سلام
بله گفتن اگه یکیشونم صد در صد بشه شما میتونید عقد کنید
ولی خواهرش همه چیزو به هم میزنه و به دلایل الکی با کسایی که دیگه کاملا انگار اوکی بود هم به هم زد مثلا با اون شخصی که من به عنوان باجناق باهاش مشکل داشتم به دلیل محله زندگی کاملا همه چیزو به هم زد از اون میخواست که خونشو اجاره بده و برن یه جای بالاتر مستاجری کنند که پسر قبول نکردو گفت من که خونه دارم مستاجری نمیکنم کلا به هم خورد
در مورد نقش بستن کوچک بودن در ذهن اونا راستش ما اصلا اونقدری رفت و امدی با هم نداریم وقتی هم پدر مادرشو هر از گاهی میبینم دیدار بسیار رسمی و خشک ‌و .... هستش
ولی مادرش اینو یه بار بهش گفته بود که شش سال پیش پای بچه بازیتون موندم و میتونستم بگم حرفشو نزنید اصلا و این حرفا....بیشتر من فکر میکنم این ذهنیتو در مورد دختر خودشون دارن
ولی من الان دو سالی میشه کاملا از همه نظر توانایی مسئولیت پذیریو در خودم میبینم
خونه و ماشین و شغل و این چیزارو همون در سن ۲۱ ۲۲ سالگی هم داشتم تنها فرقم با اون زمان ارتقا مدرک تحصیلی و افزایش حقوق بوده و شاید پخته تر شدن خودم....
رابطه الان ما بیشتر شبیه دوست پسر دوست دخترهای دبیرستانیه خداوکیلی
اون زمان خانواده خودمم اوکی نبودن زیاد و میگفتن زوده و از این حرفا ولی الان مادرم خودش چندین بار گفته پس چی شد نمیشه که همینجوری بمونید
این شاید حقیقت نداشته باشه و فقط تصور من باشه ولی من فکر میکنم خواهرش خواستگاراشو با من مقایسه میکنه و یکیو میخواد انتخاب کنه که کاملا از همه لحاظ از من سرتر باشه
خودش هم مشاوره حضوری رفته و مشاور هم گفته بهش باید هرچی زودتر رسمی بشین و قرار شده مادرشو ببره مشاور باهاش صحبت کنه
حالا بماند دیگه مشکلاتی که در این مدت این نامزدی مسخره طولانی برامون به وجود اورد و چه دعواهای الکی که صورت نگرفت....