
نوشته اصلی توسط
snow47
ممنون بابت حرفات.ولی زمان ثابت میکنه ایا من دوباره آرامش پیدا میکنم یا نه امیدوارم دیر نشه.آرامش مهمترینه. من ندارمش.خسته شدم از این استرس.ازینکه شبها باید با این درد بخوابم و با این درد بیدار بشم.خسته شدم از این مردم که فقط مسخره میکنند.انگار مجرمم.انگار احمقم.انگار ناشکرم.بخدا دست خودم نیست. همین مردم مجنون ستایش میکنند. ازش راضی نیستم.امیدوارم همین درد بکشه.خوب تونست دقم بده.مطمنم این اخرین فصل زندگی منه.قلبم شکست.
علاقه مندی ها (Bookmarks)