ممنون از توجه و پاسخ شما دوست خوبم
اینکه می فرمایید ایشونو بترسونم به چه طریقی؟ من تهدیدش کردم به اینکه به همه می گم. به جدایی تهدیدش کردم. احساس بسیار بد خودمو بهش گفتم و حتی ازش خواهش هم کردم که دیگه دست به من نزنه. فقط مرحله به خانواده گفتن موند که چون می دونم خانوادم روی من خیلی حساسن بهشون نگفتم چون آبروی شوهرم میرفت و احترامش به کلی از بین میرفت و من بخاطر علاقه به شوهرم و زندگیم اینو نمی خواستم.
هرچند خودم هم الان به این نتیجه رسیدم که باید زودتر از اینها حرکت جدی ای انجام می دادم. بابا من خیلی ترسوام. همین الانشم می ترسم. نمی دونم از چی. ولی نگرانی دارم که نکنه زندگیم بخاطر اشتباهات من از هم بپاشه. همسرم مرد لجبازیه. اگه بدونه من یه جرکت به سمت جدایی پیش رفتم و حتی اگه تهدیدش کنم به جدا شدن اون چند قدم بعدی رو برمی داره.
الان مدتی هست که دوباره قهریم. حدود یه ماهی شده. البته وسطاش اون سعی کرد با من آشتی کنه و منم با اون صحبت کردم. ولی بخاطر کاری که من درست می دونستم و انجامش دادم ولی اون قبول نداشت، دوباره رفت توی لاک خودش. مشاور به من گفت که کار درستی کردم که اینبار نظر خودمو اعمال کردم و انجام دادم. ولی الان همسرم توی قهره. منم اگه اون حرف بزنه میزنم اگه نزنه نمیزنم. نمی دونم این اسمش صبره یا قهر. ولی نمی خوام برم طرفش. یه چیزی جلوی منو می گیره. من کار اشتباهی نکردم که مستحق این رفتار باشم.
مدتی مطالعه کردم و چند کتاب رو خوندم که خیلی مفیدن. شاید اگه زودتر این کتابارو مطالعه می کردم بهتر بود. ولی خب تصمیم دارم دیگه خودمو گناهکار ندونم و سرزنش نکنم. ایکاش یکی بهم بگه که من باید چیکار کنم؟ آیا به همین صبر(یا قهر) ادامه بدم و منتظر پیشقدم شدن اون بمونم؟ یا خودم پیشقدم بشم؟ (که اصلا دوست ندارم)
اینم بگم که برای من هیچ کاری نداره پیشقدم شدن ولی یه چیزی بهم می گه ایندفعه باید بیشتر صبر کنم.
- - - Updated - - -
یه خواهشی هم داشتم که من جدیدا اعصابم خیلی تحریک پذیر شده. زود عصبی میشم. تحملم مثل قبل نیست. اگه دوباره با همسرم رابطمو شروع کنم فکر می کنم همین تحریک پذیری رو داشته باشم. نمی دونم چطوری اینو درمان کنم. یه مشکل دیگه هم دارم اینکه زود گریه ام می گیره. با اینکه مشاور گفت گریه نکن ولی هنوزم وقتی از مشکلاتم حرف میزنم گریه ام می گیره و از این موضوع خیلی بدم میاد. چطوری می تونم قویتر باشم؟
- - - Updated - - -
فرزانه 123
ممنون از توجه و پاسخ شما دوست خوبم
اینکه می فرمایید ایشونو بترسونم به چه طریقی؟ من تهدیدش کردم به اینکه به همه می گم. به جدایی تهدیدش کردم. احساس بسیار بد خودمو بهش گفتم و حتی ازش خواهش هم کردم که دیگه دست به من نزنه. فقط مرحله به خانواده گفتن موند که چون می دونم خانوادم روی من خیلی حساسن بهشون نگفتم چون آبروی شوهرم میرفت و احترامش به کلی از بین میرفت و من بخاطر علاقه به شوهرم و زندگیم اینو نمی خواستم.
هرچند خودم هم الان به این نتیجه رسیدم که باید زودتر از اینها حرکت جدی ای انجام می دادم. بابا من خیلی ترسوام. همین الانشم می ترسم. نمی دونم از چی. ولی نگرانی دارم که نکنه زندگیم بخاطر اشتباهات من از هم بپاشه. همسرم مرد لجبازیه. اگه بدونه من یه جرکت به سمت جدایی پیش رفتم و حتی اگه تهدیدش کنم به جدا شدن اون چند قدم بعدی رو برمی داره.
الان مدتی هست که دوباره قهریم. حدود یه ماهی شده. البته وسطاش اون سعی کرد با من آشتی کنه و منم با اون صحبت کردم. ولی بخاطر کاری که من درست می دونستم و انجامش دادم ولی اون قبول نداشت، دوباره رفت توی لاک خودش. مشاور به من گفت که کار درستی کردم که اینبار نظر خودمو اعمال کردم و انجام دادم. ولی الان همسرم توی قهره. منم اگه اون حرف بزنه میزنم اگه نزنه نمیزنم. نمی دونم این اسمش صبره یا قهر. ولی نمی خوام برم طرفش. یه چیزی جلوی منو می گیره. من کار اشتباهی نکردم که مستحق این رفتار باشم.
مدتی مطالعه کردم و چند کتاب رو خوندم که خیلی مفیدن. شاید اگه زودتر این کتابارو مطالعه می کردم بهتر بود. ولی خب تصمیم دارم دیگه خودمو گناهکار ندونم و سرزنش نکنم. ایکاش یکی بهم بگه که من باید چیکار کنم؟ آیا به همین صبر(یا قهر) ادامه بدم و منتظر پیشقدم شدن اون بمونم؟ یا خودم پیشقدم بشم؟ (که اصلا دوست ندارم)
اینم بگم که برای من هیچ کاری نداره پیشقدم شدن ولی یه چیزی بهم می گه ایندفعه باید بیشتر صبر کنم.
- - - Updated - - -
یه خواهشی هم داشتم که من جدیدا اعصابم خیلی تحریک پذیر شده. زود عصبی میشم. تحملم مثل قبل نیست. اگه دوباره با همسرم رابطمو شروع کنم فکر می کنم همین تحریک پذیری رو داشته باشم. نمی دونم چطوری اینو درمان کنم. یه مشکل دیگه هم دارم اینکه زود گریه ام می گیره. با اینکه مشاور گفت گریه نکن ولی هنوزم وقتی از مشکلاتم حرف میزنم گریه ام می گیره و از این موضوع خیلی بدم میاد. چطوری می تونم قویتر باشم؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)