من این چند روز خیلی فکر کردم. خیلی زیاد. شاید این قهر فرصتی خوبی بود که من با خودم خلوت کنم و گمشده خودمو پیدا کنم. البته هنوز مطمئن نیستم ولی الان احساس بهتری دارم چون تا حدودی فهمیدم مشکل من چیه.
اگه بخوام خلاصه بگم مشکل من اینه که من توی این چند سال خودمو دوست نداشتم!! آره. من خودمو له و لورده کردم. اجازه دادم باهام بسیار بد برخورد بشه. و این حالمو روزبروز بدتر کرده. من اجازه دادم احساسم تحت کنترل اطرافیانم باشه. و با پذیرش بیش از حد و سکوت بی اندازه خودمو له کردم. جاهاییکه باید به خودم بها می دادم و به شخصیت خودم و خواسته هام احترام می ذاشتم اینکارو نکردم. حالا که فکر می کنم می بینم شاید خیلی زودتر از اینا من باید روی خودم کار می کردم. شاید قبل از ازدواج من خودم مشکل شخصیتی و کمبود حرمت نفس و عزت نفس داشتم که اجازه دادم این دختر بینوا انقد سختی بکشه و داغون بشه.
دارم تمرین می کنم که خودمو دوس داشته باشم. اولین کار رو هم دیروز کردم و احساسم الان خیلی بهتره. خدا کنه بتونم از این به یعد خودمو دوست داشته باشم.
من هنوز اول راهم. و شاید خیلی بی مهارت. ولی خوشحالم حداقل به یکی از مشکلاتم پی بردم. خیلی ممنون میشم دوستان کمک کنن.










علاقه مندی ها (Bookmarks)