سلام دوستای خوبم
فرشته جان میشل عزیز و گیسوکمند عزیزم خیلی ممنون که نظرتون رو برام نوشتید.
توصیه های شما رو خوندم و سعی کردم اونها رو در عمل بکار ببرم. با حرف های شما موافقم و میدونم بیشترین تأثیر را روی پسرم دارم. می دونم پسرم با عینکی که من بهش میدم به اتفاقات پیرامونش نگاه میکنه. پس مهمتر از اینکه اطرافمون داره چی میگذره اینه که برداشت و واکنش ما چیه.
گیسوکمند جان ، واقعا دوست ندارم در نقش اون مادری باشم که شما نوشتی. شاید نیاز باشه در مورد احساساتی که نسبت به پسرم دارم ریز تر بشم و ریشه اش رو پیداکنم. نظارتی که مادر همسرم روی همسرم داره هم حس خوبی بهم نمیده. با اینکه مدام سعی کرده ام با جملات مثبت خودم رو متقاعد کنم اما نمی دونم چرا این مسأله دیر یا زود دوباره بروز میکنه.منظورم احساسات منفی من نسبت به بعضی رفتارهای مادرشوهرم هست. خیلی دوست دارم ریشه اش رو بدونم و به طور ریشه ای باهاش مقابله کنم.چون هر تلاشی میکنم موقتیه و اون محبت اصیل و واقعی نسبت بهش در من بوجود نمیاد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)