به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 شهریور 00 [ 17:32]
    تاریخ عضویت
    1396-1-29
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    7,864
    سطح
    59
    Points: 7,864, Level: 59
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 325 در 136 پست

    Rep Power
    45
    Array
    میشل جان از نوشته هاتون کاملا مشخصه که دختر عاقل و با تدبیری هستی. ولی عزیزم اگر میخواهی از این تدبیر در زندگی مشترکت استفاده کنی حتما باید اون را با چاشنی به اصطلاح سیاست به کار بگیری.

    سیاست یعنی اینکه همسرت احساس کنه اون تدبیر از سمت خودش بوده نه شما. و این تنها با ایجاد یک رابطه عاطفی و احساسی عمیق با همسرت امکان پذیره.

    میشل جان همانطور که ما متوجه شدیم همسرتون هم میدونه که عقل و تدبیر شما بیشتر از ایشونه به همین دلیله که در مقابل پیشنهادات شما مقاومت میکنه چون این را نشونه ضعفش میدونه ولی این بدین معنا نیست که خودت را نادان تر از همسرتون نشون بدید گاهی وقتها ما زنها اگر فقط سکوت کنیم میتونیم ارتباط بالا به پایین را به یک ارتباط برابر برسونیم زمانی که ارتباط ما به برابری رسید همسرمون هم پذیرای نظرات ما هست.

    الان دو تا مسئله مطرح هست اول اینکه این اخرین اشتباه و بی تدبیری همسرتون نیست مطمعنا در زندگیتون با این چنین مشکلاتی باز هم روبرو میشید پس بهتره از همین اول همسرتون را با تبعات تصمیماتش مواجه کنید شاید باعث بشه در اینده کمتر اشتباه کنه.

    مسئله دوم اینه که حتما شما با رفتن به خونه مادرشوهرتون سختیهای زیادی را متحمل میشید ولی میتونید تحمل کنید و میتونید از یه وضعیت بد موقت فرصتی بسازید که همسرتون متوجه خیلی مسائل بشوند.

    همسرتون الان تنها راه رهایی از مشکل فعلی را رفتن به خانه پدری میدونن و متوجه عیب های این کار نیستن بنابر این اگر شما مخالفت کنید تا همیشه این برداشت را دارند که شما ایشون را در تصمیمی که گرفتن همراهی نکردید و همین می تونه زمینه ساز مشکلات دیگه ای در زندگیتون بشه.

    از طرفی اگر شما موافقت کنید به رفتن به اون خونه در تبعات تصمیم همسرتون شریک هستید پس بهترین کار اینه که سکوت کنید و زمانی که همسرتون نظر شما را خواستند تنها بگید که من به تصمیم تو احترام میزارم و هر تصمیمی بگیری همراه و پشتت هستم. ولی به طور صریح با تصمیمش موافقت نکن.

    بهتره امید داشته باشی که مادرشوهرت مخالفت کنه و یا همسرت نظرش برگرده و به اون خونه نرید.

    در مورد قرض گرفت از خانوادت کار بسیار بسیار اشتباهیه. هرگز به این صراحت در تصمیماتی که همسرت باید بگیره دخالت نکن.

    حتی اگر همسرت چنین پیشنهادی داد به روشهایی ردش کن بزار از خانواده خودش یا دوستانش قرض کنه ولی هرگز خانواده خودت را وارد نکن.

    میشل جان روی رابطه خودت با همسرت خیلی کار کن بزار رابطتون به جایی برسه که همسرت با کمال میل نظراتت را قبول کنه.

  2. 6 کاربر از پست مفید آنه ماری تشکرکرده اند .

    elisa jan (پنجشنبه 11 بهمن 97), hamed-kr (پنجشنبه 11 بهمن 97), m.reza91 (چهارشنبه 10 بهمن 97), فکور (جمعه 12 بهمن 97), میشل (چهارشنبه 10 بهمن 97), شمیم الزهرا (پنجشنبه 11 بهمن 97)

  3. #2
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام دوستان، ازتون ممنونم که به من لطف داشتید و نوشتید.


    نقل قول نوشته اصلی توسط آنه ماری نمایش پست ها
    همسرتون الان تنها راه رهایی از مشکل فعلی را رفتن به خانه پدری میدونن و متوجه عیب های این کار نیستن بنابر این اگر شما مخالفت کنید تا همیشه این برداشت را دارند که شما ایشون را در تصمیمی که گرفتن همراهی نکردید و همین می تونه زمینه ساز مشکلات دیگه ای در زندگیتون بشه.

