صبره یا قهر. ولی نمی خوام برم طرفش. یه چیزی جلوی منو می گیره. من کار اشتباهی نکردم که مستحق این رفتار باشم.

    مدتی مطالعه کردم و چند کتاب رو خوندم که خیلی مفیدن. شاید اگه زودتر این کتابارو مطالعه می کردم بهتر بود. ولی خب تصمیم دارم دیگه خودمو گناهکار ندونم و سرزنش نکنم. ایکاش یکی بهم بگه که من باید چیکار کنم؟ آیا به همین صبر(یا قهر) ادامه بدم و منتظر پیشقدم شدن اون بمونم؟ یا خودم پیشقدم بشم؟ (که اصلا دوست ندارم)

    اینم بگم که برای من هیچ کاری نداره پیشقدم شدن ولی یه چیزی بهم می گه ایندفعه باید بیشتر صبر کنم.

    - - - Updated - - -

    یه خواهشی هم داشتم که من جدیدا اعصابم خیلی تحریک پذیر شده. زود عصبی میشم. تحملم مثل قبل نیست. اگه دوباره با همسرم رابطمو شروع کنم فکر می کنم همین تحریک پذیری رو داشته باشم. نمی دونم چطوری اینو درمان کنم. یه مشکل دیگه هم دارم اینکه زود گریه ام می گیره. با اینکه مشاور گفت گریه نکن ولی هنوزم وقتی از مشکلاتم حرف میزنم گریه ام می گیره و از این موضوع خیلی بدم میاد. چطوری می تونم قویتر باشم؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید فرزانه 123 تشکرکرده است .

    الهه زیبایی ها (چهارشنبه 25 اردیبهشت 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.