سلام
امیدوارم بتونید مشکلاتتون رو حل کنید.
از نظر من لایق سرزنش نیستین و چون من نوعی با دیدگاه خودم به شما نگاه می کنم و جای شما زندگی نکردم ممکنه که کامل شما رو نفهمم.
بنابراین چند تا سوال دارم.
با چیزهایی که می گین همسرتون شخصیت وسواسی مجبور دارن؟
شما مشکل منیک دیپریشن دارین؟
اگه در مورد این ها اطلاع ندارین تو اینترنت سرچ کنید و بخونید.
اولین و مهم ترین مسئله در ازدواج به دل نشستنه. البته تو آقایون مهم تره و تو خانوما به علت هایی کم رنگ تره. بنابراین اگه جای شما و همسرتون از نظر شخصیتی و دیدگاه عوض شده بود تا الان طلاق گرفته بودن!!! این که طلاق نگرفتین و زیاد تلاش نکردین تعجبی نداره.
دومین مسئله اینه که شما متاسفانه تو دنیای خیالی خودتون زندگی می کنید.که یا نشانه ی افسردگی و اضطراب شماست که ناشی از کمال گرایی هست یا علتش حالت منیک در شماست. حالا این دنیای خیالی رو توصیف کنید بهتره. من یه حدسایی میزنم.
نکته ی دیگه هم می تونه خودشیفتگی پنهانی در شما باشه.
حالا به من بگین در طول شبانه روز چند ساعت خودتون رو درگیر عشقای آتشین خیالی می کنید؟
آیا یک آقا رو تصور می کنید که بسیار عاشق شماست و با هم مسافرت میرین یا همچین خیالاتی؟
البته این حدس منه و اگه اشتباه می کنم امیدوارم ببخشید.
خیلی کامل در مورد خودتون توضیح ندادین آخه.
در ضمن افسردگی یا ناراحتی درمان داره و این که این طور عاجزانه اسم خودتون رو رنج و درد و ... انتخاب کنید رفتار چندان جالبی نیست.
قبل از مبارزه شکست خورده اید انگار....








علاقه مندی ها (Bookmarks)