    از طرفی اگر شما موافقت کنید به رفتن به اون خونه در تبعات تصمیم همسرتون شریک هستید پس بهترین کار اینه که سکوت کنید و زمانی که همسرتون نظر شما را خواستند تنها بگید که من به تصمیم تو احترام میزارم و هر تصمیمیی بگیری همراه و پشتت هستم. ولی به طور صریح با تصمیمش موافقت نکن.
    آنه ماری عزیز اینکه می گید صراحتا موافقت نکنم، درسته. بهش فکر نکرده بودم.

    همین کاری رو انجام می دم که شما گفتید. الان از نظر روانی آمادگیش رو دارم که دقیقا به همین شکل انجامش بدم.

    فقط فکر می کنم لازمه یه تغییر کوچیک بدم. و اون مسئله ی قرض گرفتن از خواهرمه.

    واقعیتش رو بخوای من هم به همین راحتی به این نتیجه نرسیدم که اینکارو انجام بدم. خیلی مقاومت کردم. از یک طرف خونوادم خیلی تمایل دارن بهش کمک کنن، خصوصا خواهرم که تا همین اخیرا تنها کسی بود که می دونست قسط های این خونه پرداخت نمی شن، و اصرار داره خودش پرداخت کنه.

    از اون طرف شوهرم با وجود اینکه هیچوقت مستقیما چیزی نگفت، و حتی در ظاهر مخالف بود، اما اینطور به نظر می رسید که منو مقصر می دونه که یه سری از مسئولیت های مالیش رو به خونوادم واگذار کنم.

    با این وجود من نمی تونستم بپذیرم و سعی کردم به بهترین شکل ممکن زمینه ی چنین انتظاراتی رو از بین ببرم.

    وقتی مسئله ی اجاره ی این خونه و رفتن به خونه پدرش مطرح شد هم حس کردم اینجوری می خواد منو تحت فشار بذاره که یه طبقه از خونه پدرم رو بگیرم، یا یه فکر دیگه ای بکنم. و وقتی ببینه من کاری نمی کنم، خودش کوتاه میاد. ولی دیدم که مسئله جدی شد. برای همین به این نتیجه رسیدم که بخاطر پدر و مادرم (که از اونجا رفتن من بیشترین آسیب رو می بینن)، بد نیست کوتاه بیام و پیشنهاد بدم برای شش ماه یکی از قسط ها رو خواهرم پرداخت کنه.

    که اولش موافقت کرد، ولی بعدا گفت که شرمنده می شه و اگه من باهاش همکاری می کردم، مجبور به چنین کاری نمی شد. من هم حالا به شک افتادم که شاید از اولش هم در موردش اشتباه کرده بودم. شایدم وقتی در عمل باهاش مواجه شده، دیده که کار قشنگی نیست و نخواسته. شایدم انتظار داشت مشکل کل قسط خونه رو برطرف کنم، و چون من گفتم فقط ممکنه به اندازه ی قسط کوچیکتر بتونم از خونوادم کمک بگیرم، دید فایده ای نداره و همچنان مشکل مالی سر جاشه. آدم متغیّر و پیچیده ایه، رو راست نیست، من هنوز نتونستم بشناسمش و دلیل خیلی از کارهاش رو نمی فهمم.

    در هر حال با توجه به اینکه می دونم برای اون تقریبا غیر ممکنه بتونه این حد از تنگنایی که قراره ما درش قرار بگیریم تا بتونیم هر ماه قسط خونه رو بدیم، تحمل کنه، و رئیس بانک هم گفت بخاطر بدحسابی ای که داشتیم، دیگه نباید تاخیر داشته باشیم، همچنان فکر می کنم بد نیست در این حد محدود بهش کمک کنم.

    بنابراین نظر خودم اینه که راهکار شما رو با این تغییر انجام بدم که بگم: با خواهرم صحبت کردم و مشکلی نداره یکی از قسط های خونه رو برای شش ماه پرداخت کنه. حالا دیگه هرطور خودت صلاح می دونی و هر تصمیمی که بگیری من همراهت هستم.

    راستی اینکه گفتی بذارم از خونواده ی خودش بگیره، کار درست تریه. و من وقتی این پیشنهاد رو دادم که به نظرم رسید نمی تونه از کس دیگه ای کمک بگیره.

    در هرحال هرچند می دونم حرف شما اصولی تره، اما ممکنه همین کمک محدود باعث بشه این مشکل برطرف بشه. البته در عمل خودم پرداخت می کنم و از خواهرم نمی گیرم، ولی بهتره اون ندونه.

    و اجازه نمی دم اینکار براش عادت بشه.

    پستتون مطالب دیگه ای هم داشت که شاید بعدا در موردشون بنویسم.

    مرسی واقعا کمک کردید.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  4. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    m.reza91 (جمعه 12 بهمن 97), فکور (جمعه 12 بهمن 97), آنه ماری (جمعه 12 بهمن 97), شمیم الزهرا (شنبه 13 بهمن 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.