مشکلش از اول ازدواجمون تا الان دخالت بابام تو کارش بود
چون تو کارش مشکل شدیدی داشت و بیکار بود
منم به خانوادم نگفته بودم ولی کم وبیش فهمیده بودن بیکاریشو
تا اینکه 9 ماه پیش شوهرم به حالت انفجار رسید
و با من دعوای شدید و فحاشی شدید به خانوادم
من همین تازگیا فهمیدم منظورش این بود که چرا من ازش جلو خانوادم دفاع نمی کردم
تا قبل از این همش فکر در گیر بود که چرا انقدر فحش می ده به خانوادم مگه من چکاره ام بره مشکلشو به بابام بگه









علاقه مندی ها (Bookmarks)