سلام

نگرانی مشارو درک میکنم برادر شوهر ادم مثل برادر ادم میمونه و ادم حس دلسوزی داره براش
اما می خوام یه نظر صادقانه بهتون بگم که شاید از نظرتون سنگدلانه باشه اما حقیقته.

شما مسئول تربیت یا ساختن اینده ای موفق برای برادر شوهرت نیستی

تا یه حدی ادم خوبه اگر بتونه به فامیل همسرش کمک کنه اما نه به هر قیمتی

بنظر من خودت رو درگیر نگران اینده ایشون نکن وظیفه پدرومادر ایشون بود تربیتشون
و خیلی متاسف هستم که دراینباره کوتاهی کردن.

شما فقط سعی کن به همین منظور که گفتید (بخاطر دل پدرشوهر و شوهرتون)بهشون سر بزنید
با ایشون وارد بحث نشید اگر راجب هر مسئله ای بهتون نظر دادن
و دعوتشون هم نکنید وارد بحثی(یعنی هرطور که شده از صحبت با ایشون بپرهیزید)
به خانوادتون هم همین رو بگید.
در واقع پیش ایشون مثل مجسمه باشید.

و تمرکزتون رو بزارید رو اینده خودتون و زندگیتون و با این تصور برید جلو که این یه نقصیه تو خانوادتون
که باید قبولش کنید و تا حد امکان وارد چالشهای مسمومش نشید.


موفق باشید